اخلاق بزرگوارانه امام رضا (ع) | آخرین به روز رسانی : ۲۸ شهريور ۱۳۸۹ ۱۹:۰۹
طبرسی در اعلام الوری گوید: درباره گوشهای از خصایص و مناقب و اخلاق بزرگوارانه آن حضرت، ابراهیم بن عباس (یعنی صولی) گوید: رضا (ع) را ندیدم که از چیزی سؤال شوند و آن را ندانند. و هیچ کس را نسبتبدانچه در عهد و روزگارش میگذشت داناتر از ایشان نیافتم. مامون بارها ایشان را با پرسش درباره هر چیزی میآزمود و امام به او پاسخ میدادند و پاسخ ایشان کامل بود و به آیاتی از قرآن مجید تمثل میجستند. آن حضرت هر سه روز یک بار قرآن را ختم میکردند و خود میفرمودند:
اگر بخواهم میتوانم در کمتر از این مدت هم قرآن را ختم کنم اما من هرگز به آیهای برنخوردهام جز آن که در آن اندیشیدهام که چیست و در چه زمینهای نازل شده است.
همچنین از ابراهیم بن عباس صولی نقل شده است که گفت: هیچ کس را فاضلتر از ابو الحسن رضا نه دیده و نهشنیدهام. از ایشان چیزهایی دیدهام که از هیچ کس ندیدم. هرگز ندیدم با سخن گفتن به کسی جفا کنند. ندیدم کلام کسی را قطع کنند تا خود آن شخص از گفتن فارغ شود. هیچ گاه حاجتی را که میتوانستند برآورده سازند، رد نمیکردند. هرگز پاهایشان را پیش روی کسی که نشسته بود دراز نمیکردند. ندیدم به یکی از دوستان یا خادمانشان دشنام دهند. هرگز ندیدم آب دهان به بیرون افکنند و یا در خندهاشان قهقهه بزنند بلکه خنده ایشان تبسم بود. چنان بودند که اگر تنها بودند و غذا برایشان میآوردند غلامان و خدمتگزاران و حتی دربان و نگهبان را بر سفره خویش مینشانیدند و با آنها غذا میخوردند. شبها کم میخوابیدند و بسیار روزه میگرفتند. سه روز، روزه در هر ماه را از دست نمیدادند و میفرمودند: این سه روز برابر با روزه یک عمر است. بسیار صدقه پنهانی میدادند بیشتر در شبهای تاریک به این کار دست میزدند. اگر کسی ادعا کرد که فردی مانند رضا (ع) را در فضل دیده است، او را تصدیق مکنید.
طبرسی از محمد بن ابو عباد نقل کرده است که گفت: «امام رضا (ع) در تابستان بر حصیر و در زمستان بر پلاس بودند. جامه خشن میپوشیدند و چون در میان مردم میآمدند آن را زینت میدادند. صدوق در عیون اخبار الرضا (ع) گوید: آن حضرت کم خوراک بودند و غذای سبک میخوردند. در کتاب خلاصة تذهیب الکمال به نقل از سنن ابن ماجه گفته شده است: امام رضا (ع) سید بنی هاشم بودند و مامون ایشان را بزرگ میداشت و تجلیلشان میکرد و ایشان را ولیعهد خود در خلافت قرار داد. حاکم در تاریخ نیشابور گوید: ایشان با آن که بیست و اندی از سالشان میگذشت در مسجد رسول خدا (ص) فتوا صادر میکردند. و در تهذیب التهذیب آمده است: رضا با وجود شرافت نسب از عالمان و فاضلان بود.
صدوق در عیون اخبار الرضا (ع) به سند خود از رجاء بن ابو ضحاک، که مامون وی را برای آوردن امام رضا (ع) ماموریت داده بود، نقل کرده است: به خدا سوگند مردی پرهیزکارتر و یادکنندهتر مر خدای را و خدا ترستر از رضا (ع) ندیدم. وی در ادامه گفتار خود میافزاید: ایشان به هر شهری که قدم میگذاشتند مردم آن شهر به سویشان میآمدند و در خصوص مسایل دینی خود از ایشان پرسش میکردند و ایشان نیز پاسخشان میدادند و برای آنان احادیثبسیاری از پدر و پدرانشان، از علی (ع) و رسول خدا (ص) نقل میکردند. چون با امام رضا (ع) به نزد مامون بازگشتم وی درباره حالت آن حضرت در سفر از من پرسش کرد. من نیز آنچه دیده بودم از روز و شب و کوچ و اقامتشان برای وی بازگفتم. مامون گفت: آری ای ابن ابو ضحاک وی از بهترین مردم زمین و داناترین و پارساترین ایشان است.
فضایل و مناقب آن حضرت بسیار است و در کتابهای حدیث و تاریخ ذکر شده. یافعی در مرآة الجنان گوید: در سال 203 امام بزرگوار و عظیم الشان، سلاله سروران بزرگ، ابو الحسن علی بن موسی الکاظم یکی از ائمه دوازدهگانه صاحبان مناقب که امامیه خود را بدیشان منسوب میسازند و بنای مذهب خود را بر آنان اقتصار میکنند، درگذشتند. با توجه به آنچه که در زندگی امام صادق (ع) گفتیم مبنی بر آن که امامان همگی کاملترین مردم زمان خویش بودهاند تنها به ذکر گوشهای از مناقب و فضایل آن حضرت اکتفا میکنیم چرا که بازگفتن تمام مناقب آن بزرگوار بس مشکل و دشوار است:
نخست: علم
قبلا از ابراهیم بن عباس صولی نقل کردم که گفت: ندیدم از رضا (ع) پرسشی شود که ایشان پاسخ آن را ندانند. هیچ کس را نسبتبدانچه در عهد و روزگارش میگذشت داناتر از ایشان ندیدم. مامون ایشان را بارها با پرسش درباره چیزهایی میآموزد اما امام به وی پاسخ کامل میدادند و در پاسخشان به آیاتی از قرآن مجید تمثل میجستند. در اعلام الوری از ابو صلت عبد السلام بن صالح هروی نقل شده است که گفت: هیچ کس را داناتر از علی بن موسی الرضا ندیدم و هیچ دانشمندی را ندیدم که درباره آن حضرت جز شهادتی که من میدهم، بدهد. مامون در یکی از مجالس خود تعدادی از علمای ادیان و فقهای اسلام و متکلمان را جمع کرده بود. پس امام در بحث و مناظره بر همه آنان چیره شدند به گونهای که هیچ کس نبود جز آن که بر فضل امام رضا (ع) و کوتاهی خود اعتراف کردند. از خود آن حضرت شنیدم که میفرمودند: در روضه مینشستم و علما در مدینه بسیار بودند. چون یکی از ایشان در حل مسالهای عاجز میماند همگی برای حل آن مرا پیشنهاد میکردند و مسایل خود را به نزد من میفرستادند و من نیز آنها را پاسخ میدادم. ابو صلت گوید: محمد بن اسحاق بن موسی بن جعفر از پدرشان از موسی بن جعفر برایم حدیث کرد که آن حضرت همواره به فرزندانشان میفرمودند: این برادر شما علی بن موسی دانای خاندان محمد (ص) است. پس درباره ادیان خویش از او بپرسید و آنچه میگوید به خاطر سپارید.
ابن شهر آشوب در مناقب به نقل از کتاب الجلاء و الشفاء نقل میکند که محمد بن عیسی یقطینی گفت: چون مردم در کار ابو الحسن رضا (ع) اختلاف کردند من مسائلی که از آن حضرت پرسش شده بود، گرد آوردم که شمار آنها هجده هزار مساله بود. شیخ طوسی در کتاب الغیبه از حمیری از یقطینی مانند این روایت را نقل کرده است جز آن که در روایتشیخ رقم پانزده هزار مساله آمده است.
در مناقب آمده است: ابو جعفر قمی در عیون اخبار الرضا ذکر کرده است که: مامون دانشمندان دیگر ادیان را همچون جاثلیق و راس الجالوت و سران صابئین را مانند عمران صابی و هریذ اکبر و پیروان زردشت و نطاس رومی و متکلمانی مانند سلیمان مروزی را جمع میکرد و آنگاه حضور رضا (ع) را نیز احضار میکرد. آنان از امام پرسش میکردند و آن حضرت یکی پس از دیگری آنان را شکست میدادند. مامون داناترین خلیفه بنی عباس بود اما با این وصف گاه از روی اضطرار تسلیم حضرت میشد تا آن که ایشان را ولیعهد و همسر دختر خویش کند.
منبع:
سیره معصومان، ج 5،
امین، سید محسن؛
نسخه چاپی

