فارسی | English

نگاهی اجمالی به دوران حیات امام رضا (ع) | آخرین به روز رسانی : ۲۸ آذر ۱۳۸۹ ۱۵:۳۷

 نگاهی اجمالی به دوران حیات امام رضا (ع)

امام رضا(ع) فرزند امام موسی کاظم (ع) به سال 148 درشهرمدینه ازمادری که به او ام البنین (نجمه ) گفته می شد متولد شد . مدت امامت آن حضرت بعد ازپدرش 20 سال بود . (1) آن حضرت در55 سالگی درشهرطوس وفات یافت .(2) ( براساس سمی که مأمون خلیفه عباسی همراه انگور یا انارکرده بود به شهادت رسید .)(3)امام رضا  (ع) درمدینه به تدریس علوم و نشراحادیث و سیره اجداد طاهرینش می پرداخت(4) . آن حضرت به نحوی محوریت علمی و دینی و اخلاقی داشت که تمام بزرگان و سادات علوی را تحت الشعاع قرارداده بود ، و این مسأله برای بسیاری ازطرفداران بنی عباس و عباسیان قابل تحمل نبود. دانشمندان بزرگ درمجلس درس آن حضرت حاضرمی شدند و حلقه درس پرباری را تشکیل می دادند . برخی ازحاضران درس امام ازشاگردان امام کاظم (ع) و امام صادق (ع) بودند ، مثل : حماد بن عیسی و ابواسحاق و سلیمان جعفری ، وبرخی نیز در محضر بزنطی اسماعیل بن مهران ، صفوان بین یحیی و علی بن مهزیار اهوازی و حسن و حسین فرزندان سعید بن حما که ازمالیان امام چهارم بودند و بسیاری دیگر که حلقه اتصال دهنده روایات ازدوره ی امام باقر(ع) و امام صادق (ع) تادوره ی کبری هستند و برخی ازآن ها در رساندن روایات ائمه به دست ما نقش کامل داشته اند .

امام رضا (ع) پس ازاین که ازسوی مأمون به مرو دعوت شد  ، به اجبار مدینه را به سوی ایران ترک کرد . هنگامی که مدینه را ترک می فرمود با قبرجدش وداع جانسوز نمود و با قبرستان بقیع که اجدادش آنجا مدفون هستند وداع گفت . ازخانواده و خواهران و برادران نیز وداع نمود . حرکت آن حضرت به منزله ی حرکت خورشید ازمدینه به خراسان و سرزمین ایران بود . اگرچه وجود ائمه را نمی توان با خورشید و امثال آن مقایسه کرد  ،ولی این تمثیل برای تقریب به ذهن است .

حجت الهی به منزله قطب عالم امکان و محور و مدارهستی می باشد . این وجود الهی سرزمین ایران را سرافراز نمود و پس از ورود آن حضرت به ایران ، ایران به سوی تکامل معنوی عظیم و عشق به اهل بیت گام نهاد . ایرانیان عشق به خاندان ولایت و امامت را ازدیرباز داشتند ، اما با سفر امام این عشق جوشان و لبریزشد .

اوضاع اجتماعی و معادلات سیاسی و فرهنگی درهرزمان به هم تنیده و پیچیده اند که نمی توان آن ها را جدا ازهم بررسی کرد . اوضاع اجتماعی و فرهنگی  ،هردو تحت تأثیر مدیریت سیاسی جوامع است .

روزگاری که امام رضا (ع) درآن امامت داشت از نظرعلمی و سیاسی و اجتماعی بسیار حساس بود . ازدوره امام صادق (ع) با زمینه سازی امام باقر(ع) درعلوم مختلف راه ها را هموار کرد . آن حضرت درهربابی بحث مفصل یا مختصر داشته است . اگردرآثار روایی که ازآن حضرت بر جای مانده تتبع دقیق و استقصای کامل صورت گیرد ، مبانی و پایه های اکثرعلوم زنده و علومی که اندیشه ها ازآن غافلند ، وجود دارد . بیداری عمومی درجهان اسلام با موج دانش و شاگردان آن حضرت آغازشده است . اگرچه عده ای با دیده فارغ از انصاف به نقش اساسی آن حضرت در علوم و فرهنگ اسلام و حیات اسلام نگریسته اند ، ولی بسیاری ازرویدادهای تاریخی و علوم و جرقه های علمی که دیگرفرق این خدمات را به عنوان یک وظیفه الهی مطرح کرده اند ، نه به جهت افتخار و نام آوری ، اما عده ای به نام خود با استفاده ازعلوم آن ها مکتبی تأسیس کردند و ازمسیرحق خارج شدند . مگرنه این است که تمام نوشته های ماازعلوم آن ها زینت می گیرد و به وسیله آن ها علم و توسعه یافته و تمدن بوجود آمده است ، آن بزرگوار نیزنقش تأسیسی در علوم مختلف دارند .

نشاط فراگیری علوم درجهان اسلام که مستشرقان نیزبه آن اعتراف کرده اند و با تعبیر « امتی به مدرسه می رود »(5) ، عظمت یادگیری و اهمیت علم آموزی درجهان اسلام را بیان کرده اند، مدیون توجه دادن وجهت دادن پیامبر (ص) وائمه (علیهم السلام ) است . امام صادق و امام باقر - علیهما السلام- با تأسی از سیره عملی پیامبر اکرم (ص) راهی روشن برای بها دادن به علم آموزی گشودند و سیره ونگرش قرآن وپیامبر نسبت به علوم را ، عینیت بخشیدند.

عامل دیگر نشاط بخش جامعه به سوی علم ، ورود ملل مختلف به اسلام بود که با افکار مختلف پاسخ سئوالات خود را از اسلام می گرفتند . از طرفی سرزمین اسلامی وسیع بود. مهاجرت ها از ملیت های مختلف دراین جغرافیایی بزرگ ، آزاد بود و به شکل گسترده ای سبب تبادل افکار می شد.این افکار برای پاسخ یافتن ، بیشتر به مکتب ائمه علیه السلام رجوع می کرد و این عمل به تولید علوم مختلف از سرچشمه ی علوم منجر می شد . درصدر اسلام امیر مؤمنان علیه السلام تنها فردی بود که ازعهده ی پاسخ واقعی پرسش گران برآمد.

درعصر حکومت عباسیان بیان مسائل کلامی و عقلی و فلسفی بر رونق بود و گرای عمومی درجامعه به عقل گرایی بیشتر بود. معتزله دراین بستر اجتماعی شکل گرفت .آنان دراین دوره مورد حمایت خلیفه عباسی نیز بودند ، این گرایشات جامعه را نیز تحت تأثیر قرار می داد تا مردم نیز به این علم گرایش داشته باشند . امام رضا علیه السلام نیز در این دوره شیعه را از این جهت تقویت می کرد از عبدالسلام هروی نقل شده که به مأمون اطلاع دادند امام رضامجالس کلامی تشکیل داده است وبدینوسیله مردم شیفته آن بزرگوارمی شوند .مأمون به محمد بن عمر طوسی مأموریت داد تا مردم را از  مجلس آن حضرت طرد نماید .پس از این قضیه ، امام به مأمون نفرین کرد و فرمود:

« خدایا ای پدید آورنده ی زمین و آسمان و... کسی که شیعه ما از درم راند از او انتقام بگیر.(6)

از مسائل مهم علمی اسلام که قرن ها بر سر آن میان علما اختلاف وجود داشته است. عقل گرایی در مسائل دینی است . دسته ای ازعلما ، اخبار ، واحادیث وسنت پیامبر(ص) و قرآن را غنی ازمراجعه به عقل دانسته و ظواهر آن را حجت دانسته اند ، گروهی نیز عقل رادرمیان این دو منبع بزرگ و بنیانی ، به عنوان ابزاری جهت فهم این متون لازم و ضروری دانسته اند.طرفداران هریک از اندیشه ها در دوره های مختلف تاریخی ، به نام های مختلف معروف بودند . گاهی به نام مرجئه ، و اهل حدیث گاهی به نام اشاعره ومعتزله ، و گاهی به نام اصولیان و اخباریان . برخی ازاین فرقه ها گاهی از طرف حکومت ها طرد وگاهی  موردحمایت بوده و ترویج یافته اند.

درعصر امام رضا علیه السلام نیزمنازعات معتزله واشاعره و فرقه های دیگر رواج داشت . درعصری که بیت الحکمه تأسیس شد ، ترجمه آثار یونیان و افکار فلسفی وعقلی به جهان اسلام وارد شد و علمای اسلامی را به تکاپو واداشت تا پاسخ این شبهات و سئوالات را بیابند . دوره مأمون اوج منازعات کلامی بود.بعد از مأمون نیز این بحث ها ومنازعات تا قرن ششم وهفتم دربین علما ودانشمندان وجود داشت. معتزله تأثیرات علمی و فکری فراوانی درجهان اسلام گذاشتند. عقل گرایی معتزلی ، جامعه اسلامی را در مقابل افکار وارداتی مسلح نمود . خدمتی که معتزله به جهان اسلام کرد رواج عقل گرایی درگستره اسلام بود. اگر چه افراط وتفریط نیز در کار آن ها بود و آسیب هایی نیز از نظر فکری داشتند ، اما رویکرد مناسبی بود درمقابل سلفی گری خشک و متعصب و قشری گری در اسلام ، وبهترین پاسخی بود که دراین زمان از سوی جمعی ازدانشمندان اسلامی برای رویارویی با این جریان انجام گرفت . در واقع اعتزال درجهان اسلام واکنشی برای رفع نیازهای زمان بود.

اگرعقایدنادرست اهل حدیث درجامعه ی اسلامی ترویج می یافت ، پیامدهایی نظیر آنچه که در مسیحیت رواج پیدا کرد و سرانجام منجر به این عقیده شد که جهان مسیحیت ، عیسی را فرزند خدا دانستند ،در پی داشت واهل حدیث نیز خدا را جسم و قابل رؤیت ودارای تخت پادشاهی تصورمی کردنداگر عقل گرایی وموضوع گیری ائمه در مقابل این افکار انحرافی نبود ما نیز امروز شاهد این مسأله بودیم که علائم شرک درجهان اسلام به وجودآمده وبزرگ ترین تحریف درمتون دینی روی داده و خرافات برجوامع اسلامی سایه افکنده بود.

چیزی که امروز سلفی گری به دنبال آن است برخلاف تمدن ونو آوری ادامه جمود فکری گذشته است، که در حجاز با پیدایش جریان وهابیت دوباره شروع شد و مانند لکه های سیاه بر جبین جهان اسلام پدیدار گردید وگروه های انحرافی مثل طالبان والقاعده وسپاه صحابه و... از دل آن روییده ودین اسلام را با چهره ترور وخشونت نشان می دهند . این نمونه کوچک از مفاسد و پیامدهای اندیشه سلفی گری درجهان اسلام است که از آغاز حمایت استعمار با تمام امکانات و سلاح های مرگبار ، پشتیبان این اندیشه وگروه ها بوده است که توهین به قرآن و پیامبر (ص) و ائمه (ع) تمام ارزش های دینی دراین اندیشه وجود دارد.

سخن کوتاه ، اگراندیشه ی امامت و تلاش های ائمه (ع) نبود اسلام ناب هیچ فروغی نداشت تا در مقابل زورگویان ومنحرفان قد علم کند. ائمه با اندیشه ی سلفی ها به شدت مبارزه کرده اند .امام رضا علیه السلام دراین دوره ازاسلام اصیل و اندیشه های ناب پبامبر اکرم (ص) دفاع کرد  و با استفاده ازابزار ها و مقتضیات زمان این وظیفه الهی خود را عملی کرد. اندیشه های کلامی در این دوره رواج و رونق داشت ، اما انحرافاتی نیز در آن وجود داشت که به نام دین تمام می شد.امام علیه السلام می خواست بااین زمینه مبارزه کند و راه روشنی از اسلام ناب برای مردم ارائه کند ، لذا مناظراتی با تمام رهبران مذاهب برای حضرت فراهم شد و آن حضرت چهره تابناک اسلام و جایگاه امامت در بین انسان ها را به خوبی تبیین نمود.(7)

1. روایات کلامی امام علیه السلام در باب توحید

توحید و صفات خداوند ومسائل مربوط به خداوند یکی از مباحث مهم کلامی است . در این دوره این مباحث به شدت بالا گرفته بود، اهل حدیث ومعتزله دراین باره آراء گوناگونی ارائه می دادند . امام رضا علیه السلام بر اساس وظیفه ی الهی درباره ی تمام شبهات مربوط به مباحث توحیدی اظهار نظر ورفع شبهه می فرمود. روایاتی که از آن حضرت درباره توحید صادر شده در موضوعات ذیل می باشد:

1-1-آفرینش

مبدأ ومباحث مربوط به آن یکی ازبحث های مهم درهر دوره است ، برخی از مادیون برای آفرینش ، آفریننده قائل نیستند واساس افکار آن ها بر روی همین فکر واندیشه شکل می گیرد لذا درباره تمام مسائل برمحورعادی بحث کرده ونظر می دهند.مکاتب سرمایه گذاری و مکاتب امپریالیستی براین محور استوارند.

در عصری که آن حضرت زندگی می کرد عده ای براین نظریه معتقد بودند ، لذا مباحثی پیشامد می نمود و آن حضرت نظر خود را درباره ی مبادی جهان وعلل حدوث و آفرینش بیان می فرمودند . این گروه در آن دوره به زنادقه معروف بودند. روزی  جماعتی ازنادقه به حضور حضرت رسیدند و درباره ی خداوند سئوال کردند وحضرت آن ها را مجاب فرمود و دباره ی مسائل فلسفی نظیر،این وکیف و ادراک و حسن در مورد خداوند بحث کردند و درباره نظم حاکم بر آفرینش و وجود انسان وکهکشان سخن گفتند.(8)فردی درباره ی حدوث عالم درآفرینش سئوال کرد آن حضرت پاسخ داد :

توپیش ازاین نبودی و خود می دانی که خودت راهستی ندادی و وجود خود را مدیون کسی هستی که اونیز محتاج به یک آفریننده است .(9)

مسائلی ازاین قبیل درباره ی آفرینش وخلقت وحدوث وقدم عالم سؤال می کردند وآن حضرت پاسخ داد : این ها ازمسائل عقلی و فلسفی بود که بر اثر دانش های یونانی درجامعه بروزکرده است و برای مردم تازگی داشت. اگرچه این مباحث درکلام معصومین پیشین نیز وجود داشت ولی چندان مطرح نبود.

علت رواج این مسائل فلسفی درجامعه اسلامی ، ترجمه ی آثار یونانیان توسط مسلمانان و غیر مسلمانان به زبان عربی بود. فردی ازحضرت پرسید آیا خداوند قبل از اینکه هستی را بیافریند از قدرت خود شناخت داشت. آن حضرت پاسخ او را داد.

هم چنین در زمینه ی  علم خداوند ، شنوا بودن خداوند و قدیم بودن علم و قدرت و حیات ، سئوالات دقیقی از آن حضرت می پرسیدند و مجاب می شدند.(10)

2-1- صفات ذاتی

درباره صفات ذاتی خداوندکه از مباحثی بود که بین معتزله واشاعره واهل حدیث ، رواج داشت .(11)و شیعه دراین بحث ها به خطر فکری دچار بود ، امام با بیانات روشنگرانه آن ها را را هدایت می کرد.

3-1-رؤیت خدا

درباره ی رؤیت خداوند نیز که از مباحث داغ فرق مختلف بود ، روایاتی از حضرت نقل شده است. ابومره روزی به حضور حضرت رسید و سئوال کرد وگفت مارؤیت خداوند وکلام او را تقسیم کردیم بین انبیاء موسی ومحمد . حضرت فرمود : هرگزدرست نیست . او را چشم ها نبیند وعلوم نتواند احاطه کند.

بااستناد به آیه ی 109 سوره طه ، فرمود: اگرچشم او را ببیند باید ماهیت داشته باشد؛ یعنی علوم او را احاطه خواهد کرد . چشم او راهرگز نبیند بلکه قلب آیاتی ازخداوند را مشاهده نماید.

دراین بحث آن حضرت به ماهیت با عبارت ( صورت البشر) واحاطه علم به « کیف »و« این» اشاره فرموده است . درباره ی رؤیت خداوند 6 روایت ذکرشده ذکرشده است .(12)

5-1- ابطال جسمانیت ومکان خداوند

ابطال عقیده جسمانیت و مکان درباره خداوند : برخی ازفرقه های کلامی اهل سنت،مثل اهل حدیث ،می گفتند خداوند درعرش نشسته ومقداری نیز  جای (به اندازه چهار انگشت) برای پیامبر باقی می ماند تا پیش خداوند تا پیش خداوند بنشیند . این نظریه را ابوالمسلم ازاهل حدیث ارائه می کرد که نمونه ای ازعقایدسخیف بود. درباره ی عرش خداوند نیز نظریه ی خاصی داشتند . وقتی این مسائل درمحضر آن حضرت مطرح شد . شدت برخورد کرد وفرمود:

«من شبه الله بخلقه فهو مشرک ومن وصفه بالمکان فهوکافر و من نسب الیه ما نهی عنه فهو کاذب »(13)

هرکس خدا را به مردم شبیه کند مشرک است وهر کس برای او مکان قرار دهد کافر و هرکس به او نسبت های ناروا بدهد ، دروغگواست.

در پایان کلام نیز به قرآن کریم استناد فرمود و آیه 105سوره نحل را تلاوت کرد .

یکی از شیوه های پاسخ گویی به شبهات که امام رضا علیه السلام به کار می گرفت ، استناد به قرآن و کلمات وخطبه های امیرالمؤمنین ، و سیره پیامبراکرم (ص) بود که برای طرف مقابل بسیار قانع کننده و قابل قبول بود. امام بدین جهت به سیره ی پیامبر (ص) استناد می کردتا بفهماند هرکس به این عقاید معتقد باشد ازامت اسلام خارج شده است.چون قرآن و پیامبر این افکار را مردود می داند . اهل حدیث برای خداوند دست واعضا تصور می کردند امام علیه السلام تفسیر درستی از آن ارائه کرد که اگر مخالفت امام نبود اسلام نیز مثل دین مسیح منحرف می شد و پیامبر مثل مسیح پسر خدا نامید می شد.

6-1- علم و قدرت خداوند

درباره ی این مسأله که ازجمله مسائل مهم دوره ی امام رضا علیه السلام بود ، مواضع صریح و  هدایتگر وشفاف امام در دفاع از دین اسلام و عقاید توحیدی مسلمانان علاوه بر ترویج تشیع ، علوم اسلامی را غنا می بخشید .روزی فردی ازبلخ به حضور امام آمدوگفت اگر به سئوالم پاسخ دهی ، مؤمن به امامت خواهم بود .حضرت درباره ی خداوند و قدرت او کیفیت بحث ازخداوند مسائلی مطرح کرد و آن مرد شیعه شد .(14) از ماوراءالنهر نیزجمعی آمده ودر این زمینه سئوال کردند که پاسخ حضرت برای آن ها راهنما بود.(15) ده ها روایت در زمینه پاسخ به شبهات ازحضرت رسیده است .(16)

حضرت امام در ایران سبب شد که تمام شبهات عقیدتی که توسط فرقه های گمراه منتشر می شد رفع شود و مردم از اسلام ناب آگاهی یابند و باخاندان پیامبر آشنا شوند. بدین ترتیب بنیان های تشیع اصیل به وجود آمد.

7-1-قضا و قدر وجبر واختیار

این مسأله از جمله مسائل مهم و ریشه دار دوره امام رضاعلیه السلام بود که از صدر اسلام وجود داشت وهریک  ازفرقه ها توجی خاصی به آن داشتند . امویان ، جبر را توسعه می دادند و طرفدار جبر بودند ، لذا اهل حدیث نیز که ریشه ی آن ها در زمان امویان شکل گرفته بود طرفدار این اندیشه بودند .معتزله ، در مقابل آن ها قائل به تفویض و اختیار کامل بودند ، امام در این باب نیز ارائه نظرو ارشاد و هدایت فرمود .آن حضرت همان موضع امام صادق علیه السلام را در مقابل آنان مطرح و مفهوم همان موضع را برای آنان بیان نمود و به حدیثی از امام زین العابدین علیه السلام استناد کرد. محمد بن ابی نصر بزنطی پرسید،برخی از شیعیان قائل به جبرو برخی قائل به تفویض شده اند.حضرت درپاسخ به او فرمود بنویس:

به نام خداوند بخشنده مهربان ، ای فرزند آدم به مشیت من و به قدرت من فرائض را انجام می دهی و بانعمتی که به تو داده ام (قدرت) به گناه من اقدام می کنی . تو را بینا و شنوا قرار داده ام .گناهان از تو و به اختیار توست . حسنات به وسیله نیرویی که به تو دادم انجام می دهی . نسبت دادن کارهای نیک به من شایسته است ، چون من قدرت را در تو برای اعمال خیرداده ام ...(17)

امام درمقابل جبریه موضع سرسختانه می گرفت و می فرمود:

کسانی که جبری هستند به آن ها زکاة وصدقات ندهید و شهادتشان رانپذیرید.(18)ایشان درکلامی دیگر می فرماید:

هرکس قائل به جبر و تشبیه باشد ، کافر ومشرک است . ما در دنیا و آخرت را او بیزاریم.(19)به خاطراین که این ها فاسد العقیده می شوند ، شهادتشان مشروع نیست ازاین رو امام شهادت آن ها را باطل می داند.

درزمینه جبر و تفویض نیز ده ها روایت مهم و پر مغز از آن حضرت رسیده است .(20) اگرروشنگری های امام نبود نه تنها اسلام ازبین می رفت بلکه با تفاسیر غلط ، قرآن را نیز در معرض تحریف قرار می دادند .

در باب توحید که اساس و پایه علم کلام است72 روایت از آن حضرت نقل شده است. این موارد غیر ازجلساتی است که حضرت بادیگران مناظره نمود. این ها بیشتر در میان اصحاب ایشان و شیعیان مطرح گردیده است ، و گاهی نیز افرادی جهت استرشاد به حضور حضرت رسیده و طلب راهنمایی کرده اند، و پاسخ خود را ازحضرت رضا علیه السلام گرفته اند.

بدین سان می بینیم تمام اصول مسلم اسلام از توحید و قرآن و نبوت و معاد توسط ائمه حراست شده است. هیچ یک از مدعیان خلافت پیامبر نمی توانستند این وظیفه را انجام بدهند ، چون توانایی نداشتند ، لذاخلیفه واقعی پیامبر ، ائمه بودند و اگر حکومت و سیاست نیز به دست این ها بود ، مسلماً اوضاع سیاسی جهان اسلام گرفتار این همه معضل و بحران نبود. علوم ائمه نیز با وجود محدودیت کامل ایشان ، ترویج می یافت ، چون از طرف حکومت ، آنها محصور بودند و هیچ کس با آزادی نمی توانست به حضور آن ها برسد و پاسخ سئوالات دینی خود را بگیرد.همه ی ائمه تحت نظارت شدید و مراقبت خلفای اموی و عباسی بودند . علت غیبت امام زمان (عج) همین جوّ اختناق بود. لذا  از ولادتش جز معدودی آگاه نشدند.

2- ایمان وکفر و مراتب ایمان

یکی از مباحثی که در عقاید فرقه های مختلف  مطرح شده و آن ها بدون توجه به فضیلت ایمان ، بنا بر علوم ناقص خود درباره ی آن نظر داده اند ، مسأله ایمان است . برخی گفته اند:بین ایمان و کفر جایگاهی  است که نه  کفر است نه ایمان. برخی گفته اند: ایمان دارای مراتبی است و برخی آن را غیر قابل ترقی و نقصان دانسته اند. از این ائمه علیهم السلام هر یک به مناسبت ضرورت و اقتضای حال دراین باره روایات فراوانی ذکر کرده اند که در منابع شیعه این بحث به عنوان یک باب مجزّا ویک بخش مهم ذکر شده است . مرحوم مجلسی بخش هایی از بحارالانوار خود را به این موضوع اختصاص داده است.تاریخچه ورود این مباحث به صورت مجادله ، از مرجئه شروع شده است .(21)آن ها بدون تأمل در آیات قرآن ، گرفتار تناقض دراین مسأله شده و به تأخر عمل از ایمان و مباحثی ازاین قبیل قائل شدند ، لذا این مسأله بحثی دامنه دار در اندیشه اسلامی شد و هر یک از فرقه ها دراین زمینه به ارائه نظریات خود پرداختند.

روایاتی نیز از امام رضا علیه السلام درباره این بحث وارد شده است که شیعه و مسلمانان را به رأی صواب در این درجات ، هدایت فرمودند ، آن  حضرت ، ایمان را مقدم و افضل از اسلام و دارای درجاتی دانستند که برای کسب هر یک از درجات ، عمل لازم است . ذکر خصایص مؤمن و کسی که به درجات ایمان رسیده از جمله مواردی است که برای تبیین ایمان ودرجات آن به کار برده شده است . ایشان درتعریف ایمان ، با استناد به روایات رسول الله (ص) چنین فرمودند: ایمان شناخت قلبی و اقرار زبانی و عمل به ارکان است .(22)

3-باب خلق القرآن

این بحث نیز از جمله مباحث کلامی مهم بود که تاریخچه پیدایش آن به قبل از دوره ی امام رضا علیه السلام می رسد. امام جهت مصون ماندن افکار شیعه و پیروان خود دراین راستا مواضعی روشن و راهنمایی هایی ارائه داد. از جمله نامه ای به برخی از شیعیان نوشت و هشدار داد که این مسائل پرهیز کنند و در مناقشات لفظی درباره ی قرآن وارد نشوند که به گمراهی کشیده می شوند. قرآن کلام الهی است برای هدایت انسان ، نه مخلوق خدا. هر کس ملتزم این قول شود به کفر کشیده خواهد شد . این بحث درباره ی حادث بودن یا قدیم بودن قرآن بود که بعدها نیز استمرار یافت ، ولی شیعه به برکت ائمه از این بحران فکری نیز رها شد.(23)بدین ترتیب می بینیم ائمه - علیهم السلام - چگونه دین اسلام را از بحران های فکری و اجتماعی مصون داشته اند و شیعه را حفظ و گسترش داده اند و علوم مختلف اسلامی را تأسیس کرده و استحکام بخشیده و مبانی رونق  و رشد تمدن اسلامی را به وجود آورده اند.

4- نبوت

یکی از موضوعات و مباحث مهم علم کلام پس از مباحث توحید ، نبوت است که علمای اسلام در آن آرای مختلفی داده اند. مباحثی کلامی حضرت در باب ، دو دسته است :1. نبوت عامه 2. نبوت خاصه . دربحث عامه از مسائلی نظیر وجود نبی ، تعریف نبی ، عصمت نبی ، و در نبوت خاصه از معجزات پیامبران و نسخ ادیان و مسائل دیگر بحث می شود.(24)از مهمترین مسائل کلامی که مورد اختلاف بین فرقه های اسلامی است ، « عصمت انبیاء» است . معتزله درباره انبیاء معتقدند که انبیاء در دوره قبل از بعثت ، گناه کبیره انجام می دهند و برخی ازمعتزله عقیده دارند که گناه صغیره را پس از بعثت نیز مجازند مرتکب شوند.

ازجمله بزرگان معتزله ابوعلی جبائی و قاضی عبدالجبار طرفدار این نظریه ها هستند.(25)

اشاعره که قوشجی از بزرگان آن هاست عقیده دارند انبیا از  ارتکاب معاصی کبیره و صغیره منع شده اند . ولی پس از بعثت گناهان صغیره غیر عمدی از آن ها سر می زند.(26)برخی از فرقه های اهل سنت معتقدند که پیامبر پس از بعثت نیز مرتکب گناه می شود. این نظریه ها را با قصد تبرئه برخی از صحابه و بنی اسد ارائه داده اند تا افرادی چون معاویه و... را که مورد نفرین پیامبر بودند ، تبرئه کنند.

شیعه دراین باره عقیده دارد که پیامبر اکرم (ص قبل وبعد ازگناه کبیره و صغیره چه عمداً و چه سهواً معصوم است . چون قائل شدن به این مورد مکه معتزله واشاعره به آن راه رفته اند ، تالی فاسد فراوان دارد. پیامدهای این نظریات ، می تواند تمام دست آوردهای انبیاء را زیر سئوال ببرد. لذا شیعه این عقیده را با توجه به براهین منطقی وعقلی و با استفاده از پشتوانه های نقلی و با استدلال قبول می کندو طرفدار آن  است . ائمه علیهم السلام این راه در پیش پای شیعه قرار داده اند . آن ها ازمفاسدی که براین اندیشه ها مترتب بود آگاه بودند و می دانستند تمام اصول اسلام را با این افکار می توان به زیر سئوال برد .چنانکه می بینیم مستشرقین با این افکار چه اهانت هایی به قرآن و پیامبر می کنند و عده ای مریض و مغرض از این انکار سود می برند.

از امام رضا علیه السلام روایات زیادی در باب نبوت وارد شده که بخش از آن ها درباره اثبات نبوت و ذکر انبیای بزرگ الهی  است که به بیان ویژگی ها و خصوصیات آن ها پرداخته و درباره ی نسخ کتاب های آسمانی آن ها و رسالت انبیای اولوالعزم و دیگران ازجمله آدم ، نوح، ابراهیم ، اسماعیل ، یوسف ، موسی یوشع، دانیال ،خضر، سلیمان ،  عیسی ، و پیامبراکرم (ص) سخن گفته است. امام رضا علیه السلام به پیامبر اسلام ویژگی های آن حضرت بیشتر می پردازند و با طرح مسائلی استمرار نبوت را درخاندان پیامبر تبین می کند.

1-4- برتری خاندان پیامبر

روایاتی که از امام رضا علیه السلام درباره پیامبر اکرم (ص) وارد شده ناظر به برتری آن حضرت و خاندان آن  حضرت ازتمام موجودات و انبیاء است ، و این ها به خاطر شبهاتی بود که امویان و عباسیان درباره اهل بیت مطرح می کردند وخاندان پیامبر وائمه را با افراد عادی مقایسه می نمودند .آن حضرت ، ازامیرمؤمنان (علیه السلام) روایتی نقل می کند که از پیامبر سئوال کردم ، یارسول الله توبرتری یاجبرئیل فرمود:

یا علی خداوند پیامبران را برتر ازملائکه و مرا برتر از انبیاء قرار داده است وبرتری ، بعد از من راست وجانشیان تو را . ملائکه خدمتگزار ما و دوستان ما هستند . حاملان عرش که تسبیح خدا می   گویند ازجانب کسانی که ولایت ما را قبول کرده اند ، استغفار می کنند . ای علی اگر ما نبودیم ، آدم وحواء بهشت و دوزخ ، آسمان ها وزمین ، آفریده نمی شد . ما بدین جهت از ملائکه برتریم که از نظر معرفت خداوند و تسبیح وتهلیل او ، از آن سبقت گرفته ایم چون اولین چیزی که خداوند آفرید ارواح مابود که به وحدانیت خدا و ستایش او سخن گشودیم... .(27)

2-4-عصمت انبیاء

درباره ی عصمت انبیاء مباحث مفصلی از امام به صورت پرسش و پاسخ مطرح شده است. روزی مأمون ازامام علیه السلام پرسید:

شما که  انبیاء را معصوم می دانید ، معنای این آیه چیست ؟ فعصی آدمربه فغوی ... حضرت فرمود : این داستان قبل  از پیامبری آدم بوده است و این گناه کبیره نیست.

مأمون سئوال خودرا در باره عصمت ابراهیم ، موسی و دیگر انبیاء ادامه داد.(28) و از امام رضا علیه السلام پاسخ های بسیار قانع کننده ای شنید .با توجه به این که مأمون گرایش به اعتزال داشت ،این سئوال و جواب تمام عقاید معتزله را درباره ی عدم عصمت انبیاء ابطال نمود و مأمون فهمید آن چه راکه بهترین راه برای خود در پیش گرفته بود ، باطل بود.

پاسخ هایی که حضرت رضا علیه السلام به مأمون داد ، مستند به آیات قرآن بود و سئوالات مأمون نیز از تفاسیر آیاتی بود که ظاهر آن ها شبهه ی عدم عصمت پیامبران را نشان می داد ، لذا  حضرتش آن ها را به زیباترین بیان وشیواترین استنادات قرآنی پاسخ فرمودند ، و مأمون به شگفتی فراوان از پیش حضرت خارج شد  در حالی که روایتی از پیامبر درباره فضیلت خاندان امامت و رسالت زمزمه می کرد.(29)

5.امامت و امام رضاعلیه السلام

 اولین اختلاف در اسلام پس از رحلت رسول اکرم (ص) بر سر امامت وخلافت بود و بر سر همن مسأله مردم دو دسته شدند .و فرقه ای پیروی علی (ع) کردند و شیعه نامیده شدند،وفرقه ای راه دیگر گرفتند و تابع خلفاء دیگر شدند . پس از گذشت زمان بر سر این مسأله اختلاف شد که جانشین پیامبر (ص) را خلیفه باید دانست یا امام ؟

مسأله دومی نیز پیش آمد : مرجع مسائل علمی مورد اختلاف پس از پیامبر (ص) ، چه کسانی هستند ؟ آیا خلفا، علمای زمانشان بودند ، و می توانستند مثل پیامبر (ص) تمام سئوالات دینی را پاسخ بدهند ؟ یامردم به کسی دیگر مراجعه می کردند؟ و یا اگر خلفا پاسخ می دادند ومنبع پاسخ گویی آن ها چه بود؟ تاریخ نشان می دهد که سئوالات علمی را غیر ازعلی کسی قادر به پاسخگویی نبود.لذا یکی از مباحث اختلاف برانگیز علمی و غیر علمی (سیاسی) این بحث بود و خون های بسیاری بر سر این مسأله ریخته شد . درحالی که پیامبر اکرم(ص) این بحران ها را پیش بینی و برای آن راه حل نشان داده بود و اهل بیت خود  را بهترین راه نجات از تفرقه معرفی کرده بود.

اهل سنت عقیده دارند که امامت پس از پیامبر از سه راه ثابت می شود: 1. نص پیامبر 2. نص امام سابق 3. اجماع بیعت.  آن ها امامت ابوبکر را با بیعت ثابت می کنند و بقیه را با نص ابوبکر و...(30). این نظریه همان نظریه انتخابات است، مثل ریاست جمهوری که چند نفر با اجماع امت انتخاب می شود.

عصمت امام نیز از جمله مسائلی بود که بین فرقه های اسلام مورد بحث و اختلاف بود. علمای بزرگ اهل سنت ، عصمت را درامام شرط نمی دانند ، چون امامانی که آن ها به آن قائلند معصوم نیستند . فرقه ای از اهل سنت ، امامت را در قریش و فرقه ای، به امامت مفضول با وجودفاضل قائل شدند.(31) تا امامت ابوبکر و دیگران را توجیه کنند ( توجیه عقیده غلط) . معتزله نیز این نظریه را داشتند .آن ها آرایی می دادند که در توجیه ماوقع بود . درحالی که اندیشه و افکار اسلام باید بر اساس آن چه که قرآن و پیامبر (ص) ترسیم کرده اند تبیین شود . نه بر اساس آن چه که دیگران انجام داده اند و وواقع شده است.

شیعه عقیده خود را درامامت ازائمه با استناد به نص پیامبر و قرآن کریم می گیرد و ائمه نیز از این اندیشه در طول تاریخ صیانت نموده اند. درعصر امام رضا علیه السلام ازجمله ی مباحث مطرح شده ، همین بحث بوده است و امام باتوجه به این جوّ با شیوه و روش ثابت خود ، شبهات وارده بر دین و امامت را پاسخ می فرموده اند که نمونه هایی از آن در پی می آید:

1-5- ضرروت وجود امام در زمین

وجود امام در زمین ضروری است.در این زمینه از امام سئوالات مکرری شد و از سوی « واقفه» که فرقه ای از شیعه بود شبهات فراوانی درباره ی امامت آن حضرت و استمرار امامت و غیبت امام و مسائل دیگر مطرح گردید، که آن حضرت همه را مجاب کرده و پاسخ دادند. بحث امامت و حجت و ضرورت آن در روی زمین که در قرآن از آن تعبیر به خلافت الهی شده است ازجمله مباحث کلامی امامت بود که از سوی شیعه و غیر شیعه از امام پرسیده می شد و آن حضرت در پاسخ آن ها با تأکید می فرمود:

زمین بدون امام نبوده و نخواهد بود.درغیر این صورت اهل خود را فرو می بلعد ، بدون حجت الهی ادامه ی حیات برای هستی مقدور نیست، چون خداوند نظم هستی را چنین قرار داده است .

تعداد پانزده روایت از امام رضا علیه السلام درباره ی ضرورت وجود امام وحجت در زمین رسیده است.(32)روایاتی که از امام رضا علیه السلام درباره ی امامت وارد شده ناظر به مسائل مختلفی از قبیل : فرق بین پیامبر و امام ،و جایگاه ائمه است . هرکس امام زمان خود را نشناسد در مرگ جاهلی از دنیا خواهد بود . امام خلیفه ی پیامبر است . ودایع رسالت و علوم او ، در پیش امام است . دراین باره کسی از امام رضا علیه السلام سئوال کرد آیا شمشیر رسول خدا در پیش تو است آن حضرت به صراحت جواب نوشت در پیش من است.(33)

2-5-عصمت امام

 یکی از مسائلی که در روایات امام رضا علیه السلام مطرح شده ، عصمت امام است . چون امام جانشین پیامبر در میان امت است و عصمت نبی ضروری است ، جانشین نبی نیز باید مثل خودش باآن ویژگی باشد . ازاین روی آن حضرت در روایاتی طولانی ، اوصافی برای امام ذکر می کند که درهیچ مخلوقی یافت نمی شود . کلینی روایت کرده از عبدالعزیز:

روز جمعه در مسجد جامع مرو بودیم درباره امامت و فرقه شدن مردم صحبت شد . که حضرت با تبسم وارد شد و شروع کرد به تشریح امامت و مطرح کردن بحث غدیر و اوصاف امامت بااین جملات ... الامام یحل حلال الله و یحرم حرام الله و یقیم حدود الله ... البدر المنیر ... المطهر عن الذنوب و المبراء عن العیوب ... و  احد دهره... و لایوجد منه بدل و لا له مثل و لا نظیر مخصوص بالفضل کله من غیر طلب منه له و لا اکتساب .(34)

 3-5-نصب امام توسط پیامبر به دستور خدا

در میان فرقه های اهل سنت این نظریه رواج داشت که خلیفه توسط اجماع امت یا شوری و... از میان قریش یا قبال دیگر انتخاب می شود و فرقه هایی از شیعه نیز قائل به امامت مفضول باوجود فاضل بودند . شیعه از دیرباز با استناد به قرآن کریم و آیه « یا ایُّها الرسول بَلِّغ ما انزل َ الیکَ... وَ الیومَ الکملت لکم دینکم ورضیت لکم الاسلام دینا...» معتقد است که پیامبر در واقع غدیره این دستور خدا را به اجرا گذاشت .

از جمله مسائلی که امام درباره ی آن مباحثی مطرح می فرماید ، تأکید بر واقعه غدیر و امامت و فضایل امیر مؤمنان است ، آن حضرت دراین دوره از آن جهت که فرصت مناسبی به وجود آمد به اثبات حقانیت علی علیه السلام در مقابل نظریه تقدم مفضول بر فاضل می پرداخت .چنان که نقل شده مأمون نیز این بحث را باعلمای اهل سنت مطرح ساخت وبا اقامه ادله محکم آن ها را ساکت نمود و نظر آن ها را باطل و برتری و  امامت امیر مؤمنان را بر آنان ثابت کرد .(35)

امام رضا علیه السلام در مقابل ناصبین واقفیه ، زیدیه و فرقه های منحرف از شیعه و فرقه های کلامی اهل سنت مثل اهل حدیث و معتزله ، اکثر روایاتی را که از پیامبر (ص)  درباره ی  دوستی و ولایت و امامت و برتری و وجوب اطاعت امیر مؤمنان بود مطرح و تشریح می فرمود : فرصت استثنایی برای این مباحث بیشتر در مرو به وجود آمد ، که حضرت توانست اصل امامت را مطرح و امامت خود و حجت بودن خود بر اهل زمان را به صراحت بیان کند. چنان که درحدیث سلسه الذهب پس از بیان توحید ، مسأله امامت خویش را مطرح و خود را از شرایط ورود به حصن الهی دانست که مردم گمان می کردند پس از توحید و نبوت خلافت راه درستی است که انتخاب کرده اند . امام این گمان را باطل نمود و امامت را شرط اصلی تحقق توحید وماندگاری راه رسالت بیان کرد.

از امام رضا علیه السلام در زمینه اثبات اساس امامت که از امام علی(ع) آغاز می شود 73 روایت نقل شده است .(36) علاوه بر آن که درمناظرات و پاسخ به سئوال ها این مسأله را مطرح و در هر فرصت این اصل را بیان می فرمود . امام دراحادیث خود به ترتیب از امامت عامه و اصل امامت مشروع ، به امامت خاص ویژگی های امیر مؤمنان و سایر ائمه می پرداخت و آشکاراخود را امام معرفی می کرد. درحالی که زمینه در دوره های قبل به این صراحت روشن نشده بود و لقب رضا به آن حضرت به این مناسبت از طرف پیامبر اکرم (ص) داده شده است .(37)

5-5- امامت امام موسی بن جعفر علیه السلام

برای این که شبهه های آن ها را پاسخ دهد درباره ی امامت موسی بن جعفر (علیه السلام ) که عده ای گمان می کردند آن حضرت زنده است. امام رضا (علیه السلام ) فرمود:

رسول خدا از دنیا رحلت فرمود، پدرم نیز رحلت فرموده است .

واقفه به همین بهانه از قبول امامت  امام کاظم(ع) طفره می رفتند تا امامت امام رضا را انکار کنند و بدین وسیله به آرزوی مادی خود نایل شوند ، لذا امام در مقابل آن ها جبهه گیری کرد و صراحت نمود که امام بعد از او من هستم چنان که امام پیش از  او وفات کرد وخود او نیز وفات کرد.(38)

عده ای از واقفه به امامت امام قائل شدند و به عقیده ی خود برگشتند.

6-5- سایر مباحث امامت ( تعداد ائمه وسایر ویژگی ها )

طرح مباحث کلی امامت و بیان عدد ائمه که 12 نفر هستند با تصریح به اسم و القاب ونام مادرشان ، توسط امام رضا (علیه السلام ) در راستای اثبات امامت و ردّ بر گروه های انحرافی و فرقه های باطل که خلفا و مصادیق دیگری برای امامت تصور می کردند، امام در برخی از بیانات ، نقش امام درجامعه را تبیین کرده و از این طریق ، محوریت امامت را ثابت می کند.(39) درباره ی این موضوع ، شیخ صدوق علاوه  بر این که  در کتاب مهم کمال الدین احادیثی ذکرکرده ، درکتاب شریف عیون اخبار الرضا تعداد 37 روایت درباره ی امامان دوازده گانه و ویژگی های آن هاآورده است.(40)

7-5- استمرار امامت (امام زمان و غیبت )

 روایت مهم آن حضرت درباره ی غیبت امام دوازدهم نیز از جمله روایات کلامی نقل شده درمنابع مهم شیعه است. این مسأله نیز که از طرف حضرت برجسته شد به خاطر رفع این شبهه بود که عده ای از شیعه قائل به غیبت  و زنده بودن امام کاظم شدند . امام رضا علیه السلام جهت دفع این شبهه و پاسخ گویی به سئوالاتی که در این زمینه بود ، اقدام می فرمود تا بدین وسیله هم غیبت امام زمان (عج) را یادآوری و آن را مهم نشان دهد وهم مدعیان دروغین مهدویت و پیروی امام مهدی (عج) را رسوا نماید ، در سروده ، دعبل خزاعی شاعر اهل بیت نیز این مسأله مطرح گردید، که حضرت به شدت گریست و فرمود ای دعبل این بیت شعر را روح القدس به تو الهام کرده است.« خروج امام لا محاله خارج - یقوم علی اسم الله و البرکات » پس از آن امام نام ائمه بعد ازخودش را تا  حضرت مهدی (عج) ذکر کرد و به حدیث پیامبر اکرم (ص) دراین مورد اشاره نمود و مشخص کردن وقت ( تعیین وقت ظهور) آن را نیز بر اساس حدیث نبوی نهی کرد.(41)

کسی ازامام سئوال کرد تو صاحب این امر هستی ، حضرت فرمود:

من صاحب این امرم ولی کسی که جهان را پر از عدل و داد کند فردی است که دارای خصوصیات برجسته ای است. در سن پیران با سیمای جوانان ظهور نماید ، دارای هیکلی قوی و قدرتمند است ... عصای موسی و انگشتر سلیمان با اوست چهارمین نسل از فرزندان من است غیبت او را خداوند تاهر وقت که اراده فرماید طولانی خواهد کرد.(42)روایاتی که درباره امام زمان (عج) ازامام رضا علیه السلام وارد شد ناظر به موضوعات ذیل می باشند:

1. پنهان بودن ولادت آن حضرت ، 2. نسب او روشن و پدر و مادرش کاملاً معلوم است . 3. حضرت فرمود به اسم خود معروف نباشد و اسم او برای اکثر مردم مخفی است 4. اشاره به وضع اجتماعی و فرهنگی عصر غیبت  و آشوب های عراق و تقیه شیعه تا عصر ظهور ، 5.نامعلوم بودن وقت ظهور .(43)

8-5- امامت رضا علیه السلام: (مواضع کلامی امام در مقابل مأمون درباره ی امامت خودش)

دردوران امامت حضرت رضا علیه السلام رویدادهای مهم کلامی وافکار انحرافی درباره ی امامت رواج داشت که امام جهت دفاع از اسلام با آن رویکردها برخورد علمی داشت و هر دو را مردود شمرد و شیعه را دراین دوره ازافراط و تفریط و بحران های فکری نجات داد، و مسیری را که پیامبر اکرم (ص) و امیرمؤمنان درسیره خود مشخص نمودند و امام حسن (علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) درهمین راه به شهادت رسیدند ، حفظ وصیانت کرد .مأمون با زیرکی می خواست مشکل بزرگ عباسیان و امویان راحل کند همان مشکلی که امویان به خاطرش سقوط کردند و عباسیان با استفاده از آن بر امویان پیروزیان شدند این مسأله جمع امامت وخلافت در یک نقطه و پایان دادن به اندیشه ی امامت بود.مأمون این هدف را واگذاری ولایت عهدی به امام رضا(علیه السلام) نیز دنبال می کرد تا از طرفی تظاهر به جبران اشتباه گذشتگان کن و از سویی به شکاف بزرگ بین خلافت وامامت که حکومت تمام خلفا را با قیام ها و خطرهای سقوط مواجه کرده بود ،خاتمه دهد . عباسیان حکومت امویان را با شعار « الرضا من آل محمد» واژگون کردند و به حکومت رسیدند وهمین اندیشه ، حکومت عباسیان را تهدید می کرد و حکومت مأمون نیز دراین خطر گرفتار بود . او با برادرش امین درگیر شد . عباسیان طرفدار امین ، مشروعیت او را (مأمون) قبول نمی کردند، او می خواست جبهه بزرگی ازعلویان را در مقابل رقیبیان خودعلم کند ، و از طرفی قیام های علویان را خاموش و چراغ پرفروغ امامت را نیز در خلافت وتحت الشعاع آن قرار دهد ، چنان که او یک هدف را در تزویج اجباری دخترش به امام جواد علیه السلام درسرداشت واین قضیه اگر چه به ظاهر سیاسی است ولی در اصل یک حرکت عقیدتی وکلامی بود که مأمون می خواست شیعه رابه نابودی بکشد ، چنان که او در طوس دیدار امام با شیعیان را محدود کرد.

از این روی امام رضا علیه السلام با پذیرش وعدم پذیرش و برقراری شروط و برخی از رفتارهای مدبرانه خود مثل اقدام به نمازعید ، همه این نقشه ها را بر باد داد و خط بطلان بر افکار مأمون کشید و مأمون راحیرت زده وخجل نمود(44) نوع رفتار امام به نحوی بود که تمام کارهای مأمون را زیر سئوال می برد و مشروعیت آن را از بین می برد و او را سر درگم می کرد.

ازاین روی امام (ع) یک حرکت کلامی بزرگ جهت حفظ اندیشه ناب امامت و تشیع از خود بروز داد . در قضیه ولایت عهدی ، مأمون می خواست با این سوژه امام علیه السلام را گرفتار پارادوکس و تناقض نماید اما خود گرفتار آن شد و هرگز به فکری که در سر داشت نرسید.

موضع گیری امام سیاسی و کلامی بود چون فواید عقیدتی مهمی برای شیعه داشت .امام از مقام شامخ امامت دفاع کرد و این خط نورانی را حفاظت نمود . در بحثی که بین امام و مأمون بر سر مسأله ولایت عهدی درگرفت ، مأمون اصرار و پافشاری بر قبول می کرد و امام امتناع می نمود و به او چنین فرمود:

 ان کانت هذه الخلافه لک و الله جعلها لک فلا یجوز ان تخلع لباساً البسک الله و تجعله لغیرک   ان کانت  الخلافه لیست لک فلا یجوز الن تخلع لباساً البسک الله وتجعله لغیرک و ان کانت الخلافه لیست لک فلا یجوز لک ان تجعل لی ما لیس لک .(45)

اگر این خلافت مال توست و خدا آن را برای تو قرار داده است در این صورت جایز نیست لباسی را که خدا به تو پوشانده ازخود خلع کرده و در اختیار دیگری قرار دهی و اگر مال تو نیست در این صورت جایز نیست آن چه را که مال تو نیست به دیگران ببخشی.

امام با این بیان مأمون را که می دانست خلافت حق اهل بیت است در بحران فکری و سیاسی بزرگی درگیر کرد.

در دوره ای که امامت نیز یکی از بحث های کلامی بزرگ بود ، عده ای به نام واقفه مشکل کلامی با امام رضا علیه السلام داشتند ، برخی از شیعه و معتزله نیز عقیده خاصی درباره امامت داشتند و خلفا را امام واجب الاطاعه می شمردندو این عقیده را ترویج داده بودند ، فرقه های دیگر نیز به نوعی به خلافت قدرتمند به منزله امامت می نگریستند ، بنی عباس و طرفداران عباسی نیز خلافت را همان امامت وجانشینی رسول خدا قلمداد می کردند و از این عقیده دفاع می کردند و با ولایت عهدی به شدت مخالف بودند و مأمون را متهم به خارج کردن خلافت از آل عباس به آل علی می نمودند و جناحی درمقابل مأمون ایجاد کرده بودند که مأمون آن ها را با سرکوب یا با توجیه هدف اصلی خویش ساکت می نمود . دراین بحران فکری و سیاسی که برای امامت به وجود آمده بود ، امام با مدیریت علمی و معنوی شیعه را از این بحران نجات داد وموضوع قاطعی در پیش گرفت.

در بحران عقیدتی و اجتماعی چند نوع می توان جهت گیری کرد:1. جنگ و شورش ، 2. سرکوب ؛ 3.دفاع عقیدتی و فکری . هر یک از این راه هامی تواند به بروز اختلاف فرقه ای و درگیری وتکفیر منجر شود ، چنان که درمسأله پیدایش خوارج بحث امامت مطرح شد و داستان حکمیت به شکل گیری این فرقه منجر شد به نحوی که خوارج پس از پیدایش ، با امام علی (ع) جنگ و در مقابل آن حضرت اقدام به شورش نمودند و امام نیز آن ها را سرکوب کرد و به این سرکوبی افتخار نمود و فرمود من چشم فتنه را درآوردم. این نزاع را یک نزاع عقیدتی و فکری می توان تلقی کرد. بنابراین گاهی اختلاف فکری در صورت شدت و تنش به بروز نزاع فیزیکی منجرمی شود.(46)

گاهی برای دفاع ازعقیده می  توان راه قلم و بیان را در پیش گرفت و پاسخ طرف مقابل را به این وسیله داد و با تبلیغ ، علیه مسالک فکری مقابل ، اقدام کرد و یک زمینه فرهنگی بزرگ ایجاد کرد ، کاری که خواجه نظام الملک طوسی در مقابل فاطمیان مصر و معتزله به آن دست زد و باتأسیس مدارس بزرگ (47)به ترویج مذهب شافعی و اندیشه اشعری پرداخت و دراین کار نیز موفقیت چشمگیری به دست آورد . این مدارس تا حدود قرن هفتم هجری برپا بودند و به ترویج مسلک اشعری و شافعی می پرداختند.(48)و برای تأسیس مدارس دیگر الگو شدند.

روشی که امام رضا علیه السلام برای حفظ اندیشه شیعه به کار گرفت و با  اندیشه های کلامی انحرافی مبارزه نمود ، هم سرکوب بود وهم مطرح کردن اندیشه امامت و هم خاموش نمودن آتش فتنه هایی ک برای امامت و اندیشه تشیع مهیا کرده بودند. چنین روشی در طول تاریخ نظیر ندارد که جامع ومانع باشد . مأمون خود متعزلی مذهب و مدافع اعتزال بود(49)امام او را ، هم از نظر علمی مردود کرد و هم از نظر عملی زمینه ای را برای قبول کردن ولایت عهدی ایجاد کرد که مأمون به غصب خلافت شد و امامت و خلافت به عنوان حقی غصب شده توسط گذشتگان (امویان و عباسیان) مطرح گردید.امام در این باره چنین فرمود:

خداوند مأمون را در رفتن این راه پایدار کند و او را در راه راست موفق بدارد. حق ما را شناخت و چیزی که دیگران انکار می  کردند به من برگرداند به من برگرداند و به من واگذارکرد و این خلافت بزرگ را به من واگذاشت اگر زنده بمانم.(50)

در این جا امام علاوه بر مطرح کردن حقانیت خویش درامر حکومت که مأمون آن را برگردانده بود و به حیله ی  مأمون نیز اشاره می فرماید ( اقدام به کشتن امام) گرفتن اعتراف از دستگاه خلافت براین که امامت حق مسلم اوست و خلافت و امامت متعلق به کسی است که او مصون از هر نوع لغزش است ، هدفی بود که امام دراین ماجرای ولایت عهدی تعقیب می کرد و موفق هم شد . از این رو برای اشاعره و معتزله و تمام فرقه های شیعه نیز روشن شد که خلیفه امام نیست و خلافت حقی است غصب شده  توسط آن ها ( عباسیان) که امام به آن رسید و مأمون به عنوان غاصب معرفی شد . بدین نحو امام با مدیریت بی نظیر دراین بحران به سرکوب عقیده های باطل درباره امامت موفق شد .

این یک موضوع صریح و آشکار از طرف امام در ردّ تمام افکار باطل درباره امامت بود.امامت اساسی ترین مسأله از مسائل کلامی است . و بسیاری از علمای اهل سنت بر این باور بوده اند که خلافت با امامت یکی است وخلفای عباسی و اموی درحقیقت امام هستند و منشاء این مسأله راحل و عقد و شوری و قهر وغلبه و قدرت و استیلای نظامی تلقی کرده ،(51)و اطاعت آن ها را واجب دانسته اند .مأمون با طرح مسأله ولایت عهدی در فکر از بین رفتن امامت بود ولی موضع گیری امام نتیجه معکوس به بار آورد و برای اهل تاریخ روشن شد که مدعیان خلافت راه باطل رفته وحق اهل بیت پیامبر را ضایع نموده اند.

غیر از این موضع گیری حضرت (علیه السلام) مناظرات وگفتگوهایی علمی درباره ی عصمت انبیاء(52) وسایر مباحث علمی و ایدئولوژی با مأمون داشت که در موضوعات مربوطه اجمالاً به آن ها اشاره شد. حرکت مأمون و نوع برخورد او اگرچه با تیزهوشی وتدبیر همراه بود ولی گذشته خلافت را زیر سئوال برد ، ازاین رو عباسیان با این کار مأمون مخالفت شدید داشتند . مأمون  همین شیوه را در تزویج دخترش به امام جواد علیه السلام نیز تعقیب می کرد و سه هدف داشت که اشاره شد : 1.  پیوند امامت و خلافت از نسل امام  جواد علیه السلام با عباسیان 2. محو کامل خط امامت برای بقای عباسیان درحکومت دائمی 3. زیر سئوال بردن قداست ائمه دربین مردم ، که در تمام مراحل نتیجه عکس گرفت ، و امام این بحران بزرگ را پشت سر گذاشت و سرآمدی علوم ائمه بر تمام مدعیان علم ثابت شد.

6- مناظرات کلامی امام با رهبران مذاهب دیگر

امام رضا (ع) علاوه بر رفع نیازمندی های فکری وعلمی شیعه و پیروان خود و زدودن شبهات ازچهره اسلام اصیل و دفاع ازارکان اصلی دین و اصول آن مثل توحید ، نبوت ، قرآن و امامت و ... در مناظرات کلامی وعلمی با رهبران ادیان دیگر نیز شرکت می فرمود ، چون  امام حجت تمام اهل زمین است . اگر چه مأمون دربرگزاری این جلسات اهداف دیگری را دنبال می کرد که هرگز به آن ها دست نیافت ولی حضرت درپی اهداف الهی خویش وانجام وظایف امامت بود . از این رو به مهربانی و نرمی سخن می گفت و با استناد به کتابهای آسمانی با زبان خودشان استدلال می فرمود و از براهین عقلی مورد پذیرش عقول استفاده می جست .هدف امام شکست دادن دانشمندان نبود بلکه چون خورشید برای همه انسان ها روشنایی می داد ، شکست خورده این میدان کسی بود که به دنبال شکست دادن امام بود. این جلسات علمی با راهنمایی و برنامه ریزی فضل بن سهل وزیری ایرانی مأمون انجام می گرفت که با حضور رهبران ادیان :1. یهود ، 2. مسیح 3. صائبین 4. زردشت 5. مجوس 6. طبیب رومی ، 7. متکلمین اسلامی مثل سلیمان مروزی ، متکلم بزرگ خراسان است 8. وملت های دیگر ...(53)

دراین مناظرات ، حضرت پیروز و پیروان ادیان و مذاهب متحیر ازعلوم جوشان حضرت دربرابر امام خاشع شده و  گاهی به اسلام مشرف می شدند و  جزء یکی از بهترین مدافعان اسلام می شدند ، مثل عمران صابی . دراین دوره به نحوی سرآمد دانشمندان جهان شد که لقب عالم آل محمد(ص) گرفت و این لقب را مردم به خاطر شایستگی به امام دادند.

مناظرات امام رضا (علیه السلام) بیشترصبغه کلامی داشت و از  ابعاد مختلف دارای اهمیت بسیار مهم بود و در محیطی خاص ، باشکوه و ویژه به جهت حضور امام برگزار می شد . حضرت ایت الله وحید خراسانی می فرمود : درجلسه ای که این مناظره بزرگ برقرار شد ، فضل بن سهل محیط این کنگره را بسیار آراسته و در باغی بزرگ پر از پرندگان و چکاوکهاوبلبلان برگزارنمود که صدای آن ها فضای کنگره را پر سروصدا کرده بود. ازطرفی صدای صحبت انبوه جمعیت حاضر از تمام ملتهای جهان از هندوها تا پیروان تمام ادیان به این فضا افزوده می شد ، ناگهان امام وارد این محیط شد ، از هیبت امام و قدرت تکوینی ، تمام صداها بریده شد به حدی که برگ درختان نیز از حرکت ایستاد ونفس ها بریده شد و امام با نام خدا و درود بر پیامبر و آل او سخن آغاز کرد و با تک تک رهبران مذهبی جهان به گفتگو پرداخت...(54)


پی نوشت

 

(1) . الارشاد ، ج 2 ، ص247 .

(2) . همان ، ص 247 .

(3) . قول معروف بین علمای شیعه این است . شیوخ الثلاثه ، (صدوق، مفید و طوس) ترتیب امالی ، ج5 ، ص408 .

(4) . رجال برقی ، ص 127-128.

(5) . خورشید الله برمغرب زمین ، ص 99 .

(6) - عیون اخبار الرضا ، ج 2، ص 398-401.

(7) - از مقالات مجموعه ی آثار دومین کنگره ی جهانی حضرت رضا ، ج 1، ص 365-386،417،488.

(8) - امالی ، ج 1، ص 240؛ کافی ، ج 1، ص 78.

(9) - کافی ، ج 1، ص 78؛ التوحید ، ص 250-251.

(10) -کافی ، ج 1،ص 13؛ توحید ، ص 191؛مسند الامام رضا علیه السلام ، ج1،ص 12.

(11) - توحید ، ص 124-125، امالی ، ص 167؛ عیون ، ج1، ص 119.

(12) - مسندالامام رضا ، ج8، ص 15-20.

(13) - توحید ، ص 69.

(14) - کافی ، ج 1، ص 88.

(15) - توحید ، ص 125.

(16) - مسندالامام رضا ، ج1، ص 32.

(17) - کافی ،ج 1، ص 160.

(18) - توحید ، ص 362.

(19) -همان ، ص 364.

(20) - مسندالامام ، ص 1، ص 35-37.

(21) - طبقات - ج 6، ص 307.

(22) -کافی ، ج 2 ،  ص200، خصال ، ص 178-179؛ محاسن، ص 131.

(23) - توحید ، ص 224 ؛ تاریخ تمدن اسلام ، ج 3، ص 214.

(24) - قواعد المرام فی علم الکلام ، ص 121-171.

(25) - محاضرات فی الالهیات ، ص 409.

(26) -مسند الامام رضا ، ج 1، ص 48و76.

(27) - علل الشرایع ، ج 1،ص 41؛عیون اخبار الرضا ، ج 1، ص 540.

(28) - علل الشرایع ، ج 1، ص 410-417.

(29) - علل الشرایع ، ج 1، ص 417.

(30) - محاضرات فی الالهیات ، ص 506-505.

(31)- تاریخ شیعه وفرقه های اسلام ، ص 46.

(32) - کمال الدین ، ج 1، ص 202، ص 204؛ کافی ، ج 1، ص 177-179.

(33) -بصائرالدرجات ، ص 178-185؛ مسند الامام رضا ، ص 1،ص 88-256.

(34) -کافی ،ص 1، ص 198؛ عیون ، ج 1،ص 450.

(35) - عیون ، ج 1، ص 74-130.

(36) - مسند الامام رضا ، ج 1، ص 112-138.

(37) -عیون ، ج1، ص 24-26.

(38) -کافی ، ج1، ص 225.

(39) - کافی ،ج1، ص 770.

(40) - کافی ، ج 1، ص 75-132.

(41)- کمال الدین ، ج2، ص 372، - 37-376. 

(42) - کمال الدین ، ص 376؛ منتخب الاثر ،ص 220.

(44) - الارشاد الی معرفة مجمع العباد ،ج 2، ص 265.

(45) - الارشاد الی معرفه مجمع العباد ، ج2، ص 265.

(46) -  تاریخ سیاسی اسلام ، ص 322.

(47) - مدارس نظامیه تأثیرات علمی اجتماعی ، ص 82.

(48) - مدارس نظامیه تأثیرات علیم واجتاعی ، ص 269.

(49) - تاریخ تمدن اسلام ، ج 3، ص 312.

(50) - عیون ، ج2،ص 142.

(51) - مجموعه آثار کنگره ی امام رضا علیه السلام ، ج 2، ص 10-12.

(52) - عیون الاخبار الرضا ، ج1، ص 540-545.

(53) -توحید ، ص 417.

(54)- به نقل از درس خارج از فقه آیت الله وحید خراسانی و ایشان به نقل از میر فندرسکی که بامر قاضی درهند دیدار کرده بود که از عصرحضرت رضا علیه السلام زنده بوده .

 




ارسال به دوستان