نقش امام رضا علیه السلام در تغییر نگرش مردم | آخرین به روز رسانی : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ ۱۳:۵۱
نقش امام رضا علیه السلام
در تغییر نگرش مردم خراسان نسبت به مأمون
مقدمه
هارون بزرگترین خلیفه عباسی به جهت گسترش امپراطوری خود سرزمین های وسیع از مصر تا خراسان بزرگ را میان دو فرزندش امین ومأمون تقسیم نمود در این میان سرزمین های مختصری را به فرزند دیگرش قاسم نیز واگذار کرد . با مرگ هارون امین خلیفه جهان اسلام شد اما حاضر نبود امارت برادرش مأمون را بر مرو بپذیرد وحتی ولی عهدی او را کنار زد. این مقوله موجب جنگ بزرگ میان امین ومأمون گردید. در این کشاکش طولانی مردم خراسان نسبت به حقانیت مأمون و پذیرش اقدامات وی تاحدی خوش بین گردیده بودند.هنگامی که مأمون خلیفه جهان اسلام شد علویان از جمله گروه های معارض ومخالفی بودند که دعاوی حقانیت مأمون را زیر سئوال بردند.شورشههای علویان از جمله دلایلی بود که مأمون امام رضا علیه السلام را به خراسان فرا خواند . وی حتی در واگذاری الزامی ولیعهدی به امام رضا علیه السلام اظهار داشت که نذر کرده است در صورت پیروزی بر برادرش این خلافت را به صاحبان واقعی آن که فرزندان رسول خدا هستند واگذارد. این اقدامات به همراه جشن باشکوه ولیعهدی چهره مأمون را در نزدمردم خراسان بسیار محبوب و مطلوب ساخته بود بالاخص خراسانیان که از پیش به جهت خویشاوندی ، مأمون را در رسیدن به اهداف خود یاری داده بودند.با توجه به زمینه های گرایش به تشیع در میان آنها از این اقدام ولی عهدی بسیار خرسند و شیفته مأمون شده بودند. فضل بن سهل ایرانی نیز در جلب نظر خراسانیان به مأمون بسیار تلاش می نمود مجالس بحث و تبادل نظر ونیز مناظرات مختلفی که مأمون بر پا می کرد از وی چهره ای علمی و بسیار موجه ساخته بود. نتایج حضور امام در خراسان با توجه به عملکرد ایشان در تبلیغ سیره پیامبر (ص) نظرها را از سوی مأمون به سوی امام رضا علیه السلام برگرداند. خانه امام محل رجوع مظلومان ولی عهدی ایشان سیاستی درجهت اجرای عدالت بود.قدرت امام در جذب مخالفان و نیز دیدگاههای علمی و دینی امام در مناظرات ادبی نگاه های بسیاری از شخصیت ها و مردمان مرو را در هر روز به امام بیشتر می نمود. دعای یاران امام هر چندان آواز فرزندان رسول خدا را در نظر مردم بلند ساخته بود ک دیگر خلیفه معنی پیدا نمی کرد.تنگناهایی که مأمون برای امام درنظر گرفت مانع از این محبوبیت نشد تا آنجا که مجبور گردید شکوه نماز عید فطر را به جهت جلوگیری از وابستگی بیشتر مردم به امام رضا علیه السلام تعطیل کند.سیاست های بعدی مأمون در جهت عزیمت به بغداد و سرانجام شهادت امام رضا علیه السلام نشان داد که وی نتایج وپیامدهای مورد نظر خویش را از دعوت امام به دست نیاورده و ناگزیر به شهادت ایشان شد.مأمون باعزیمت به بغداد امید گروه های بسیاری از مردم خراسان را که دل به مرکزیت مرو در جهان اسلام بسته بودند ازخود نامید کرد و باشهادت امام بسیاری دیگر از شیعیان خراسان را از خود رنجاند.
در سال 183 هـ . ق هارون امپراطوری بزرگ اسلامی را میان فرزندانش تقسیم نمود . با توجه به بحران جانشینی خلافت پیش از او ، تلاش بسیار نمود تابرای جانشینی فرزندانش اختلافی یپش نیاید وهر یک از آنان در آرامش کامل قلمرو خود را اداره نمایند.(1) وی امپراطوری را میان امین و مأمون تقسیم کرد وآنها را در مسجد الحرام سوگندهای سخت داد تا تانسبت به یکدیگر وفادار بمانند .(3)هرچند در همان لحظه نصب پیمان نامه آنها بر دیوار کعبه ، گروهی اذعان داشتند این پیمان به سرانجام نمی رسد.(2) هارون در اواخر عمر خویش باتوجه به وجود شورش وبحران در خراسان از جمله ستم علی بن عیسی بر مردم خراسان و شورش رافع بن لیث سبب شد تا در سال 192 هارون برای آرام کردن شورش های خراسان راهی این دیار گردد تا سرزمین خراسان بزرگ را برای حکومت فرزندش مأمون آرام سازد .(4) مأمون به پیشنهاد مشاور خودفضل بن سهل در این سفر همراه پدر شد تا در مرو مقر حکومت خود مستقر شود. هارون در سال 193 هـ در طوس درگذشت . طبق تعهد هارون می بایست حکومت مأمون در مرو از سوی خلیفه امین به رسمیت شناخته می شد .اما پس از گذشت چند ماه بر اثر توطئه اطرافیان وتمایلات امین برای خلع مأمون ازجانشینی خود روابط دو برادر به هم خورد و مهم ترین بحران جانشینی پیش آمد. مأمون از تمامی امتیازاتی که هارون به وی بخشیده بودمحروم شد . امین اصرار ورزید که وی عازم بغداد شود وحکومت خراسان را واگذارد.(5) مأمون در ابتدا چندان امیدی به وضعیت خویش نداشت و حتی در صدد بود تا خود را تسلیم برادرش کند اما سیاستهای فضل بن سهل وزیر او در مرو و حمایتهای مردم خراسان به گونه ای بود که مأمون را به آینده خویش امیدوار می کرد. فضل به وی گفت « صبوری کن ومن خلافت را برای تو عهد می کنم.(6) تلاش های فضل بن سهل درجلب حمایت قبایل مختلف عرب ساکن در خراسان به اتحاد وگرایش مردم به سوی مأمون بسیار مؤثر افتاد . این همبستگی سبب شد تا مردم خراسان درباره اوبگویند پسر خواهر ماست.(7) فضل بن سهل به مأمون در مرو توصیه می کرد که « اظهار ورع ودین کند»(8) وی در تلاش مداوم خود بسیاری از بزرگان خراسان را به بیعت با مأمون فراخواند سرانجام مخالفت های امین وطرفدارانش با مأمون سبب شد تا جنگ بزرگ میان امین و مأمون رخ دهد جنگی که می رفت تا امید خراسانیان را برای زنده کردن تحقق خود مختاری به ثمر برساند و انقلاب دوم خراسانیان را برای به دست گرفتن خلافت موجب شود . در این میان طاهر بن حسین به وسیله فضل انتخاب شد تا با سپاه بزرگ علی بن عیسی که از بغداد برای تصرف مرو به سوی خراسان عزیمت کرده بودند مقابله کند. انتخاب طاهر خراسانی برای مقابله با سپاه عرب نشانه درک فضل از تلاش های خراسانیان وانگیزه های آنان برای ستیز با امین وسپاهیانش بود.(9) اگر چه در جریان این و برخوردهای طولانی سپاه طاهر بن حسین با سپاهیان وفرماندهان امین نشان داد که خراسانیان علاقه و وفاداری به مقام ومنصب خلافت نداشتند .در طی نبردهای مختلف سپاهیان امین شکست خوردند و در نتیجه تلاش های خراسانیان بغداد محاصره وخلیفه امین توسط طاهریان ذوالیمینین کشته شد.(10) در و اقع برخی از مورخین یکی از دلایل حمایت جدی خراسانیان از مأمون را به جهت ایرانی بودن مادر وی دانسته اند. چندان که او را خواهر زاده خود قلمداد می کردند .از طرفی دیگر وجود خود مأمون ومخالفت او با برادرش این زمینه حرکت و قیام دیگر خراسانیان بر ضد عباسیان را فراهم می کرد چرا که انتخاب طاهر به فرماندهی سپاه مأمون وحتی اقدام وی در کشتن خلیفه امین نشانه بی اعتباری منصب خلافت در نزد خراسانیان بود چندان که در وقت لزوم اعتقاد چندانی به مشروعیت خلافت نداشتند . این مقوله را در اقدام سریع طاهر و فرمان وی برای کشتن خلیفه امین در وقت اسارت وتسلیم شدنش می توان یافت . درحالی که هرثمه فرمانده عرب مأمون تمایل به حمایت از امین داشت.(11)با پیروزی مأمون و بیعت به خلافت بااو درمرو این شهر به عنوان مرکز خلافت جهان اسلام ازاهمیت واعتبار بسیار زیاد برخوردار شد . بسیاری از علما و دانشمندان وبزرگان در مرو حضور پیدا کردند وتوجه به این شهر سبب بالا رفتن اعتبار خراسانیان هم به جهت تلاش های آنان در پیروزی مأمون و هم اعتبار یافتن شهر آنان بود. برخورد یکی از اعراب شامی با مأمون که از وی خواسته بود تا با آنها همانند خراسانیها رفتار کند.(12)گواه بر این استکه در مدت حضور مأمون در مرو برتری ایرانیها و بالاخص خراسانیها در تمام سرزمین های خلافت اسلامی مشهود ومایه حسرت دیگران بود . به همین جهت فضل بن سهل وزیر مأمون تلاش بسیار می نمود تا مأمون درمرو بماند چرا که حضور خلیفه در مرو تداوم اعتبار و قدرت وزیر خواهد بود. فضل بن سهل به همراه برادرش حسن بن سهل حاکم بغداد تمامی امورخلافت را به دست گرفته بود. نفوذ واهمیّت فضل بن سهل درنزد مأمون تا بدان حد رسیده بود که مأمون به خط خود برای فضل اظهار داشته بود:« تو با همکاری خود با من بر اطاعت خدا افزودی وسلطنت مرا استوار نمودی از این سپس تو را به مقام کسی برگزیدم که هر چه بگوید اطاعت شود.هیچ کس از حیث مقام بر تو تقدم نخواهد داشت. من خدا را به تمام این مطالب گواه گرفتم.»(13)این موقعیت فضل سبب شده بود تا مأمون همه امور سیاسی را به فضل بسپارد وخود بیشتر باعلما و بزرگان به بحث های علمی بپردازد. این شیوه مأمون سبب شد تا عده بسیاری مشکلات سیاسی خلافت اسلامی را از چشم فضل بن سهل بدانند.(14)از طرفی دیگر ریاکاری مأمون به گونه ای بود که وی از پیشرفت کارخویش و عملکرد فضل رضایت داشت و از طرف دیگر موقعیت او در مرو مطلوب شده و از او نزد مردم خلیفه ای عالم دانا و دانش اوست ساخته بود . این وضعیت چندان به درازا نکشید وقوع حوادث سیاسی آتی در روشن ساختن چهره مأمون و اهداف وی از اقامت درمرو چهره برداشت.
پیدایی شرایط جدید سیاسی یعنی قیام های گسترده علویان در سرزمین های مختلف جهان اسلام و بالاخص قیام ابن طباطبا در کوفه شرایط برای خلافت مأمون را بسیار سخت کرد. قیام ابن طباطبا وحمایت ابوالسرایا باسپاهیانش از وی سبب افزایش دامنه مخالفت ها بامأمون شد. در شهرهای بصره و اهواز زیدبن موسی بن جعفر ، در مکه حسن افطس ، و در مداین محمد بن سلیمان به قدرت رسیدند .(15)به دنبال این قیامها شهرهای دیگر نیز دستخوش آشوب گردید چنان که حجاز به دست محمد بن جعفر افتاد و احمد بن عمر بن خطاب ربعی بر نصیبین وتوابع آن چیره شد . در موصل سید بن انس در میاقارقین موسی بن مبارک یشکری ، درارمنستان عبدالملک بن حجاف سلمی و در ایالت جبال ایران ابود عجلی به قدرت رسیده بودند.(16) در همین راستا ابوالفرج اصفهانی از شهادت بسیاری از علویان در زمان خلافت مأمون سخن به میان می آورد.(17) و این امر می توانست بحران قیام علویان را گسترده تر سازد درچنین شرایطی مسئله دعوت امام رضا علیه السلام به خراسان به عنوان یک ضرورت سیاسی ازجانب مأمون و باحمایت فضل بن سهل دنبال شد.
تلاش مأمون برای پنهان ماندن اهداف سیاسی از دعوت امام سبب شد تا مردم خراسان به جهت علاقمندی ب خاندان به خاندان پیامبر وهم چنین گرایشات شیعی آنان از این اقدام استقبال نمایند.ومأمون را به جهت این نیت مورد توجه قرار دهند وی هم چنین در مرو علی علیه السلام را برترین مردم قلمداد کرد.(18)وخود نیز ابراز دوستی و هوا خواهی با اولاد آن حضرت نمود . این اقدامات علاقه مردم مرو به مأمون را از جهت توجه به خاندان پیامبر دو چندان کرد . مهم تر آن که مأمون درجریان دعوت از امام و حتی اصراربرای واگذاری خلافت به امام ادعا کرد که وی نذر کرده است در صورت پیروزی بر برادرش این خلافت را به صاحبان واقعی آن که علویان وخاندان پیامبر باشند واگذارد . بنابراین ادعا نمود که علی بن موسی به عنوان رهبر علویان بیش از همه مردم در پذیرش خلافت وامامت مردم لیاقت دارد.(19)ادعاهای مأ مون درذکر نیت صادقانه برای ادعای نذرخویش درابتدای امر موجب محبوبیت بیشتر مأمون شد. پخش این اخبار نظر مردم را نسبت به چنین خلیفه پارساو متعهدی بیشتر می کرد. ریاکاری مأمون در اعلان آشکار نیت صادقانه برای انجام تعهد چنان بود که برخی ازمنابع اقدام مأمون را تلاش وی برای آشتی خانواده علویان وعباسیان دانسته اند.(20) شروع این واقعه را به شکل مبسوط شیخ صدوق درکتاب خود آورده است که مأمون نذر کرده بود خلافت را آن گونه که خدا مقرر کرده به صاحبان واقعی آن بدهد.(21) این نظر هرچند با حضور علنی امام در مرو دچار اشکال می شود ونیت سوء مأمون از این هدف بیشتر می گردد ولی آنچه بر اساس منابع از آن استنباط می شود این که مأمون پس از وجود بحران های یاد و شورش مردم بغداد و نیز قیام علویان در صدد بود تاجدا از عنصر ایرانی، علویان را که نیروهای کارآمدی بودند را مدافع خلافت خویش نماید . این اقدام سیاسی کمتر می توانست جنبه صادقانه داشته باشد . در بررسی دقیق تر این اقدام که مأمون پیرامون نیت صادقانه خود تبلیغ بسیار نموده بود می بایست اذعان داشت که از زمان مأمون وعدم توجه به مسأله نذر و تعهد خود تا این زمان نشان می دهد که شرایط سیاسی پیش آمده جدید او را ملزم به انتخاب امام رضابه عنوان ولیعهد نموده است.(22) شرایطی که به عنوان قیام علویان مطرح گردید که دامنه این قیام ها در آن شرایط حساس چاره ای را برای مأمون در دعوت امام رضا باقی نگذاشت.
وی امام را را به عنوان محور حرکت علویان تحت نظر خویش گرفت.بنابراین باتوجه به شفاف بودن ضرورت ونیاز آمدن به دعوت امام سعی شده است این اقدام تحت عنوان تعهدی ونذر او قلمداد گردد تا کمتر هویت واقعی کار او آشکار گردد.به هر علیرغم تمام دسیسه ها و انگیزه های مأمون برای دعوت امام رضا علیه السلام به خراسان با توجه آنچه در نظر مردم مرو آن روزگار اثربخش وتأثیر گذار بود اینکه سیاست و روش های مأمون درتوجه ونگرش مردم خراسانتا پیش از ورود امام به مرو تأثیرات مثبتی ازخود به جای گذاشته بود چندان که مأمون به حل بحران ومشکل خود ازطریق علویان بیشتر می اندیشید و به عواقب مخالفت باعباسیان کمتر توجه داشت .مأمون دریافته بود که برای رسیدن به اهدافش نه می تواند ازعباسیان به خاطر قتل برادرش و نه از اعراب به سبب انتقال مرکز حکومت به مرو که از او سلب اعتماد کرده بودند کمک بگیرد پس به سراغ علویان رفت تا به وسیله آنان مشکلات خود را حل نماید وآنها را سپر دفاع خود قراردهد. اما واکنش ها و برخوردهای امام درتمام صحنه های برخورد با سیاست های مأمون نشان داد که امام بادرایت خاصی نسبت به تمام سوء نیت های مأمون واهداف خاص این خلیفه زیرک آگاهی دارند وبررسی شیوه های برخورد امام از هنگام سفر لزامی تا پذیرش اجباری ولیعهدی نشان می دهد که چگونه نقشه های مأمون را برای مردم و اطرافیان برملا می سازد.
شاید بتوان به اختصار و تیتروار نقش امام رضا علیه السلام را در درون حضور خود درمرو تبیین ساختکه چگونه نگاه مردم خراسان را بر اثر عملکرد فریبکارانه مأمون متحول ساختند ونگاه هابه سوی چهره راستین ومعصوم امام بیشتر معطوف شد.
1- اولین اقدام امام در رسوایی چهره مأمون اکراه پذیرش سفر به خراسان بود چندان که مأمون بار به امام نامه نوشت و امام از سفر عذر خواستند تا آن که سرانجام در200هجری مأمون رجاء بن ابی ضحاک را با گروهی به مدینه فرستاد و آنها الزام امام را در این سفر مطرح کردند. بنابراین امام چاره ای برای عزیمت به سمت مرو نداشتند.منابع درباره خروج حضرت از مدینه به اتفاق از نارضایتی ایشان برای سفر به خراسان سخن گفته اند.(23)امام درهنگام وداع خویش با رسول خدا وحتی خانواده خود بیان کردکه بازگشتی دراین سفر نیست .(24)بنابراین امام از همان آغاز در مدینه از نیت مثبت مأمون دردعوت خویش پرده برداشت و با اعلان آشکار نارضایتی امیدها را نسبتبه خوش بینی مردم مدینه نسبت به مأمون به یأس تبدیل کرد بدین گونه اولین اقدام ها جهت رضایت امام و مردم درامر دعوت زیر سئوال رفت .
همچنین امام درتمام مسیر هجرت الزام واجبار پذیرش این سفر و حتی حقانیت اهل بیت را به مردم نشان دادند.ورود امام به نیشابور و استقبال باشکوه مردم از ایشان در این شهر بسیار قابل توجه است اصرار محدثان ومردم این شهر ازامام برای نقل حدیث سبب ذکرحدیث معروف سلسله الذهب شد چنانکه امام فرمودند:
« پدرم از پدرانش علیه السلام روایت کرد که رسول اکرم و او ازجبرئیل و او از میکائیل و او از قلم و او ازخداوند نقل کرد که فرمود کلمه لااله الاالله حصار و پناهگاه من است هرکس به آنجا پناه آورد از عذاب من در آسایش است » اسحاق بن راهویه نقل می کند وقتی مرکب حضرت مقداری حرکت کرد حضرت با صدای بلند فرمود لا اله الاالله شروطی دارد که باید به آن عمل کرد و من هم یکی از شروط آن می باشم».(25) باتوجه به این حدیث امام خود را دارای ولایت معلوم می کند آن هم از جانب خدا نه بر اساس خواسته مأمون ، عملکرد امام سبب شد تا قسمتی از نقشه های مأمون که اعلان رضایت امام از سفر به مرو بود زیر سئوال برود و در آغاز خوش بینی مردم مرو با تردید همراه شود.
2- اولین برخوردها و سخنان امام درمرو سبب ایجاد تردید برای مردم نسبت به عملکرد مأمون شد .مأمون در ملاقات باامام به اصرار خواسته بود که ایشان خلافت را بپذیرد و امام در درسخنان خود نیبت سوء مأمون را آشکار ساختند شیخ صدوق نقل می کند:
« مأمون گفت : من در نظر دارم خود را خلافت خلع کنم واین مقام ر ا به تو بسپارم و با تو بیعت کنم حضرت در پاسخ او فرمود : اگر این خلافت از آن توست پس خدا برای تو قرار داده است وجایزنیست که لباس وخلعتی را که خداوند به قامت تو پوشانیده ازتن بیرون کنی وبه غیر خود بپوشانی وبه دیگری واگذار نمایی واگر این مقام ازآن تو نیست پس حق این که چیزی را که از تو نیست به من واگذاری نداری مأمون گفت : ای فرزند پیغمبر ناچاری از اینکه این پیشنهاد را بپذیری واین فرمان را قبول کنی ، حضرت فرمود این امر رااز روی میل ورغبت هیچگاه نمی پذیرم.»(26)مأمون چندین روز پیاپی اصرار می کرد و امتناع امام از این امر برای مردم و اطرافیان باعث تعجب بود این امر زمینه تردید ونقشه مأمون را از این اصرار برخلاف میل خویش آشکار می کرد و بیش از هرچیز صداقت کار وی رادر واگذاری خلافت به امام زیر سئوال می برد به روایت منابع مأمون دوماه برای پذیرش خلافت به امام اصرار ورزید.(27) وسرانجام اعلام کرد : « اکنون که خلافت نمی پذیری ... ناچاری ولیعهدی مرا قبول کنی »(28) جالب آنکه شرایطی که امام برای پذیرش ولی عهدی گذاشتند و خود را ازدخالت در امور سیاسی معاف نمودند بیش از هر چیز سب رسوایی نقشه مأمون شد امتناع امام از پذیرش ولیعهدی به قدری جدی بود که فضل بن سهل خود نقل کرد: هرگز ندیده بودم امر خلافت را ضایع تراز این» (29) شاید بتوان اظهار داشت امتناع چندین ماهه امام از پذیرش خلافت وممانعت از دخالت در امور حکومت رسوایی را برای مأمون در شهر مرو پدید آورده بود که مأمون ناگزیر شد تشریفات مربوط به ولیعهدی امام را بسیار باشکوه کند . وی تمام بزرگان کشور را برای بیعت با امام فراخواندو مردم لباس سیاه را ترک و لباس سبز پوشیده اند.(30)ومأمون به نام امام در مرو سکه زد و به تمام والیان خود نوشت برای آن حضرت از مردم بیعت بگیرند.(31) همه این شکوه بابی تفاوتی امام همراه بود و این بی تفاوتی نسبت به حکومت نسبت به حکومت وامر ولایت عهدی برای مردم ایجاد سئوال وتردید می کرد چنانکه تردید آنها را نسبت به نیت خیرخواهانه مأمون ازانجام اینکار بیشتر می کرد.
3- مناظرات امام درمرو با بزرگان ادیان مختلف وسیله دیگر بود که مأمون دنبال می کرد اقدام وی ازاین جهت او را به عنوان خلیفه ای دانش دوست در نزد مردم مرو مطرح ساخته بود.(32) امام یکی از اهداف وی آن بود تاباکشاندن امام به بحث تصوری را که عامه مردم درباره ائمه داشتند از بین برد زیرا مأمون پس از ولیعهدی امام رضامناظرات دینی را در مرو دنبال کرد .شیخ صدوق می گوید مأمون اندیشمندان سطح بالای هر فرقه را در مقابل امام می داد تاحجت آن حضرت را به وسیله آنان از اعتبار بیاندازد.(33) و این به جهت حسد او نسبت به امام ومنزلت علمی و اجتماعی ایشان بود . اما هیچکس با امام روبه رو نشد جز آنکه شکستخورد . امام از تریبون خلافت درجهت تبلیغ اسلام ومعارف شیعه بهره گرفت تا آنجا که برتری علویان و بالاخص امام رضا برهمگان معلوم شد . جاثلیق عالم بزرگ مسیحی پس از مناظره خو اذعان کرد : گمان نمی کردم در بین مسلمانان کسی مثل امام باشد .(34) این مناظرات حقانیت و برتری علویان را نسبت به عباسیان برای مردم و علما در برداشت .امام در این جلسات روح آزادمنشی اسلام و وسعت نظر در بحث را به همگان نشان داد و ثابت کردکه اسلام برخلاف گفته بدخواهان با زور و شمشیر به مردم جهان تحمیل نشده و بلکه اسلام واقعی را از دریچه نگاه و عمل امام می توان دریافت . امام در مناظرات خویش آشکارا اذعان می کردند هر کس سخنی خلاف اسلام دارد باز گوید تا پاسخ بشنود.
سیاسی بودن اقدامات مأمون در تشکیل جلسات مناظره نشان می دهد که وی به هر دلیلی که به انجام این کار مبادرت کرده باشد به هرحال موفقیت امام و پیروز بودن در این مناظرات سبب اعتبار بیشتر امام در مرو شد. مردم بنا بر علایق خویش و با توجه به نسب والا و کرامات ایشان و دلبستگی های خود شیفته حضرت بودند و علما و دانشمندان با وسعت دید و تفکر امام سخت وابسته امام شدند بدین شکل نظرهادر مرو بیشتر به سوری امام بود تا مأمون ، پیامدهای مناظرات مختلف امام نشان داد که نقش امام در این مباحث بیشتر آگاه کردن مخاطبان و نیز رسوایی نقشه های مخالفان بوده است. مهم تر آن که مأمون که خود پیش از حضور امام در مرو به عنوان آگاه ترین و عالم ترین مرد در مرو خودنمایی می کرد با حضور امام دانسته های وی کمتر جلوه نمود و از نظرها پایین افتاد.
4- سیره امام ونحوه برخورد ایشان بامردم درمرو بالاخص عدم تکلف وتجمل ایشان به عنوان ولیعهد به گونه ای بود که درجلب توجه بیشترمردم به ایشان مؤثر بود چندانکه با شدت یافتن علاقه مردم به امام ذهن آنهااز مأمون دور می شد . درهمین راستا مشاهده برخی کرامات امام از سوی مردم بالاخص دعای باران امام سبب جلب توجه می شد چون امام با مردم بسیاری به صحرا رفتند تا دعای باران کنند پس ازاتمام دعا هنوز مردم به خانه های خود باز نگشته بودند که باران شدید نازل شد . مردم وقتی به هم می رسیدند می گفتند هنئیاً بولد رسول الله مبارک باد برای پسر پیامبر این کرامت.(35) و مهم تر آنکه درک بیشتر مردم از امام به عنوان فرزند رسول خدا می توانست توجه بیشتر مردم مرو را به جای مأمون متوجه امام کند.
هنگامی که دعبل بن علی خزاعی شاعر مروف وارد مرو شد مشهورترین قصیده خود را به نام مدارس آیات برای امام رضا علیه السلام خواند. دعبل خانه ها ودیار خاندان رسالت رابه مدارس تشبیه کرد که محل تلاوت قرآن بود و در حقیقت منظور وی از تعبیر مدارس آیات همان جایگاه مخصوص خواندن قرآن بوده است.(36) شهرت دعبل و چنین تشبیهاتی که برای امام داشته است خود در آوازه کرامت و جایگاه فرزند رسول خدا در نزد مردم مرو و خراسان بی تأثیر نبوده است .
5- بهترین انعکاس گرایش مردم مرو به امام رضا علیه السلام وجریان روی گردانی آنها از مأمون در واقعه نمازعید فطر سال 202 هـ مشهود است .مأمون خود به اصرار از امام خواسته بود تا نماز عید را برپا دارند. اما سیرده امام در اجرای نماز همچون پیامبر(ص) و امام علی علیه السلام سبب گرایش همه مردم و تبعیت آنها از امام شد چندانکه درهمان ابتدای حرکت امام به سمت مصلی اوضاع شهر دگرگون شد . مردم و تمام کسانیکه منتظر بودند تا همراه امام به سوی مصلی بروند همچون امام پا را برهنه نمودند و با صدای بلند تکبیر پشت سر امام به راه افتادند انعکاس این خبر که در شهر مرو تاآن زمان بی سابقه بود سبب شد تاجمعیت زیادی همراه امام به راه افتند ، این اخبار باعث وحشت مأمون شد . به روایت شیخ مفید فضل بن سهل از ترس خویش به مأمون گفت :« اگرعلی بن موسی با این وضع به مصلی برود مردم شیفته او خواهند شد وهمه ما بر خون خود اندیشناک خواهیم شد. و ممکن است مردم بر ما بشورند و خون ما را بریزند پس کسی را بفرست تا او را بازگرداند.»(37)
نماز عید فطر گواه روشنی بر محبوبیت گسترده مردم از امام علیه السلام بود. مسلماً بازگرداندن امام درچنان وضعیتی موجب نارضایتی مردم از مأمون می شد. اشاره روشن منابع بر تبعیت مردم وحتی سپاهیان ازروش وسیره ائمه نشان می دهد که امام به عنوان مرجع تقلید کاملاً مورد توجه و نظر مردم بوده است . رفتار ایشان برای آنها حجت بود بنابراین محروم کردن مردم ازخواندن نماز عید همراه با امام برناراحتی وخشم آنها نسبت به مأمون می افزود به گونه ای که نظر خراسانیان را نسبت به این خلیفه دگرگون می کرد.
6- سیره امام رضا درمرو به راحتی سیاستهای مأمون ونقشه های وی را برای مردم روشن می کرد . بی شک مردم مرو پس از حضور امام دیگر آن ذهنیت گذشته را نسبت به مأمون نداشتند. بالاخص آن که مأمون خود با ترک مرو وحرکت به سوی بغداد بر رنجش مردم مرو ازخود دامن زد . امید مردم مرو به عنوان مرکزیت خلافت جهان اسلام پایان یافت و در آستانه ترک مرو بی تفاوتی مردم نسبت به مأمون بیشتر شده بود . یکی ازعلل حمایت خراسانیان از مأمون را می توان حضور و اقامت وی در مرو دانست به همین جهت شخصیت سیاسی خلیفه جهان اسلام و حضور وی درمرو بر اعتبار این شهر افزوده بود. حضور بسیاری از دانشمندان و شخصیت های مهم آن روز در مرو برای مردم خراسان قابل توجه و اهمیت بوده است به همین جهت مأمون با ترک خراسان که بنابر ضرورت های سیاسی انجام گرفت (38) به تمام خواسته ها و کمک های خراسانیان پشت کرد . این اقدام کاملاً باناخرسندی خراسانیان همراه بود.
دلسردی بیشتر مردم از مأمون وقتی شدت گرفت که دست مأمون در توطئه قتل فضل بن سهل در سرخس آشکار گردید. این امر با شورش سپاهیان خراسانی توأم شد .(39) به گونه ای که مأمون ناچار شد از امام بخواهد تا سپاهیان را دعوت به آرامش کنند.(40) اقدام مأمون برای مجازات قاتلان فضل بن سهل بیشتر به رسوایی خود او انجامید چرا که متهمان در مقابل مأمون اعلام کردند که این امر به دستور شخص خلیفه انجام گرفته است ولی مأمون توجهی به سخن آنها نکرد.(41) مرگ فضل بر بسیاری ازایرانیان سخت آمد و از امید وآرزوهایشان نسبت به مأمون کاسته شد. و مردم خراسان را نسبت به مأمون ناامید کرد به همین جهت یکی از دلایل واگذاری حکومت خراسان را به طاهر بن حسین به دست آوردن دل خراسانیان توسط مأمون می دانند.
7- به دنبال قبل فضل بن سهل ، یکی از موانع عمده مأمون در سازیش باینی عباس حذف شد . اما مسأله ولایتعهدی امام رضا علیه السلام همچنان به عنوان یک مشکل اساسی دیگر باقی مانده بود . مسلماً خلع امام از ولایتعهدی با مخالفت های تند و آشکار می توانست همراه باشد. به همین علت ، برای مأمون چاره ای جز توسل به همان شیوه نیاکان خود در طرح توطئه قتل پنهانی امام علیه السلام باقی نمانده بود. بنابراین ، اوتوانست دراجرای این نقشه به شکل ماهرانه ای عمل کند که همانند قتل فضل بن سهل ، ردپای وی آشکار نگردد. شاید جریان قتل فضل بن سهل ورسوایی که در مرگ وی با شورش سپاهیان برپا شد ، به او تجربه کافی داده بود تا در شهادت امام به شکل مرموزانه ای عمل کند. اوخود با شرکت در مراسم خاک سپاری امام و اظهار تضرع فراوان (42)درمجلس سوگواری که ترتیب داده بود تا حدی دررفع سوء ظن ها و مبرا کردن خود ، از قتل امام موفق شد. منابعی که به شکلی مأمون را مقصر درقتل فضل بن سهل می دانستند ، درمورد شهادت امام رضا علیه السلام به او مظمون نبودند .(43)اما از محتوی نامه مأمون پس از شهادت امام به مردم بغداد مشخص می شود که وی در حرکت خود به سمت بغداد تلاش بسیاری برای جلب رضایت آنها انجام می داده است او در برنامه ای به بنی عباس به آنها اعلام کرد آنچه در شورش و مخالفت شما دربیعت باعلی بن موسی بود اکنون از بین رفت .(44) سرانجام شهادت امام رضا علیه السلام درسناباد سبب شد تا آشکارا مأمون ، به تمامی خدمت ها و دلبستگی های خراسانیان پشت کند و خیانت خود را در کنار زدن و حذف علایق مردم خراسان نشان دهد . شهادت امام رضا علیه السلام نقطه اوج نارضایتی مردم از حضور مأمون درمرو بود . چندان که امام با حضور وحتی شهادت خویش چهره مزوّرانه مأمون در مرو را معلوم ساخت و از آن خلیفه پارسای ، متقی و عالمی که مردم خراسان نسبتاً درابتدای کار درذهن خویش ساخته بودند پرده برداشتند تا دستاویزهای سیاسی مأمون برای جلب خودنمایی بیشتر آشکار گردد. شیوه و عملکرد امام علیه السلام در تمام دوران حضور درخراسان نشان داد که نحوه برخورد امام با هر جریانی که مأمون درطی آن برای کسب امتیاز خود بود به گونه ای عالمانه وحاکی ازدرایتی بود که به رسوایی و یا ضرر خود مأمون تمام شد . به همین جهت مأمون از حضور امام رضا علیه السلام درمرو هیچ سودی حاصل نکرد وامام در مدت کوتاه اقامت خویش نگرش مردم خراسان را از سوی عباسیان متوجه علویان وسیرت خاندان پیامبر نمود. ازهمین رو در نتیجه پیامد حضور امام در وروود به بغداد وتغییر لباس سبز علوی به همان لباس سیاه عباسی از تمامی نقشه های خود ناکام ماند.
« دکتر امیر اکبری استادیار تاریخ »
پی نوشت
(1) - مسعودی ، علی بن حسین ، مروج الذهب ، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، ج 1، تهران ، علمی و فرهنگی ، 1370، ص 355.
(2) - یعقوبی، ابن واضح ، تاریخ یعقوبی ، ترجمه محمد ابراهیم آیتی ، ج 2، تهران ، علمی و فرهنگی ، 1371، ص 422.
(3) - طبری ، محمد بن جریر ، تاریخ طبری ، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، ج 12، تهران، اساطیر ، 1369، ص 5286.
(4) - اکبری ، امیر ، تاریخ حکومت طاهریان ، مشهد ، بنیاد پؤوهشها، سمت ، 1384، ص 39.
(5) - گردیزی ، ضحاک بن محمود ، تاریخ گردیزی، تصحیح عبدالحی جیبی ، تهران، دنیای کتاب ، 1363، ص 294، طبری ، تاریخ طبری ، ج 12، ص 5417.
(6) - طبری ، همان کتاب ، ص 5407، ابن طقطقی ، محمد بن علی ، تاریخ فخری ، ترجمه محمد وحید گلپایگانی ، تهران، علمی و فرهنگی ، 1367، ص 293.
(7) - ابن اثیر ، فخرالدین ، تاریخ کامل ، ترجمه عباس خلیلی ، ج 10، تهران ، علمی ، 1351، ص 164، طبری ، تاریخ طبری ، ج 12، ص 5408.
(8) - ابن طقطقی ، تاریخ فخری ، ص 292.
(9) - گمنام ، مجمل التواریخ والقصص ، تصحیح ملک الشعراء بهار ، به همت محمد رمضانی ، تهران ، کلاله خاور ، 1381ریال ص 349.
(10) - ابن جوزی ، المنتظم فی التواریخ الملوک والامم ، حققه سهیل زکار ، الجزء السادس ، بیروت ، دارالفکر ، 1398هـ/1978م، ص 2751.
(11) - طبری ، تاریخ طبری ، ج 13، ص 5572، ابن اثیر ، تاریخ کامل ، ج 10، ص 236.
(12) - ابن تغزی بردی ، النجوم الزاهره ، الجزء الثانی ، قاهره ، المؤسسه المصریه ، 1963م ، ص 196، ابن متعز ، طبقات الشعراء ، تحقیق عبدالستار احمد فراج، مصر ، دارالمعارف ، 1375، هـ/1956م ، ص 300.
(13) - جهشیاری ، محمد بن عبدوس ، کتاب الوزراء و الکتاب ، باتحقیقات مصطفی السقا ابراهیم ، الابیاری ، ترجمه ابوالفضل طباطبائی ، تهران ، بی بنا ، 1367، ص 385.
(14) - همانکتاب ، ص 396.
(15) - یعقوی ، تاریخ یعقوبی ، ج 2، ص 461، مسعودی ، مروج الذهب ، ج 2، صص 439-444.
(16) - یعقوبی ، تاریخ یعقوبی ، ص 461، ابن طقطقی ، تاریخ فخری ، ص 304.
(17) - اصفهان ، ابوالفرج ، ترجمه مقاتل الطالبین ، ترجمه رسولی محلاتی ، مقدمه وتصحیح علی اکبر غفاری ، تهران ، نشر صدوق ، 1349، ص 477.
(18) - ابن بابویه ، عیون الاخبار الرضا ، ترجمه علی اکبر غفاری ، حمید رضا مستفید ، ج 2 ، تهران ، دارالکیت الاسلامیه ، 1380، ص 435.
(19) - مفید ، محمد بن نعمان الارشاد ، ترجمه و شرح رسولی محلاتی، ج 2، بی جا ، انتشارات علمیه ، بی تا ، ص 250.p.m. holt , al mamun,the .encyclopedio of islam.vol v ,p334.
(21) - ابن بابویه ، عیون الاخبار ، ج 2 ، ص 312.
(22) - اکبری ، تاریخ حکومت طاهریان ، ص 119.
(23) - مفید ، الارشاد ، ج 2، ص 250-251 ، اصفهانی ، مقاتل الطالبین ، ص 523.
(24) -ابن بابویه ، عیون الاخبار ، ج 2، ص 337.
(25) - عطاردی ، عزیزالله راویان امام رضا علیه السلام درمسندالرضا ، مشهد ، کنگره جهانی امام راضا ، 1367، ص 394.
(26) - ابن بابویه ، عیون الاخبار الرضا ، ج 2، ص 313.
(27) - مفید ، الارشاد، ج 2، صص 250-255.
(28) - ابن بابویه، عیون الاخبار ، ص 314.
(29) - همان ، کتاب ، ص 317.
(30) - اصفهانی ، مقاتل الطالبیین، ص 524.
(31) - سیوطی ، جلال الدین الخلفا، تحقیق محمد محی الدین عبدالحمید مصر ، مطیقه السعاده ، 1371 هـ / 1952 م ، ص 307.
(32) - گردیزی ، تاریخ گردیزی ، ص 295.
(33) - ابن بابویه ،عیون الاخبار الرضا ، ج 1، ص 316.
(34)- همان کتاب، ج1، ص 332.
(35) - ابن بابویه ، عیون الاخبارالرضا ، ج 2 ، ص 386.
(36) - غنیمه ، عبدالرحیم ، تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی ، ترجمه ، نورالله کسائی، دانشگاه تهران، 1372، ص 110.
(37) - مفید ، الارشاد ، ج 2 ، ص 257.
(38) - اکبری ، تاریخ حکومت طاهریان ، ص 127.
(39) - یعقوبی ، تاریخ یعقوبی ، ص 469. -ابن بابویه ، عیون الاخبار ، ص 374.
(40)
(41) - ابن طقطقی ، تاریخ فخری ، ص 301، تاریخ طبری، ص 5273. مسعودی ، مروج الذهب ، ص 442.
(42)- اکبری ، تاریخ حکومت طاهریان ، ص 141.
(43) - یعقوبی ، تاریخ یعقوبی ، ص 471.
(44) - طبری ، تاریخ طبری ، ج 13، ص 5275، ابن اثیر ، تاریخ کامل ص 293. ابن کثیر ، البدایه والنهایه ، الجزء السابع ، تحقیق علی یوسف شیخ محمد الباقی ، بیروت ، دارالفکر ، 1418هـ/ 1997م ، ص 252، ابن طقطقی ، تاریخ فخری ، ص 302.
نسخه چاپی

