فارسی | English

شخصیت اخلاقی امام رضا | آخرین به روز رسانی : ۲۸ شهريور ۱۳۸۹ ۱۵:۰۸

 

( قسمت اول )

می دانیم که پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله وسلم ) در اخلاق نمونه بودند ، تا جایی که خدایش در مقام ستایش او را به خلق نیکو و عظیمش یاد کرده ( قلم / 4 ) و رمز موفقیت او را نیز اخلاق ارزنده ی او می داند . ( آل عمران / 154 )
امامان ( علیهم السلام ) نیز تجلی اخلاق پیامبر اعظم ( صلی الله علیه و آله وسلم ) بودند ؛ به گونه ای که هرکس آنان را می دید ، بی اختیار به یاد پیامبر ( صلی الله علیه و آله وسلم ) می افتاد . حضرت رضا ( علیه السلام ) نیز در زندگی فردی و اجتماعی چنین بود که خلق والای پیامبر ( صلی الله علیه و آله وسلم ) را حکایت می کرد و به گفته ی شاعر :

«یمثل النبی فی اخلاقه فانه النابت من اعراقه له کرامات و مکرمات فی الصفحات الدهر بینات شهود صدق لسمو ذاته کانه النبی فی صفاته»

یعنی : « در اخلاق او پیامبر ( صلی الله علیه و آله وسلم ) جلوه گر می شود . چرا که او برخاسته از ریشه های نبوی ( صلی الله علیه و آله وسلم ) است . از او نشانه هایی اعجازآمیز و ارزش هایی در اوراق تاریخ و بستر روزگاران متجلی است و گواهانی راستین بر بزرگی او گواهند .یا او آیینه ی تمام نمای اخلاق و صفات پیامبر ( صلی الله علیه و آله وسلم ) است . »

ابراهیم بن عباس که از دیر زمان محضر امام را درک کرده و از آن منبع فیض الهی ، بهره ها برده بود ، درباره ی روش اخلاقی امام ( علیه السلام ) می گوید :
« هیچ گاه ندیدم آن حضرت ، با سخن خود کسی را مورد اهانت و آزار قرار دهد و یا آن که کلام کسی را قبل از آن که سخن او پایان یابد ، قطع کند . نیاز نیازمندان را برآورده می ساخت ، هرگز در حضور دیگران به چیزی تکیه نمی داد ، پای خود را نزد کسی دراز نمی کرد ، با خدمتکاران به نرمی سخن می گفت ، در جمع با صدای بلند نمی خندید و در حضور دیگران آب دهان را بیرون نمی انداخت . » ( عیون اخبارالرضا جلد دوم ص 184 )

ابن ابی عباد ، وزیر مامون ، شیوه ی زندگی امام ( علیه السلام ) را چنین یادآور شده است :
« حضرت علی بن موسی ( علیه السلام ) در تابستان روی حصیر می نشست و فرش او در زمستان نوعی پلاس بود ، دور از چشم مردم جامه ی خشن می پوشید و هنگام رویارویی با مردم ، لباس معمولی می پوشید تا خودنمایی به زهد تلقی نشود » ( عیون اخبار الرضا جلد ii ص 178 )
 
 ( قسمت دوم )
 در این گفتار ذیل ادامه ی بحث « شخصیت اخلاقی امام رضا علیه السلام » به بررسی گوشه ای دیگر از اخلاق ایشان تحت عنوان « عطر اخلاق امام در نسیم شاعران » می پردازیم :
ابونواس ، از ادیبان و شعرای معروف عصر امام رضا علیه السلام است . وی که در ادبیات و شعر ، شهره و نادار زمان خود بوده است ، با تمام توان ادبی که داشت ، از ستودن امام علیه السلام اظهار ناتوانی کرد . ابن طولون می نویسد :
« برخی از اصحاب به ابونواس اعتراض داشته و گفتند :
ـ تو درباره ی شراب ، کوه و دشت ، موسیقی و ... شعر سروده ای ، تو را چه شده است که درباره ی موضوعی مهم ، یعنی شخصیت والای علی بن موسی الرضا علیه السلام تا کنون چیزی نگفته و شعری نسروده ای ؟ با آن که معاصر امام نیز هستی و او را به خوبی می شناسی .
ـ ابونواس در پاسخ چنین گفت : والله ما ترکت ذلک الا اعظاما له و لیس یقدر مثلی ان یقول مثله ؛ سوگند به خدا که بزرگی او مانع این کار شده است . چگونه کسی چون من ، درباره ی شخصیتی چون او مدح تواند کرد . » آن گاه ابیات زیر را سرود :

«قیل لی انت اوحد الناس طرا فی فنون من الکلام النبیه لک فی جوهر الکلام بدیع یثمر الدر فی یدی مجتبیه فعلام ترکت مدح ابن موسی والخصال التی تجمعن فیهقلت لا اهتدی لدمح امام کان جبریل خادما لابیه»

چکیده ی سخن او چنین است : از من نخواهید او را بستایم ، مرا توان آن نیست تا از کسی که جبرئیل خادم آستان پدر اوست مدح گویم . ( کشف الغمه ج 3 ص 18 )
قصیده ای منسوب است که در مرو چون چشمش به حضرت رضا علیه السلام افتاد ، آن را سرود و گفت :

«مطهرون نقیات ثیابهم تجری الصلاه علیهم اینما ذکروا من لم یکن علویا حین تنسبه فماله فی قدیم الدهر مفتخر فانتم الملا الاعلی و عندکم علم الکتاب و ما جاء ت به السور»

یعنی : امامان معصوم ، پاکیزگان و پاکدامنان هستند که هرگاه نامی از ایشان به میان آید ، بر آنان درود و تحیت فرستاده خواهد شد .
کسی که انتسابش به سلاله ی پاک علی علیه السلام نرسد ، در روزگاران دارای مجد و افتخار نیست .
به راستی که شما در جایگاه بلندی قرار دارید و علم کتاب و مضامین سوره های قرآن نزد شماست . ( تذکره الخواص ص 321 و الائمه الاثنی عشر ص 98 )

ابن صباغ مالکی درباره ی حضرتش می نویسد : « حضرت از مناقبی والا و صفاتی پسندیده برخوردار است . نفس شریفش پاک ، هاشمی نسب و از نژاد پاک نبوی ( صلی الله علیه و آله و سلم ) است » ( الفصول المهمه ص 243 )
بعد از جریان ولایت عهدی ، روزی عبدالله بن مطرف بن هامان بر مامون وارد شد . حضرت رضا علیه السلام نیز در مجلس حضور داشت . خلیفه رو به عبدالله کرد و گفت : درباره ی ابوالحسن چه می گویی؟ عبدالله گفت :
« چه بگویم درباره ی کسی که طینت او با آب رسالت سرشته شده و ریشه در گوارای وحی دوانیده است . آیا از چنین ذاتی جز مشک هدایت و عنبر تقوا می تواند ظاهر شود؟ » ( عیون اخبار الرضا ج 2 ص 144

 ( قسمت آخر )

در این گفتار ذیل ادامه ی بحث « شخصیت اخلاقی امام رضا علیه السلام » و به عنوان آخرین بخش قسمت اخلاق امام علیه السلام به بررسی گوشه ای دیگر از اخلاق ایشان تحت عنوان
« عطر اخلاق امام در بیان روایات » می پردازیم :
● ایشان بسیار به مستمندان رسیدگى مى‏کردند.
● به دادن صدقه به ویژه در شبهاى تار و به صورت پنهانى بسیار مبادرت مى‏کردند.
● با خدمتگزارانشان کنار یک سفره مى‏نشستند و غذا مى‏خوردند.
● هیچ فرقى میان غلامان‏ و اشراف و اقوام ‏و بیگانگان نمى‏گذاشتند، مگر براساس تقوا.
● همواره متبسم و خوش‏رو بودند.
● بهترین بخش غذاى خود را قبل از تناول، براى گرسنگان جدا مى‏ساختند.
● با فقرا مى‏نشستند.
● در تشییع جنازه شرکت مى‏جستند.
● خدمتکارى را که مشغول خوردن غذا بودند، به خدمت فرا نمى‏خواندند.
● با صداى بلند و با قهقهه هرگز نمى‏خندیدند.
● رفع نیاز مؤمنان و گره‏گشایى از ایشان را بر دیگر کارها مقدّم مى‏داشتند.
● روی حصیر مى‏نشستند.
● قرآن زیاد تلاوت مى‏کرد.
● با گفتارشان دل کسى را نرنجاندند.
● سخن هیچ کس را ناتمام نمى‏گذاشتند و نمى‏شکستند.
● هیچ نیازمندى را تا حد امکان رد نکردند.
● پاى خویش را هنگام نشستن در حضور دیگران دراز نمى‏کردند.
● در حضور دیگران همواره از دیوار فاصله داشتند و هیچ گاه تکیه نزدند.
● همواره یاد خدا بر زبان جارى داشتند.
● از اسراف و تبذیر سخت پرهیز داشتند.
● به مسافرى که پول خود را تمام و یا گم‏کرده بود، بدون چشمداشت، هزینه سفر مى‏دادند.
● در دادن افطارى به روزه‏داران کوشا بودند.
● به عیادت بیماران مى‏رفتند.
● در معابر عمومى، آب دهان خود را نمى‏انداختند.
● از میهمان شخصا پذیرایى مى‏کردند.
● هنگامى که بر جمعى کنار سفره وارد مى‏شدند، اجازه نمى‏دادند تا براى احترام وى از جاى برخیزند.
● به سخن دیگران که اییشان را مورد خطاب قرارداده، از ایشان پرسشى داشتند، با دقت کامل گوش مى‏دادند.
● خویش را به بوى خوش معطر مى‏کردند، به خصوص براى نماز.
● به نظافت جسم و لباس به ویژه موى سر توجّه داشتند.
● قبل از غذا دست ها را مى‏شستند و با چیزى خشک نمى‏کردند، بعد از غذا نیز آنها را مى‏شستند و با حوله‏اى خشک مى‏کردند.
● اگر غذایى از حد نیاز زیاد مى‏آمد، آن را هرگز دور نمى‏ریختند.
● در حضور دیگران به تنهایى چیزى نمى‏خوردند.
● بسیار بردبار و شکیبا بودند.
● کارگرى را که به مبلغ معین اجیر مى‏کردند، در پایان افزون بر مزدش به او عطا مى‏کردند.
● با همگان با رافت و خوشرویى روبرو مى‏شدند.
● بسیار فروتن بودند.
● به فقرا و بیچارگان بسیار مى‏بخشیدند و آن را براى خود پس انداز مى‏دانستند.

این همه که یاد شد، بى‏گمان خوشه‏اى از خرمن شخصیت اخلاقى آن امام بزرگ است و نه تمام آن


منبع:  

www.razavi.ir




ارسال به دوستان