فلسفه انتظار | آخرین به روز رسانی : ۱۷ آبان ۱۳۸۹ ۰۹:۳۵
فلسفه انتظار(درکلام امام رضا(ع))
موضوع انتظار در قرآن از یک اصل کلی نشأت گرفته و آن هم اصل «حرمت یاس از رحمت الهی»[1] است. روایاتی که ازامام هشتم (ع) و دیگر پیشوایان معصوم درباره موضوع انتظار وجود دارد، همگی گویای این مطلب است که مؤمن واقعی در هیچ شرایطی تسلیم یأس و بیهوده گرایی نمی شود؛ زیرا او همواره به آینده ای درخشان امیدوار است و در انتظار تحولی سازنده به سر می برد. پس به ناچار خود را ملزم می داند که با تلاش و کوشش خستگی ناپذیر و آمادگی فراوان روحی و فکری و رزمی، شایستگی چنان موقعیتی را احراز نماید.
امام رضا (ع) فرموده است: گمان خود را به خداوند نیکو ساز و به رحمتش امیداور باش که خداوند می فرماید: «عمل من با بنده مؤمن طبق گمانی است که او به من دارد. اگر گمانش نسبت به من خوب و امیدبخش باشد، من نیز با همان گمان با وی عمل می کنم (یاد عامل نیرو بخش و پشتوانه ای نیرومند برای تلاش اوست). و اگر گمانش به من بد و یأس آور باشد، عمل من نیز با وی طبق همان گمان خواهد بود. (در سختی ها و گرفتاری ها او را دچار یأس می کنم).
[2]
ایمان به وجود مقدس مهدی غایب و انتظارفرج و ظهور امام زمان، برترین سلاح و آرام بخش دل های مشتاقان و امید دادن به آنهاست؛ امید به اینکه مصائب مثل ابرها زودگذر شده و بالأخره آفتاب اقبال و نشاط از پس آن ها ظاهر خواهد شده به آدمی نیرو می بخشد، و نشاط و توان او را در برابر مصائب افزون می کند. انتظار در کلام امام رضا (ع) از زیرسازهای خاصی برخوردار است:
1- خودسازی فردی
منتظر واقعی می داند که اصلاح جهان و پایان دادن به مظالم و نابسامانی ها، کاری بس بزرگ و تحولی بسیار زیر بنایی است. چنین تحولی قبل از هر چیز به انسان های آزاده و وارسته ای نیازمند است که بتوانند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعی را در جهان به دوش کشند، پس او با چنین نگرشی اصلاح نفس را به جِد در سطح وسیعی آغاز می کند و خود را برای چنین هدفی بزرگ آماده می نماید، تا از هر جهت شایستگی چنین برنامه ای را داشته باشد.
امام (ع) می فرمود: «آنچه گردن هایتان را برای آن دراز می کنید (و آنچه انتظار می کشید) واقع نمی شود جز هنگامی که در بوته آزمایش قرار گیرید و امتحان شوید. و از بوته امتحان جز افراد بسیار کم پیروزمندانه بیرون نمی آیند.[3] چنان که خدای تبارک و تعالی می فرماید: «آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟»[4]
امام رضا(ع) به یکی از اصحابش به نام «معمربن خلاد» خطاب کرد و پرسید: «می دانی فتنه چیست؟» گفت: «جانم به فدایت ! آنچه ما می دانیم این است که امتحانی در دین واقع شود.»
حضرت فرمود:« چون طلا گداخته می شوید و مانند طلای ناب از ناخالصی ها پاک می شوید»[5] همان گونه که آهن در کوره آتش رفته زنگارش پاک
می شود، کوران سختی ها ومصائب در دوران غیبت هم زنگ روح منتظران را می زداید، و آن ها را پرقدرت و نیرومند می گرداند و این نعمتی است که خداوند برای تطهیر روح و پاکسازی روان به ایشان عنایت فرموده است.
2- خودیاری های اجتماعی
شخص منتظر می داند برنامه ای که چشم به راه آن است یک برنامه فردی نیست، بلکه برنامه ایست که تمام عناصر تحول باید در آن شرکت جویند. پس به ناچار اولاً دشمنان خود را بهتر می شناسد، ثانیاً هر نوع تسلیم و سرسپردگی در برابر آنان را از خود نفی می کند، تا برای به دست گرفتن سرنوشت خویش آمادگی پیدا کند.
ثالثاً سعی می کند از وضع زمان و جامعه خود غافل نماند، بلکه برای احیا و بقای حاکمیت امر به معروف و نهی از منکر از هم مسلکان خویش پشتیبانی کند، تا فرصت طلبان نتوانند دست به رخنه و نفوذ زده، با فراهم کردن زمینه های مختلف ضربه خود را از درون وارد سازد و میدان اجتماع را برای چاپلوسان باز کرده، افراد صالح ومتعهد را به انزوا کشاند.
محمد بن ابی نصر گوید: حضرت امام رضا (ع) فرمود: «چه قدر نیکوست صبر کردن و به انتظار گشایش ماندن، مگر فرمایش خداوند عزَّوجل را نشیده ای؟! پس منتظر باشید که من هم با شما از منتظرانم ».[6]
3- عدم سازش با انحرافات محیط
انتظار به مفهوم واقعی آن، مانع حل شدن آدمی در محیط فساد، یا تسلیم شدن در برابر آن هاست، زیرا امید مهمترین حربه دفاعی اهل انتظار است که پیوسته آن را به مقاومت و خویشتنداری دعوت می کند و در برابر امواج نیرومند فساد و تباهی مصونشان می دارد.
انسان هم در حرکت تکاملی خود به مصونیت شدید نیاز دارد تا از رکود و سستی محفوظ بماند. گاه فساد محیط ممکن است افراد پاک را همرنگ محیط کرده، تدریجاً آن ها را به سوی گناه بکشاند.
انتظار به معنای واقعی موجب می شود که آدمی از این آفت برکنار بماند؛ زیرا منتظر واقعی با داشتن امید به اصلاح، نهایت تلاش خود را برای حفظ خویش یا اصلاح محیط به کار می برد و در محیط حل نمی شود.
امام رضا (ع) فرمود: «هر کسی زمان او را درکند باید به دین و مذهب او چنگ زند و راهی را برای شیطان جهت تسلط به خودش باز نکند. درباره امام زمان تردیدی به خود راه ندهد؛ زیرا اگر به شک و تردید گرفتار شود از دین و آیین من بیرون می رود، همچنان که شیطان پدر شما را از بهشت بیرون کرد و خداوند شیطان را دوستان افراد بی ایمان قرار داده است»[7].
[1] - حجرات/55
[2] - اصول کافی / ج2/ ص72
[3] - ارشاد مفید ، ص 360؛کافی ، جلد 1، ص 370
[4] - عنکبوت /2
[5] - محسن کتابچی ،مهدی منتظر یا ناموس اعظم حق در کلام امام هشتم
[6] - سوره اعراف / 71
[7] - مسند الامام الرضا / جلد 1/ ص228
زهرا زحمتکش
نسخه چاپی

