بررسی حقیقت ولایت و امامت -کاربرد ولایت در قرآن و حدیث | آخرین به روز رسانی : ۱۰ مهر ۱۳۸۹ ۱۰:۴۵
کاربرد ولایت در قرآن و حدیث
کاربرد ولایت در لسان آیات قرآن و روایات اسلامی عبارت است از ؛
1 ـ محبّت
اوّلین مرتبه از ولایت که در آیات و روایات فراوانی نسبت به آن تأکید شده، محبّت و مودّت نسبت به اهل بیت پیامبر (ص) است :
امام رضا (ع) در ذیل این آیه، آنجا که تفاوت « عترت » و « امّت » را بیان میکردند، فرمودند :
این، خصوصیتی است خاصّ آل پیامبر(ص) و نه دیگران. چرا که اوّلا ؛ خداوند مودّت اهل بیت(ع) را واجب نفرمود، مگر به این جهت که دانستْ ایشان هیچ گاه از دین برنمیگردند و به سوی گمراهی نخواهند رفت. ثانیآ اینکه چه بسا قلب انسان نمیتواند خالصانه دوستدار کسی باشد که نسبت به بعضی از افراد خانوادهاش دشمنی کند. و چون خدا میخواهد که دل رسول الله(ص) نسبت به مؤمنان، دوستی خالصانه داشته باشد، محبّت نسبت به ایشان را واجب کرده است. و لذا هر کس این دستور را عمل کند، مورد محبّت رسول خدا(ص) قرار میگیرد و هر کس آن را ترک کند، از دوستی او محروم میشود2 .
البتّه دلالت این آیه بر اهل بیت پیامبر(ص)، مورد قبول همه مسلمانان است و اختلافی بین شیعه و سنّی وجود ندارد، مگر ناصبیها که مبغض اهل بیت(ع) هستند و محکوم به نجاست 3.
زمخشری در ذیل آیه، منظور از « القربی » را اقربای نزدیک پیامبر(ص) برشمرده و ضمن آن، حدیثی از پیامبر (ص) نقل میکند که در آن دوستی و ولایت اهل بیت(ع)، همدرجه با شهیدان و مایه آمرزش از گناهان و ورود به بهشت و رحمت الهی معرّفی شده است 4.
همچنین در منابع شیعه از پیامبر (ص) نقل شده که فرمودند :
قرآن درباره رمز این توصیه میفرماید :
چرا که ولاء محبّت به عنوان مقدّمهای برای سایر ولایتها، عامل بسیار ارزندهای در تربیت انسان است و زمینهسازی برای قبول ولایت و امامت اهل بیت پیامبر(ص)، به شمار میرود.
امام رضا (ع) برای فردی از اهل سنّت که از ایشان خواست تا با دستخطّی از خود، او را به تبرّک آن مشرّف سازند، مرقوم فرمودند :
همچنین از آن حضرت روایت شده که پیامبر(ص) به امیر المؤمنین(ع) فرمودند :
« خوشا به حال آن کسی که تو را دوست بدارد و تو را تصدیق کند. و وای به حال کسی که از تو بدش بیاید و تو را تکذیب نماید. دوستداران تو در دورترین طبقات زمین و آسمان به ورع و خوشرفتاری و تواضع و خشوع در برابر خدا شناخته شدهاند. آنها حق ولایت تو را شناختهاند و چشمانشان از سر محبّت تو و امامان از نسل تو گریان است. آنها به سنّت پیامبر متدیناند و به فرمان اولو الامر عامل و فرمانبردار و نسبت به یکدیگر روابطی دوستانه دارند »8 .
پس معلوم است که ثبوت دوستی و اظهار ارادت و محبّت نسبت به اهل بیت(ع)، در عمل کردن به دستورات آنهاست. و این نکته در کلام صریح اهل بیت(ع) نمود یافته و افرادی با نام تشیّع که اثر چشمگیری از تعلیمات اهل بیت در عمل خود ندارند، مورد نکوهش قرار گرفتهاند. از امام علی بن موسی الرضا (ع) نقل شده که ؛ روزی از دوستان خویش درباره آیه «... إِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صالِحٍ...» 9 پرسیدند، یکی از حاضران عرض کرد : « بعضیمعتقدند که معنی آن این است که فرزند نوح ( کنعان ) فرزند حقیقی حضرت نوح(ع) نبوده است. » امام فرمودند :
« کَلاّ لقد کانَ ابنُهُ و لکن لمّا عَصَی اللهُ نَفاهُ عن ابیه، کذا مَن کَانَ منّا و لم یطِع اللهَ فَلَیسَ منّا » 10
« نه چنین نیست. او براستی فرزند حضرت نوح(ع) بود. امّا هنگامی که گناه کرد و از جادّه اطاعت فرمان خدا قدم بیرون نهاد، خداوند فرزندی او را نفی کرد. همچنین کسانی که از ما باشند ولی اطاعت خدا نکنند، از ما نیستند.»
و نیز آن امام همام در نقل دیگری از پیامبر (ص) فرمودند :
« هر کس دوست دارد به کشتی نجات سوار شود و به دستگیره محکم چنگ زند و با ریسمان قوی الهی خود را حفظ کند، باید بعد از من، علی را دوست بدارد و دشمنان علی را دشمن برگزیند. و به ائمّه هدایتگر که از فرزندان اویند، تأسّی نماید و آنان را امام خود بداند. زیرا آنان خلفاء و اوصیاء من و بعد از من حجّتهای خدا بر خلق بوده و سرور امّت و رهبر متّقین به سوی بهشت هستند. حزب آنان حزب من و حزب من حزب خداست و حزب دشمنان ایشان حزب شیطان است »11 .
پس محبّت و مودّت شرط کافی برای پذیرش ولایت نیست، اگر چه شرط لازم آن است. و بدون عمل به دستورات آن ها، ولایت تحقّق نمییابد.
2 ـ مرجعیّت دینی
محبّت به آل محمّد (ص) زمینهساز قبول امامت و مرجعیّت دینی است که با پیروی از احکام و الگوگیری از آنها محقّق میشود. ولی در این معنا، مبلّغ و کارشناس دین و مفسّر قرآن است، علاوه بر آن که ملجأ و پناهگاهی برای مردم در سختیها و ناهنجاریها به شمار میرود.
پیامبر (ص) که در مقام عصمت، الگوی جامعه انسانی معرّفی شدهاند 12و مردم باید در رفتار و اخلاق، به ایشان اقتدا کنند تا مورد مهر و رضایت الهی قرار گیرند 13 ، در آخرین لحظات عمر خویش، اهل بیت خویش را به پیشوایی مردم برگزیدند :
« إنّی تارِکٌ فیکُمُ الثّقلین کتابَ الله و عترتی ( اهل بیتی ) و لَن یفتَرقا حتّی یرِدا عَلَی الحَوضَ » 14
که در جایی دیگر چنین ادامه دادهاند :« فلا تُقَدّموهُما فَتهلکُوا و لا تُقَصّروا عنهما فتهلکُوا وَ لا تُعلّموهُم فإنّهم أعلمُ منکُم » 15
من در بین شما دو چیز ارزنده باقی میگذارم، کتاب خدا و اهل بیتم. آنها از هم جدا نمیگردند، تا در حوض کوثر بر من وارد آیند. بر آنها پیشی نگیرید که تباه میشوید. از آنها کوتاهی نکنید که از بین میروید. و به آنان نیاموزید که از شما داناترند.
و نیز طبق نقل امام رضا (ع) از پیامبر(ص)، ایشان فرمودند :
« الا انّی مخلَّفٌ فیکم کتاب ربّی عز و جل و عترتی اهل بیتی ».
«بدانید که من در بین شما کتاب پروردگارم و نیز عترت و اهلبیتم را باقی میگذارم.»
سپس دست حضرت علی(ع) را گرفته و بلند کردند و فرمودند :
« هذا علیٌّ مع القرآن و القرآن مع علی خلیفتان بصیران لا یفترقان حتی یردا علی الحوض فأسألهما ماذا خلّفت فیهما » 17
«این علی است که همواره همراه قرآن است و قرآن نیز با اوست. آنها دو باقیمانده روشن و آگاهی هستند که پیوند آنها هرگز از هم نمیگسلد تا اینکه در حوض کوثر بر من وارد شوند. و من درباره آنها از شما بازخواست خواهم کرد.»
در این سخنان، پیامبر اکرم (ص) با قرینسازی و عِدل قرار دادن اهل بیت(ع) : با قرآن، مقام عصمت را در آنان ستوده و افکار جامعه بشری را به این سو سوق داده که راه حق جز این نیست.
پس آنها حجّتهای خدایند که باید اسوه و مقتدای انسانها باشند. و در این راستا پیشی گرفتن یا عقب ماندن از آنها، جامعه را به انحطاط میکشاند. بلکه با پذیرش ولایت آنها و تسلیم در برابر فرمانشان، سلامت دین و دنیا تضمین میگردد.
3 ـ رهبری اجتماعی
حقّ ولایت امری مسلمین و زمامداری امور جامعه، از سوی خداوند، پس از پیامبر (ص) به کسانی تفویض شده که حجّت بر مردم و حافظ دین و دنیای آنها هستند، که بر طبق آیه :
« أطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأَمْرِ مِنکُمْ...» 18
« وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللّهِ... » 19
«و کیست گمراهتر از آن کسی که پیرو هواهای نفسانی خود باشد و هدایتی از طرف خدا، شامل حال او نگردد.» میفرمایند : یعنی کسی که دینش را بر اساس رأی خود بدون امامی از ائمه هدی (ع) برگزیند »20 .
4 ـ ولایت معنوی 21
این نوع ولایت به عنوان بارزترین مرتبه آن، نوعی اقتدار و تسلّط فوقالعاده تکوینی انسانهای کاملی است که بر اثر نیل به مقام قرب الهی 22 و بهرهمندی از لطف و عنایات خاص او، به اوج معنویت دست یافته، با نفوذ غیبی و ولایت بر جهان طبیعت و نفوس انسانها، به ضمائر عالم مسلّط شده و شاهد بر اعمال مردم هستند.
به عبارت دیگر ولایت معنوی، شأن انسانهایی است که از هواهای نفسانی پاک باشند و انبعاث و برانگیخته شدن ارادهشان با تحریک و اشارهای غیبی صورت گیرد 23. یعنی علم آنها از جانب خداست و درک و فهم آن به ارادهای الهی بستگی دارد. به طوری که حقایق پوشیده عالم بر آنها مشهود میگردد. و بر طبق روایات، آنها حجّت اهل زمین و واسطه فیض الهی به اذن خدا هستند. چرا که برای بشر خاکی، درک فیض از مبدأ فیاض ممکن نیست. پس به حکم آیه « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ ابتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ...» 24 باید به یک وسیله معنوی الهی تمسّک جوید تا بهرهمندی از فیض الهی میسور گردد.
امام رضا (ع) این وسیله الهی را بر طبق کلام پیامبر (ص) چنین تبیین میفرمایند :
« الائمةُ مِن وُلدِ الحسینِ، مَنْ أطاعَهُم فقَد أطاعَ اللهِ وَ مَن عَصاهم فقد عَصَی الله، هُم العُروةُ الوُثقی وَ هُمْ الوَسیلةُ الی اللهِ عزّ و جلّ. » 25
«ائمه(ع)، از نسل امام حسین(ع) هستند. و هر کس از ایشان پیروی کند، خدا را اطاعت کرده و هر کس از ایشان نافرمانی کند، نافرمانی خدا را کرده است،ایشان دستگیره هائی محکم ووسیله به سوی خداوند عزیزوبلندمرتبه هستند.»
1. شوری (42)؛ 23.
2. ترجمه عیون اخبار الرضا ج 1 ص 479 و 480 با کمی تصرّف.
3. وسایل الشیعة، ج 1، ص 159 در حدیثی از امام صادق آورده که فرمود: « فاِنّ الله تبارک و تعالی لم یخلُق خلقاً اَنجَسُ مِن الکلبِ و انّ النّاصب لنا اهل البیت لإَنجَسُ منه » خداوند خلقی را نجستر از سگ نیافرید وناصب ما اهل بیت از آن هم نجستر است.
4. ر. ک تفسیر کشّاف زمخشری ) ذیل آیه 23 شوری(.
5. بحار الانوار ج 27 ص 158.
6. سبأ 47: ( 34 ).
7. بحار الانوار ج 66 ص 253 ح 33.
8. ترجمه عیون اخبار الرضا ج 1 ص 6 ص 537 و 538 ح 21 (و نیز ر. ک : امالی صدوق مجلس 83 ص 561 ح 2).
9. هود (11):46؛ «... او عمل غیر صالحی است ( فرد غیرشایستهای است...).
10. تفسیر نمونه ج 9 ص 119 و نیز تفسیر صافی ج 3 ص 463.
11. بحار الانوار ج 23 ص 144 ح 100.
12. ر. ک : احزاب (3): 31؛ (لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللهَ وَ الیَوْمَ الآخِرَ) «مسلّماً رسول خدا برای شما در زندگی سرمشق نیکویی است برای آنها که امید به رحمت خداوند و روز رستاخیزدارند.»
13. ر. ک : آلعمران (3): 31 «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَ یَغفِرْلَکُمْ ذُنُوبَکُمْ» «بگو: اگرخدا را دوست میدارید از من پیروی کنید تا خدا ( نیز ) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد...».
14. بحار الانوار ج 23 ص 145 ح 105.
15. همان ص 152 ح 113.
16. همان ص 144 و 145 ح 101؛ و نیز ر. ک ) خصال صدوق ص 101 ح 86 همچنین در عیون اخبارالرضا ج 1 ص 469 و 470 باب 23 آمده که امام رضا (ع) از قول پیامبر فرمودند: « اِنّی مُخّلِّفٌ فیکم الثقلینکتابَ الله و عترتیاهل بیتی ألا و اِنَّهُما لَن یفتَرِقا حَتّی یرِدا عَلَیَّ الحَوضَ فَانظُروا کیفَ تَخلُفونی فیهما اَیها الناسُ لاتُعَلِّموهُم فاïنَّهم أعلمُ منکم».
حدیث ثقلین که با عبارات مختلف در کتب شیعه و اهل سنّت آمده نشان از نقل فراوان آن از سوی پیامبر دارد. کهدر پیام قرآن ج 9 ص 62 ـ 72 و نیز المراجعات ج 1 ص 234 ـ 241 روایات نقل شده از اهل سنّت آمدهاست
17. بحار الانوار ج 38 باب 61 ص 118 ح 61.
18. نساء (4): 59؛ «...خدا را اطاعت کنید پیامبر خدا و اولی الامر( = اوصیای پیامبر) را اطاعت کنید...».
19. قصص (28):5050.
20. کافی ج 1 ص 374 ح 1.
21. این نوع ولایت همان ولایتی تکوینی است که مقام مرجعیّت دینی و نیز رهبری و زمامداری جامعه بشری باعنوان ولایت تشریعی فرع جداییناپذیر آن تلقّی میشود. که خداوند پیامبر و اهلبیت ایشان را به این مقامرفیع مفتخر ساخته است.
22. در باب مراحل دستیابی به قرب الهی و رابطه آن با ولایت ر. ک : ) ولاء و ولایتها استاد مطهری ص 74 ـ ( 76 ولایت و کمال قدرتی است که بر اثر عبودیت و پرستش واقعی خداوند نصیب انسان میشود.بدین معنا که انسان با عبودیت به خدا تقرّب یافته و مورد عنایت خاص او قرار میگیرد. و لذا چشم و گوش وزبان و دست و قدرت او به درجه کمال انسانیّت نایل میشود.
23. ولاء و ولایتها استاد مطهری ص 61.
24. مائده (5): 35؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید (از مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و وسیلهای برای تقرّب بهاو بجویید...».
25. بحار الانوار ج 36 ص 244 ح 54. اطاعت آنها همچون اطاعت خدا و پیامبر او واجب است. چه آن که در مقام و منصب حکومت باشند یا نه. عدم اطاعت و پیروی از مقام ولایت، باعث انحراف و گمراهی و رشد ریشه های هواپرستی در جامعه خواهد شد. همچنان که امام رضا (ع) در مورد معنی آیه: « إنّی تارکٌ فیکم الثقلین، احدُهما اکبرُ مِن الآخَرِ کتابَ الله حبلٌ ممدودٌ مِن السماءِ اِلی الأرضِ و عترتی اهلُ بیتی فانظروا کیف تخلفونی فیهما »16
«من دو چیز گرانبها را برایتان باقی میگذارم که یکی از آن دو از دیگری بزرگتر است. آنها عبارتند از : کتاب خدا که از آسمان به سوی زمین کشیده شده است و عترتم اهلبیتم. پس بنگرید که چگونه پس از من با آن دو رفتار میکنید.»
همچنین پیامبر(ص) در کلامی دیگر مصداق اهل بیت(ع) را به طور صریح و شفاف بیان نمودند تا راه ولایت بر همگان آشکار گردد. ایشان فرمودند :« کُنْ مُحبّاً لآل مُحمّدٍ وَ إن کنتَ فاسِقاً وَ مُحِبّاً لِمُحِبّیهِم وَ إنْ کانُوا فاسِقینَ »
«دوستدار آل محمّد باش اگرچه فاسق باشی و محبّین آنها را هم دوست بدار اگرچه آنها فاسق باشند.
زیرا امید داشتند که او از این رهگذر به هدایت برسد.» «قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ... »6
«بگو هر اجر و مزدی از شما خواستهام برای خود شماست....» « اَثبَتُکمْ عَلی الصِراطِ أَشَدُّکُم حُبّاً لِاَهْلِ بیتی »5
«ثابت قدمترین شما بر صراط، کسی است که محبّت وی نسبت به خاندان من شدیدتر باشد.»« قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِیـ الْقُرْبی... » 1
«بگو برای (رساندن پیام) هیچ اجری از شما نمیخواهم مگر دوستی درباره خویشاوندان نزدیکم...»
نسخه چاپی

