امام رضا علیه السلام الگویی برای اخلاق | آخرین به روز رسانی : ۲۸ شهريور ۱۳۸۹ ۱۸:۵۸
امامان پاک ما در میان مردم و با مردم مىزیستند، وعملا به مردم درس زندگى و پاکى و فضیلت مىآموختند، آنان الگو و سرمشق دیگران بودند، و با آن که مقام رفیع امامت آنان را از مردم ممتاز مىساخت، و برگزیده خدا و حجت او در زمین بودند درعین حال در جامعه حریمى نمىگرفتند، و خود را از مردم جدا نمىکردند، و به روش جباران انحصار و اختصاصى براى خود قائل نمىشدند، و هرگز مردم را به بردگى و پستى نمىکشاندند و تحقیر نمىکردند. آنان نمونه بارز اسوه حسنه می باشند.
«ابراهیم بن عباس»مىگوید:«هیچگاه ندیدم که امام رضا علیه السلام در سخن بر کسى جفا ورزند، و نیز ندیدم که سخن کسى را پیش از تمام شدن قطع کنند، هرگز نیازمندى را که مىتوانستند نیازش را بر آورده سازند،
رد نمىکردند، در حضور دیگرى پایشان را دراز نمىفرمود، هرگز ندیدم به کسى از خدمتکاران و غلامانشان بدگوئى کنند، خنده ایشان قهقهه نبود بلکه تبسم بود، چون سفره غذا به میان مىآمد همه افراد خانه حتى دربان و مهتر را نیز بر سفره خویش مىنشاندند و آنان همراه با امام غذا مىخوردند. شبها کم مىخوابیدند و بیشتر بیدار بودند، و بسیارى از شبها تا صبح بیدار مىماندند و به عبادت مىگذراندند، بسیار روزه مىداشتند و روزه سه روز در هر ماه را ترک نمىکردند (1)،
کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشتند، وبیشتر در شبهاى تاریک مخفیانه به فقرا کمک مىکردند. (2)
«محمد بن ابى عباد» مىگوید: فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسى بود. لباس ایشان- در خانه- درشت و خشن بود، اما هنگامیکه در مجالس عمومى شرکت مىکرد (لباسهاى خوب و متعارف مىپوشیدند) و خود را مىآراستند. (3)
شبى امام میهمان داشتند، در میان صحبت چراغ نقصى پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، امام نگذاشتند و خود این کار را انجام دادند و فرمودند:
ما گروهى هستیم که میهمانان خود را به کار نمىگیریم. (4)
یکبار شخصى که امام را نمىشناخت در حمام از امام خواست تا او را کیسه بکشد،امام علیه السلام پذیرفتند و مشغول شدند، دیگران امام را بدان شخص معرفى کردند، و او با شرمندگى به عذرخواهى پرداخت ولى امام بى توجه به عذر خواهى او همچنان او را کیسه مىکشیدند و او را دلدارى مىدادند که طورى نشده است. (5)
شخصى به امام عرض کرد: به خدا سوگند هیچ کس در روى زمین از جهت برترى و شرافت پدران به شما نمىرسد.
امام فرمودند:تقوى به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگارآنان را بزرگوار ساخت. (6)
مردى از اهالى بلخ مىگوید: در سفر خراسان با امام رضا علیه السلام همراه بودم، روزى سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران و غلامان حتى سیاهان را بر آن سفره نشاندند تا همراه ایشان غذا بخورند.
من به امام عرض کردم: فدایتان شوم. بهتر است اینان بر سفره ای جداگانه بنشینند. فرمودند: ساکتباش، پروردگار همه یکى است، پدر و مادر همه یکى است، و پاداش هم به اعمال است. (7)
«یاسر» خادم امام مىگوید: امام رضا علیه السلام به ما فرموده بودند اگر بالاى سرتان ایستادم (و شما را براى کارى طلبیدم) و شما به غذا خوردن مشغول بودید برنخیزید تا غذایتان تمام شود.بهمین جهت بسیار اتفاق مىافتاد که امام ما را صدا مىکردند، و در پاسخ ایشان مىگفتند به غذا خوردن مشغولند، و آن گرامى مىفرمودند بگذارید غذایشان تمام شود. (8)
یکبارغریبى خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم،از حج باز گشتهام و خرجى راه تمام کردهام، اگر مایلید مبلغى به من مرحمت کنید تا خود را بوطنم برسانم، و در آنجا از جانب شما معادل همان مبلغ را به مستمندان صدقه خواهم داد، زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند ماندهام.
امام برخاستند و به اطاقى دیگر رفتند، و دویست دینار آوردند و از بالاى در دست مبارک خویش را فراز آوردند، و آن شخص را خواندند و فرمودند: این دویست دینار را بگیر و توشه راه کن، و به آن تبرک بجوى، و لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه بدهى...
آن شخص دینارها را گرفت و رفت، امام از آن اطاق به جاى اول بازگشتند،از ایشان پرسیدند چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟
فرمودند: تا شرمندگى نیاز و سؤال را در او نبینم... (9)
امامان معصوم و گرامى ما در تربیت پیروان و راهنمائى ایشان تنها به گفتار اکتفا نمىکردند، و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژهای مبذول مىداشتند، و در مسیر زندگى اشتباهاتشان را گوشزد مىفرمودند تا هم آنان از بیراهه به راه آیند، و هم دیگران و آیندگان بیاموزند.
«سلیمان جعفرى» از یاران امام رضا علیه السلام مىگوید: براى برخى کارها خدمت امام بودم، چون کارم انجام شد خواستم مرخص شوم، امام فرمودند: امشب نزد ما بمان.
همراه امام به خانه ایشان رفتم، هنگام غروب بود،غلامان حضرت مشغول بنائى بودند امام در میان آنها غریبه ای دیدند، پرسیدند:این کیست؟ عرض کردند: به ما کمک مىکند و به او چیزى خواهیم داد.
فرمودند: مزدش را تعیین کردهاید؟
گفتند: نه!هر چه بدهیم مىپذیرد.
امام بر آشفتند و خشمگین شدند. من به حضرت عرض کردم: فدایتان شوم خود را ناراحت نکنید. ..
فرمودند: من بارها به اینها گفتهام که هیچکس را براى کارى نیاورید مگر آنکه قبلا مزدش را تعیین کنید و قرار داد ببندید. کسى که بدون قرار داد و تعیین مزد کارى انجام دهد اگر سه برابر مزدش را بدهى باز گمان مىکند مزدش را کم دادهای، ولى اگر قرار داد ببندى و به مقدار معین شده بپردازى از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کرده ای، و در این صورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزى به او بدهى هر چند کم و ناچیز باشد مىفهمد که بیشتر پرداختهای و سپاسگزار خواهد بود. (10)
«احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى» که از بزرگان اصحاب امام رضا علیه السلام محسوب مىشود نقل مىکند. من با سه تن دیگر از یاران امام خدمتشان شرفیاب شدیم، و ساعتى نزد امام نشستیم، چون خواستیم باز گردیم امام به من فرمودند:اى احمد! تو بنشین. همراهان من رفتند و من خدمت امام ماندم، و سؤالاتى داشتم بعرض رساندم و امام پاسخ مىفرمودند، تا پاسى از شب گذشت، خواستم مرخص شوم، فرمودند: مىروى یا نزد ما مىمانى؟
عرض کردم: هر چه شما بفرمائید، اگر بفرمائید بمان مىمانم و اگر بفرمائید برو مىروم.
فرمودند: بمان، و اینهم رختخواب (و به لحافى اشاره فرمودند) .آنگاه امام برخاستند و به اطاق خود رفتند.من از شوق به سجده افتادم و گفتم: سپاس خداى را که حجتخدا و وارث علوم پیامبران در میان ما چند نفر که خدمتشان شرفیاب شدیم تا این حد به من محبت فرمودند.
هنوز در سجده بودم که متوجه شدم امام به اطاق من باز گشته اند، برخاستم. حضرت دست مرا گرفتند و فشردند و فرمودند:
اى احمد! امیرمؤمنان علیه السلام به عیادت «صعصعة بن صوحان» (که از یاران ویژه آن حضرت بود) رفتند، و چون خواستند برخیزدند فرمودند: «اى صعصعه!از این که به عیادت تو آمدهام به برادران خود افتخار مکن - عیادت من باعث نشود که خود را از آنان برتر بدانى- از خدا بترس و پرهیزگار باش، براى خدا تواضع و فروتنى کن خدا ترا رفعت مىبخشد.» (11)
امام علیه السلام با این عمل و سخن خویش هشدار داده اند که هیچ عاملى جاى خود سازى و تربیت نفس و عمل صالح را نمىگیرد، و به هیچ امتیازى نباید مغرور شد، حتى نزدیکى به امام و عنایت و لطف آن بزرگوار نیز نباید وسیله فخر و مباهات و احساس برترى بر دیگران گردد.
پی نوشت ها
1- گویا منظور روزه پنجشنبه اول ماه و چهار شنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ماه است که پیشوایان معصوم فرمودهاند کسى که اضافه بر روزه ماه مبارک رمضان درهر ماه این سه روز را روزه بگیرد مانند آنست که همه سال روزه باشد.
2- اعلام الورى ص 314.
3- اعلام الورى ص 315.
4- کافى ج 6 ص 283.
5- مناقب ج 4 ص 362.
6- عیون اخبار الرضا ج 2 ص 174.
7- کافى ج 8 ص 230.
8- کافى ج 6 ص 298 .
9- مناقب ج 4 ص 360 .
10- کافى ج 5 ص 288 .11- معجم رجال الحدیث ج 2 ص 237- رجال کشى ص 588
نسخه چاپی

