مسیر امام رضا علیهما السلام
در سال 200 هجری مأمون« امام رضا (ع)» را وادار کرد به خراسان بروند در پی آن بود که امام را از شیعیان دور کرده و ایشان را در انزوا قرار دهد و هرگز انتظار نداشت امام هشتم شیعیان پس از طی راهی طولانی با استقبال گسترده مردم مواجه شوند.
«رجاء بن ابیضحاک» که مأمون او را برای حرکت دادن حضرت رضا علیه السلام به مدینه اعزام نموده بود میگوید: «در این مسیر پرهیزگارتر از امام رضاعلیه السلام ندیدم. تمام اوقاتشان به عبادت و یاد خدا سپری میشد و در هیچ شهری وارد نمیگردیدند مگر این که مردم از هر سو به ایشان روی میآوردند و مسایل دین را پرسیده و یا استفتاء مینمودند و حضرت به آنان پاسخ میدادند و احادیث بسیاری برای آنها از پدرانشان از حضرت علی علیه السلام و رسول خدا(ص) بیان میفرمودند که گزارش این دیدار ها و گفتگوها را به مأمون ارائه دادم.»
در مسیر حرکت امام (ع) آثار بر جای مانده در شهرها و مناطقی که محل استقرار امام بوده، نشان از علاقه ویژه شیعی در میان مردم است.
از جمله،مسجد امام رضا در اهواز، یکی از قدیمیترین نقاطی است که در ایران به نام امام رضا ( علیه السلام ) وجود دارد.
مسجداهواز:
« ابوهاشم جعفری» میگوید:«رجاء بن ابیضحاک حضرت را از طریق اهواز میبرد همین که خبر تشریففرمایی ایشان به من رسید، به این ناحیه آمدم و خدمت امام شرفیاب شدم و خود را معرفی کردم و این اولین باری بود که آن بزرگوار را میدیدم. هنگام گام نهادن امام به خوزستان مقارن با اوج گرمای تابستان بود، امام در این شهر به دلیل نامساعد بودن شرایط جویّ و خشونت هوا دچار کسالت شدند. به همین دلیل از ابوهاشم خواستند طبیبی حاضر کند، وی چنین کرد و طبیبی به خدمت حضرت آورد. امام گیاهی را برایش وصف کردند که آن پزشک عرض نمود هیچ کسی جز شما سراغ ندارم که چنین گیاهی و خواص آن را بشناسد، چگونه بر آن مطلع شده اید؟ زیرا گیاه در خوزستان نمیروید. امام فرمودند: پس نیشکر تهیه کن. پاسخ داد: یافتن آن هم دشوارتر است. زیرا در این وقت سال موجود نمیباشد.
امام فرمودند: هردو در همین ایام موجودند. با ایشان (یعنی ابوهاشم) همراه شو و به سوی سد آب بروید و از آن عبور کنید. خرمنی انباشته خواهید یافت. به جانبش بروید، مردی سیاه چهره را میبینید. از وی محل رویش نیشکر و آن گیاه را جویا شوید. ابوهاشم میافزاید: به همان نشانی که امام فرموده بودند رفتیم و نیشکر تهیه کردیم و خدمت حضرت آوردیم. طبیب از من پرسید: این مرد کیست؟ گفتم: فرزند سرور پیامبران است. گفت: از علوم و اسرار پیامبران چیزی نزدشان میباشد؟ گفتم: آری، این گونه امور را دیدهام ولی ایشان وصی پیامبر هستند و خود پیامبر نمیباشند. خبر این واقعه که به رجاء بن ابیضحاک رسید همراهان را با خبر ساخت و هشدار داد اگر امام در این مکان بمانند مردم به ایشان روی میآورند. به همین جهت حضرت را از اهواز حرکت داد.»
این گفته صحت قدمگاه مسجد اهواز را روشن می کند.
از دیگر قدمگاه ها،
قدمگاه آبادان:
قدمگاه امام رضا (ع) در شمال شهرستان آبادان است که درپشت بیمارستان آیت ا... طالقانی (آرین سابق) و در مسیر روستای فیاضیه واقع شده است .
بسیاری از افراد با خود می اندیشند که چگونه این قدمگاه می تواند از آن حضرت ثامن الحجج ، امام رضا (ع) باشد ، حال آنکه اکثریت مردم آبادان از وجود چنین مقام و بارگاهی در شهرشان بی اطلاع می باشند واصولاً چگونه بوده است که قدوم مبارک آن حضرت این خاک را مزین ساخته است؟
واقعیت را باید در خطوط و سطور مستور تاریخ جستجو نمود ، آنجا که در اواخر سال 200 هجری قمری ، مامون عباسی به اشاره و رهنمود وزیر زیرک و زرتشتی تبار خویش ، فضل بن سهل ، امام هشتم شیعیان ، حضرت علی بن موسی را برای ولیعهدی حکومت خویش به طوس فرا خواند .
رجاء بن ابی ضحاک روایت کرده است که : « مامون مرا فرستاد تا حضرت رضا (ع) را از مدینه به مرو آورم و مرا امر کرد که آن حضرت را از بصره و اهواز و فارس به سوی مرو حرکت دهم و از طریق کوفه و قم نبرم... »
وقتی کاروان در بصره پیاده شد ، به وسیله کشتی و از راه آبی بصره ، به سوی بیان (محمره ، خرمشهر) رهسپار گردیدند و پس از طی طریق از راه خشکی از بیان گذشته و به سوی آبادان و از آنجا به سوی اهواز حرکت نمودند .
هنگامی که کاروان حامل امام رضا (ع) از سمت شهر بیان (خرمشهر امروزی) به سوی آبادان رهسپار می گردد ، مردم آبادان به محض اطلاع از این موضوع به پیشواز و استقبال از امام (ع) همت می گمارند و استقبال شایانی از حضرت امام رضا (ع) به عمل می آورند ( البته باید اذعان داشت که در زمان وقوع این واقعه این مکان حاضر صحرایی لم یزرع و خشک بوده و شهر قدیم آبادان در مکان فعلی قدمگاه حضرت خضر نبی (ع) واقع بوده است ).
بر اساس آنچه که از متون تاریخ موثق برمی آید ، و نیز از جغرافیای تاریخی منطقه استنتاج می شود ، میتوان اظهار داشت که محل دیدار مردم شهر آبادان با امام عصر خویش ، در همین محل صورت پذیرفته و امام در همین مکان برای مردم ایراد سخنرانی داشته اند تا آنجا که مورخ بزرگ و نویسندهء کتاب تاریخ آبادان در روزگار اسلامی ، جناب آقای احمد جلالی عزیزیان ، اظهار می دارند که حضرت امام رضا (ع) نه تنها در این مکان با مومنین دیدار و گفتگو داشته اند ، بلکه در همین محل نماز گزارده اند و به مدت حدود 24 ساعت به استراحت پرداخته اند .
پس از عزیمت امام رضا (ع) از شهر آبادان و حرکت ایشان به سوی سرزمین طوس ( مشهد امروزی ) مردم آبادان که در همیشه تاریخ دل در گرو عشق اهل بیت (ع) داشته اند ، جهت زنده نگهداشتن و جاودان ساختن این خاطرهء شیرین اقدام به ساخت بنای یادبودی در همان مکان دیدار با امام (ع) می نمایند که در ادوار مختلف تاریخ مرتباً تجدید بنا می گردیده است .
بسیاری از سالمندان آبادانی ، هنوز بنای سادهء ساخته شده از گل و حصیری را در همین مکان به یاد می آورند که مردم برای دعا و نیایش به آنجا می رفته اند ، بقایای این بنای قدیمی تا سال 1353 در همین مکان پابرجا بود تا آنکه در رژیم گذشته به بهانه خاک برداری جهت احداث کوی ملت و ساختمان سازی در شهرک مجاور این قدمگاه ، تمام آثار آن از بین رفت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در سال 1357 زمانی که عده ای در تدارک بازسازی این مکان مقدس بودند ، با شروع جنگ تحمیلی مجدداً این امر به تاخیر افتاد ولی از سال 1379 خورشیدی به اهتمام ریاست وقت اداره حج و اوقاف و زیارت شهرستان آبادان ، این مهم به انجام رسید و این بنا بازسازی و از نو برپا گردید .
امروزه توسط هئیت امناء این قدمگاه متبرکه مرتباً مراسم دعا و نیایش در مناسبتهای مختلف در محل زیارتگاه برگزار می گردد ، مردم بسیاری از دور و نزدیک برای زیارت و استشمام عطر خوش رضوی و زیارت و گرفتن حاجات به این مکان آمده و با خدای خویش راز و نیاز می کنند و از کرامات این زیارتگاه بسیار گفته شده و بسیار دیده ایم که می توان به شفا یافتن دو برادر مصروع در شب میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا (س) در همین مکان در سال 1380 و نیز بینا گردیدن فردی نا بینا اشاره نمود که همهء این موارد با ذکر ادله و مدرک در نزد هئیت امناء این زیارتگاه ثبت است .
(به نقل از سایت آبادان)
قدمگاههای شوشتر و دزفول:
ابودلف که در نیمه دوم قرن چهارم از این سامان دیدن کرده نوشته است:
«رو به روی این سد(شادروان) مسجد علی بن موسی الرضا (ع) است. ایشان هنگامی که در سر راه مدینه به خراسان، به شوشتر وارد شدند آن را ترسیم (بنا) نمودند.»
بجز ابودلف ،یاقوت هم از پل شوشتر در اهواز و مسجدی که به نام امام رضا (علیه السلام ) روبروی آن بوده یاد کرده است. دو نقطه منسوب به امام رضا ( علیه السلام ) در شهر شوشتر است یکی از آنها کمی دورتر از پل شاه علی و لشکر و دیگری در شرق شوشتر نزدیک رودخانه شطیط. بر این بنای دوم تاریخی از سال 1094 دیده میشود.
قدمگاه دیگری هم در شرق شهر دزفول موجود است. همه اینها به نام امام رضا (علیه السلام ) دیمی قرار دارد که این دیمی نامی برگرفته از منطقه است. دو بقعه دیگر، یکی در دزفول و دیگری در شوشتر با نام شاخراسون وجود دارد. دو بقعه دیگر در شوشتر با نامهای امام ضامن در حوالی کنارستان و بقعه امام رضا (ع) در حوالی بلوک عقیقی وجود دارد. محلی هم به عنوان قدمگاه امام رضا در جنوب آبادی کهنک در حوالی شوشتر وجود دارد. سه بقعه امام رضا دیمی در شوشتر که مردم عاشق آن را محل توقف حضرت رضا می دانند برابر گفته شرف الدین شوشتری سندی ندارد... بقعه شاخراسون در دزفول نیزبا ابهام روبروست.
قدمگاه رامهرمز:
یکی از شهرهایی که امام رضا(ع) به آنجا وارد شدند رامهرمز است چرا که در نزدیکی این شهر پل اربق(اربک) قرار دارد و طبق نقلی از شیخ صدوق، ایشان در روستای قنطره اربق توقف نمودند.
روایتی که «شیخ صدوق» در کتاب «عیون الاخبارالرضا(ع)» آورده است.ایشان نقل قولی از«جعفربن محمد نوفلی» دارد که می گوید: در پل «اربق» نزد حضرت رضا(ع) آمدم وایشان را سلام گفتم وعرض کردم:« فدای وجودتان شوم. جمعی هستند که گمان می کنند که پدر بزرگوارتان زنده است!» ( احتمالا منظور این شخص این بوده که چون امام(ع) متفاوت از مردم عادی بوده است، هرگز نمی میرد؛ حتی اگر به ظاهر او را به شهادت رسانده باشند.این عقیده ای بوده که بعضی از هواداران کوردل داشتند ومی خواستند امام ها را به مرتبه خدایی برسانند. عقیده ای که امامان ما سخت با آن مقابله می کردند.)
امام فرمودند:« دروغ می گویند. خدا ایشان را لعنت کند! اگر پدرم زنده بود، میراثش تقسیم نمی شد و همسرانش ازدواج نمی کردند. به خدا که پدرم «موسی کاظم(ع)» مرگ را چشید؛ چنان که «علی بن ابیطالب(ع)» چشید.»
(این نکته اشاره به فرقه واقفیه دارد که حضرت اظهارات آن رامردود دانسته اند.)
از خدمت حضرت سوال نمودم:" فی الحال تکلیف من چیست؟:
امام(ع) فرمودند:« پیروی از فرزندم «محمد(ع)»؛ چون من از دنیا خواهم رفت. »
بعد دو انگشتشان را به یکدیگر چسباندند و فرمودند:« قبر من و«هارون» چنین است.»
در شهر ارجان که در قدیم شهر آبادی بوده و اکنون در یک فرسخی آن بهبهان با قدمت سیصد ساله وجود دارد، محلی با نام قدمگاه یا مسجد امام رضا وجود دارد که گفته شده حضرت در حرکت خویش به خراسان در اینجا نماز خواندهاند؛
قدمگاه بهبهان:
بنای قدمگاه امام رضا (ع) در کناره رود مارون در حدود 10 کیلومتری شمال شرقی بهبهان واقع شده است .
پس از عبور کاروان از این پل(اربق) و گذر از چند منطقه و آبادی، وارد شهر «ارجان»(یا ارگان) می شون. مکان این شهر در نزدیکی «بهبهان» امروزی است و شهری باستانی بوده است. سنگ بنای آن در زمان «ارجان» فرزند «قباد» گذاشته می شود .
اعتماد السلطنه نیز به نماز گزاردن امام در این مکان اشاره دارد.
با وجود روایات و اسناد و آثار تاریخی در شهر بهبهان که محل های را که امام در آنها اقامت داشته اند در شهر بهبهان نشان می دهد لیکن به علت کم توجه این محل ها یا بکلی از بین رفته یا به فراموشی سپرده شده است. یکی از آن بناها در جنب جنوب شرقی میدان هلال احمر در منطقه ای مسکونی واقع شده و آثار به کلی از بین رفته است. همچنین در بافت قدیمی بهبهان محله ،با پی گیری برخی مردم بنایی وجود دارد که بعد ها بر بنای ویران شده اولیه ساخته شده و مردم در آن مراسم و دعا برگزار می کنند البته با توجه به مسایل و حوادث ایران در دوره های گذشته می توان درک نمودن که عده ای از مخالفان برای از بین بردن نام امامان (ع) از هیچ اقدامی فرو گذاری ننموده اند اما مردم مسلمان و دوستداران ائمه (ع) با جان و دل سینه به سینه یاد و خاطره آن را نقل نموده و آن را زنده نگه داشته اند.
طبق آنچه که در بین مردم سینه به سینه منتقل شده، اینجا محل استراحت امام رضا (ع) در هنگام عزیمت به خراسان بوده است . قدمت بنا به دوره دیالمه میرسد که در دوره های بعدی تعمیراتی روی آن صورت گرفته است . تاریخ بنای ان به خط کوفی در سنگی که اکنون در شبستان مسجد نصب است نوشته شده است.
بنا شامل یک حیاط در سمت شمال است که ساختمان اصلی در قسمت جنوبی آن قرار گرفته است . این قسمت شامل یک بنای چهارگوش به ابعاد 15 متر در 17 متر میباشد که شش ستون قطور آن را به صورت یک تالار ستوندار درآورده است . ستونها در دو ردیف موازی قرار گرفتهاند . دو ردیف آن که شامل چهار ستون است و در غرب قرار گرفتهاند به ابعاد 90/2 متر در 45/1 متر و دو ستون بعدی 60/1 متر در 30/1 متر میباشند . بنا در گذشته و حال کاربری مذهبی داشته و محل زیارت اهالی اطراف میباشد . در صورتی که تحت حمایت میراث فرهنگی قرار گرفته و مورد مرمت قرار گیرد با توجه به قرار گرفتن در نزدیکی شهر قدیمی ارجان و آثار به جای مانده از حمام و پلهای ارجان میتواند عامل مهمی در جذب گردشگر باشد .
یکی از کرامات امام رضا(ع) درآن منطقه پایداری رویش گل نرگس است.گل نرگس نامی است که از حدود هزار و دویست سال قبل با نام شهربهبهان و شهر ارجان عجین شده است روایت است که به برکت قدوم مبارک امام هشتم شیعیان جهان امام رضا علیه السلام نرگستان شهربهبهان پا گرفته است این گل در منطقه ای محدود بصورت طبیعی رشد می نماید و برخلاف سایر گونه های گیاهی این منطقه که دارای پراکندگی می باشد این گل زیبا و دلپذیر بصورت تجمعی در شمال شهر بهبهان فعلی در محدوده ای خاص می روید و نکته جالب در این مورد که این گل در طول زمان از بسیاری طغیان ها و سیل های مخرب رودخانه مارون و خشکسالی های متعدد مصون مانده که بر اعجاز آن افزوده است.
قدمگاه ابرکوه:
قدمگاه بعدی که در منابع تاریخ محلی، به تناوب از آن یاد شده شهر ابرقو یا ابرکوه است که در منتهی الیه جاده شمالی شیراز به شهر یزد است.
از آنجا که این شهر ابتدا در پای کوه ساخته شده، آنرا «برِکوه» می گفتند (کنار کوه) که در گویش مردم به «ابرکوه» تبدیل شد و پس از ورود اسلام این نام نیز مانند بعضی نامهای دیگر در گویش عربی ،کاف به قاف تبدیل و «ابرقو» خوانده شده است.. مسجدی در حومه شهر یزد قرار دارد که به «مسجد بیرون» معروف است. در این مسجد، کتیبه ای وجوددارد که اطلاعاتی درباره ورود امام(ع) برآن نوشته شده است؛ اما متأسفانه براثر مرور زمان؛ قسمت های زیادی از آن ریخته است. در بخشی از این کتیبه به عبور «حضرت رضا(ع)» از ابرقوه و وجود مسجدی که امام(ع) در آن ساکن شده اند و نیز بازسازی بنایی در مقابل مزار «طاووسیه» می باشد اشاره شده است.
منابع تاریخی اطلاع می دهند که امام رضا از اهواز و از طریق فارس و نه شهر شیراز به سمت خراسان رفته اند.
ابن بلخی منازل شیراز به یزد را 9 منزل و مسافت میان این دو شهر را 54 فرسنگ یاد کرده است.
در اثبات الوصیه نقلهای دیگری نیز وجود دارد و به طور طبیعی حضرت در میان راه از منازل و شهرهای کوچکتری نیز عبور کرده اند که در احتمالات یاد شده، شهرهای مهم آن نام برده شده است و کمتر نامی از قریهها و محلههای کوچک است. محدث قمی این نقل را از راهنما و ساربان کاروان امام، یاد کرده است: «هنگامی که در همراهی امام(ع) به قریه خود (کرند یا کرمند اصفهان) رسیدیم، از خدمت حضرت خواستم تا حدیثی به خط خویش (به عنوان یادبود) به من مرحمت کنند. امام این حدیث را به ارمغان دادند:«کن محباً لآل محمد(ص) و ان کنت فاسقاً و محباً لمحبیهم و ان کانوا فاسقین »
«دوستدار آل محمد(ص) و خاندان پیامبر باش، اگرچه فاسق باشی و دوست بدار دوستداران آنان را هر چند فاسق باشند.»
حضرت رضاعلیه السلام در یزد هم توقفی داشتهاند اما در منابع دست اول به صراحت نامی از این شهر نیامده است و صرفاً به عبور حضرت از یک قلمرو بیابانی اشاره شده، در همین نقاط امام و همراهان با تشنگی و کمآبی مواجه شده اند که با معرفی حضرت یکی از غلامان به موضعی مشخص رفته و هم خود آب آشامید و هم حیوانات را سیراب کردهاند. منابع جدیدتر عبور از این بیابان و صحرای خشک را معادل قلمرو یزد و توابع دانستهاند و وجود چندین قدمگاه به نام حضرت رضاعلیه السلام در این شهر، میتواند چنین ادعایی را قوت بخشد.
قدمگاه خرانق:
از جمله قدمگاه های یزد، جمله قدمگاه خرانق (مشهدک) است. خرانق در شصت کیلومتری یزد است و مشهدک در کنار قبرستان خرانق است و همین الان بقعهی گلی کوچک که طاقی گنبدی دارد از آن باقی است. در این بقعه، سنگ خاکستری رنگی به اندازه (27×29) بر دیوار سمت قبله نصب شده است. بر روی این سنگ که به جای محراب نصب شده، به خط «نسخ» عباراتی بر آن حک شده که مربوط به تاریخ 595هجری است واطلاعت مهمی درباره مسیر حرکت کاروان امام(ع) می دهد. نوشته این کتیبه به خط فارسی است.متن این کتیبه (با تصحیح) چنین است:
« لا اله الا الله، محمد رسول الله، امیرالمؤمنین به تاریخ ست و تسعین مائه علی بن موسی الرضا اینجا رسیده اند و در این مشهد فرود آمدند و مقام کردند و به تاریخ سنه اثنی و تسعین و خمسمائه خراب بوذ و از جهد بوبکر بن علی ابی نصر فرمودنذ و به دست ضعیف پرگناه یوسف بن علی بن محمد بنا واکرده شد خدایا بر آن کس رحمت کن کی یک بار قل هوالله به اخلاص در کار آنک فرمود و آنک کرد و آنک خواند کنذ کتبه یوسف بن علی بن محمد فی شهر ربیع الاول سنه خمس و تسعین و خمس مائه 595. »
به یقین در آن حوالی شیعیانی زندگی میکردهاند که این بقعه را سرپا نگاه داشتهاند.
اهالی منطقه، «مشهدک » را محل عبادت و نماز حضرت(ع) در هنگام توقف می دانند وبه همین دلیل، تقدس زیادی برای این مکان قائل هستند و در آن نماز وقرآن می خوانند.
قدمگاه فرط:
قدمگاه یا مسجد فرط ، در کوچه دارالشفا انتهای بازارخان درخیابان قیام و نزدیک دروازه "مهریجرد" از دروازه های اصلی برج و باروی قدیمی شهر یزد واقع است . نام آن در منابع تاریخی به صورتهای«بذک» ، «پذک» ، «پتک» نیز آمده است که تدریجاً به "فرط" تغییر نام داده است. در لوح وقفنامهآن ، که بر دیوار رو به روی در ورودی نصب است ، نام «مسجدرضوی» دیده میشود.
مسجد فرط از کوچه دارالشفا به صفه ای منتهی می شود که این صفه به حیاط و به قسمت گرمخانه مسجد که در ضلع شمالی حیاط واقع شده، راه دارد و تمام مصالح به کار رفته در این بنا خشت و آجر است.
چنانکه در تاریخ مفیدی آمده ، حضرت علیبن موسی الرضا (ع) درمسیرشان از مدینه تا خراسان در سال (201 ه . ق) چند روزی در شهر یزد اقامت گزیدند و عبادات خویش را در مسجدی به نام «مسجد فرط» به جای آوردند که بعدها آن را «قدمگاه» حضرت خواندند. اکنون نیز یکی از حجرات مسجد به نام صومعه امام رضا (ع) شناخته میشود.
چنان که در بعضی از کتب تاریخ نیز آمده : ««احمدبن محمد زمجی»به دستور« ابومسلم مروزی» با لشکری ظفرمند برای مقابله بابنیامیه به سوی خطه یزد حرکت کرد و با «ابوالعلا» ، که از سویمروان حمار والی یزد بود ، جنگید . سرانجام احمد پیروز شد و دریزد برمسند حکومت نشست . پس دستور داد قناتها جاری کنند و عمارتها و مساجد بسازند . این امیر عدالت گستر نزدیک درمهریجرد یزد مسجدی باصفا ساخت که آن را پتک می خواندند.»
این مسجد تاکنون چندین بار تعمیر و بازسازی شده است . درسال( 1078 ه . ق) مولانا «محمدامین بزاز» به مرمت آن همت گماشت .
در سال 1254 نیز این بنا تعمیر شد و سرانجام در سال (1311 ه. ق) توسط حاج« سیدابوالقاسم »فرزند حاج« سید کاظم» مشهور به «کلاهدوز» که از تجار نیکوکار و صحیح النسب این دیار بود . با صرف هزینهبسیار مرمت گردید .
سنگی در صومعه وجود دارد با این عبارت:« وقف کرد بر صومعه متبرکه امام علی موسی الرضا میرک شربت دار فی تاریخ سنه 937. »
به احتمال بسیار زیاد سنگ مقام که در حال حاضر در موزه آستان قدس به عنوان سنگ قبر نگهداری میشود، متعلق به مسجد فرط بوده است.
عبارات سنگ که در مورخ 516 بوده چنین است:
حاشیه اول: بسم الله الرحمن الرحیم و نام دوازده امام(ع).
حاشیه دوم: بسم الله الرحمن الرحیم و آیه انما و لیکم الله
حاشیه سوم: امر بعماره المشهد الرضوی علی بن موسی الرضا _ علیه السلام _ المذنب الفقیر الی رحمه الله ابوالقسم احمدبن علی بن احمد العلوی الحسینی تقبل الله منه.
پیشانی: الله اکبر
متن: هذا مقام الرضا علیه السلم اقبل علی صلوتک و لا تکن من الغافلین شعبان سنه سته عشر و خمس
زیر: مائه. عمل عبدالله بن احمد مره.
سنگ مقام ، پیش از انقلاب به دربار شاه عرضه شده و به دستور شاه، سنگ یادشده همراه با اشیاء دیگر خریداری و به آستان قدس اهداء شده است.
حجره قدمگاه این مسجد در سمت شرق آن قرار دارد و درب آن دو لنگه دارد که بر کتیبه آن سال 937 به عنوان تاریخ وقف درب نوشته شده است.
حیاط مسجد فرط محوطه ای مربعی شکل است و در قسمت جنوبی آن شبستان مسجد قرار گرفته است.
این شبستان سه دهنه دارد و عرض هر کدام از دهانه ها سه متر و ستون های وسط آن ها به قطر 70 سانتی متر و ارتفاع هر کدام ازآن ها دو متر است. قدمت ساختمان فعلی مسجد فرط به دوران صفویه برمی گردد و به شماره ثبتی ۱۸۲۵ و در ۱۵ دی ۷۵ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
قدمگاه ده شیر:
یکی از آثار سفر امام رضا ( علیه السلام ) به مرو، قدمگاه ده شیر در فراشاه یزد است. این قدمگاه در کنار جاده (تفت- ده شیر) و در مرکز فراشاه قرار دارد.
بنای مزبور در همان عصر به نام مسجد مشهد علی بن موسی الرضا شهرت داشته است.
اصل بنای این مسجد، چهار ضلعی است وهر کدام از اضلاع آن از داخل، هشت متر است. ارتفاع این بنا حدود 3متر است که در بالا به هشت ضلعی تبدیل می شود وگنبدی آجری هم بر سر آن قرار گرفته است. هنرمندان خطاط، سوره «الفتح» را با خط «کوفی» گلدار تزیینی وبه عرض شصت سانتی متر در گچ کنده اند وبا ظرافت بر روی حروف رنگ سیاه وقهوه ای زده اند وکتیبه ای زیبا از خود به جای گذاشته اند. در قسمت بالای « بسم الله الرحمن الرحیم» ، عباراتی بوده که بخش زیادی از آن ریخته است وفقط عبارت:" امر به عماره هذا..." باقی مانده است.
در بالای سر محراب نیز، آثار کتیبه ای به خط کوفی دیده می شود که بر اثر مرور زمان وساییدگی؛ قابل خواندن نیست. در داخل خود محراب هم کتیبه ای بسیار نفیس وجود دارد.
این کتیبه یکی از زیباترین نمونههای خط کوفی و هنر سنگتراشی در قرن ششم هجری است. کتیبه سنگی محراب قدمگاه امامرضا (ع) در فراشای یزد در سال 512 هـ.ق.( حدود سه قرن پس از سفر امام علیه السلام) و در زمان حکومت گرشاسب بن علی بن فرامرز از خاندان آلکاکویه به دستور شخصی به نام علی بن محمد حجاری شده است.
اندازه این کتیبه 60×116 و کتیبههای آن در 9 قسمت نوشته شده است.
در حاشیه اول سنگ، آیه 55 سوره المائده و آیه 23 سوره الشوری به خط کوفی به شکل زیر آمده است:
«بسماللّه الرحمن الرحیم ذلک الذی یبشراللّه عباده الذین آمنوا و عملوا الصالحات قل لااسئلکم علیه اجرا الا المودة فیالقربی و من یقترف حسنة نزد له فیها حسبنا ان اللّه غفور شکور* انما ولیکم اللّه و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یـ[ـؤتون] الزکوة و هم راکعون.»
حاشیه دوم، با خط رقاع عبارت از صلوات بر معصومین است:
«بسماللّه الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد المصطفی و علی المرتضی و فاطمة الزهراء والحسین البر والحسن النقی و علی بن الحسین زینالعابدین و محمد بن علی الباقر و جعفر بن محمد الصادق و موسی بن جعفر الکاظم و علی بن موسی الرضا و محمد بن علی التقی و علی بن محمد النقی والحسن بن علی الزکی و محمد الحجة القائم.»
در حاشیه سوم، آیه 23 سوره احزاب به خط کوفی حجاری شده است:
«انما یریداللّهلیذهب عنکم الرّجس اهلالبیت و یطهرکم تطهیرا.»
در حاشیه چهارم، به خط ثلث جمله «لا اله الا اللّه محمد رسولاللّه» حجاری شده است که بعدا جمله «علیا (کذا) ولیاللّه» در حاشیه پنجم به آن اضافه شده است.
در حاشیه ششم، به خط کوفی آیه 1 و 2 سوره المؤمنون آمده است:
«بسماللّه الرحمن الرحیم قد افلح المؤمنون الذین هم فی صلوتهم خاشعون.»
حاشیه هفتم، به خط کوفی و دارای جمله «اللّهاکبر» است.
در حاشیه هشتم، به خط کوفی، سوره اخلاص حجاری شده است:
«بسماللّه الرحمن الرحیم قل هو اللّه احد اللّه الصمد لمیلد و لم یولد ولم یکن له کفوا احد.»
در بخش میانی کتیبه نام دستوردهنده ساخت سنگ و نام حاکم وقت و تاریخ آن چنین آمده است:
«امر بعمارة هذا المشهد المعروف بمشهد علی بن موسی الرضی (کذا) علیهماالسلم العبد المذنب الفقیر الی رحمةاللّهتعالی گرشاسب بن علی بن فرامر [ز] بن علاءالدوله تقبلاللّه منه فی شهور سنه اثنی عشرة و خـ[ـمس] مائه عمل عبیداللّهو خمسائه بن احمد مرة و استعملها علیبن مـ[ـحمـ]ـد حوا بقوله»
در مورد کتیبهها این توضیح لازم است که حاشیه اول از امتداد کتیبه که «علاءالدوله» در آن نوشته شده شروع شده است؛ در حالیکه انتهای این حاشیه، همسطح انتهای حاشیه دوم است. کلمه خمس مائه اول به خط ریز و ظاهرا در اثر شکسته شدن سنگ در زمان حجاری یکبار دیگر زیر شروع حاشیه اول نوشته شده است. این امر نشان میدهد که اول کتیبه حاوی نام و تاریخ روی سنگ حجاری شده و سپس دیگر قسمتهای کتیبه نوشته شده است. شهرت دستوردهنده ساخت سنگ را به چندین شکل مختلف میتوان خواند که در اینجا بدون نقطهگذاری آورده میشود.
این سنگ، قاب چوبی ظریفی هم دارد که کتیبه ای به خط کوفی داشته ولی بر اثر موریانه خوردگی، تقریبا همه کلمات آن محو شده است و قابل خواندن نیست. این قاب دارای چوبی محکم وبه رنگ قهوه ای پررنگ است.
قدمگاههای نایین:
در محله کلوان نائین قدمگاه مسجد قدیمان وجود دارد که گویند به یاد بود تشریف فرمائی حضرت رضا به این شهر احداث گردیده است. مسجد این محل در واقع محل نمازگزاردن حضرت بوده است.
مسجد قدیمان نایین
مسجد قدیمان در کنار حسینیه کلوان و در امتداد راه منتهی به دروازه کلوان قرار دارد. این مسجد، اولین مسجد جامع نایین در قرون نخستین هجری بوده است. این نکته با توجه به شواهد تاریخی و الگوی شکل گیری شهر، غیرمتحمل نیست. بنای مسجد بسیار ساده و فضای اصلی آن، تنها شبستان ستونداری در جهت قبله است که ظاهراً تعمیر و بازسازی شده است. در سه جبهه دیگر صحن، تعدادی غرفه و طاق نما وجود دارد.
درآن کتیبه ای وجود دارد که به خط کوفی چنین آمده: «المصلی یناجی ربه»
در زیر صحن مسجد، یک شبستان زمستانی وجود دارد که روشنایی آن توسط روزنههایی که در کف مسجد قرار دارد و روی آن ها را با سنگ مرمر پوشاندهاند، تأمین می گردد. راه دسترسی به این شبستان، از داخل کوچه سرپوشیده منتهی به حسینیه و در زیر محلی که به قدمگاه حضرت امام رضا مشهور است، قرار دارد.در بخش جنوب غربی فضایی ا ریب با ا رتفاع یک متر وجود دارد که سنگی با جای یک پا بر روی آن وجود دارد و مشهور ا ست که حضرت امام رضا(ع) در طی سفر خویش، در این مسجد نماز خوانده اند.
این بنا دارای دو ورودی ساده است.
در محله گودالو یا محله سنگ حمامی وجود دارد که به نام امام رضا(ع) موسوم میباشد و مردم محل عقیده دارند حضرت در این حمام به نظافت پرداختهاند. بین بافران و نائین درختی با عنوان موم رضا بوده که حضرت در سایه آن به استراحت مشغول گشته اند و از نهری که زیرش جاری بوده آب نوشیدهاند. گفته شده که شاه عباس هم در آنجا بنایى ساخته بوده است. مردم هم در روز عاشورا و بیست و یکم رمضان در آنجا جمع مىشوند. هنوز بقایای ریشه درخت باقی است. در پشت مسجد کلوان هم قدمگاهى وجود دارد که منسوب به امام رضا(ع) است. زنی به نام سلطان موصله که اهل موصل بوده و از خدمه آن حضرت به شمار میآمده در نایین فوت نموده و همانجا هم دفن شده است. یکی از یاران امام به نام احمد وقتی مشاهده میکند نائین از ستم عباسیان دور است و نیز مردمانش به اهلبیت: ارادت دارند ترجیح میدهد در این شهر اقامت گزیند و به نشر فرهنگ تشیع بپردازد که پس از رحلت، در نائین دفن میگردد.
مدرسه رضویه:
درباره عبور على بن موسى الرضا(ع) از قم به هنگام رفتن به مرو (بنا به دعوت مأمون) در بیشتر مأخذها اشاره اى نشده است، اما قرائن و مدارکى، آمدن آن حضرت را به قم تأیید مى کند.
ابن طاووس از علماى معروف شیعه در قرن هفتم، کیفیت ورود على بن موسى الرضا (ع) را به قم در کتاب «فرحة الغرى» شرح داده و چنین نوشته است:
«چون مأمون از خراسان، حضرت رضا (ع) را صلب کرد، آن حضرت از مدینه به بصره آمدند و در راه خود به کوفه نرسیدند و از بصره از راه کوفه به بغداد رفتند و از آن جا روانه قم شدند. اهل قم به دیدن ایشان آمدند و در آن که کدام یک افتخار مهماندارى آن حضرت راپیدا کند، با یکدیگر به بحث و نزاع برخاستند. امام فرمودند: شتر من خود مأمور است که درکجا فرود آید; شتر در مقابل خانه اى زانو زد. صاحب آن خانه در خواب دیده بود که فردا امام رضا (ع) مهمان او خواهد بود، دیرى نپایید که خانه مزبور مقام شامخى پیدا کرد و امروز (قرن هفتم) مدرسه اى است که رهگذر است.»
شیخ صدوق تصریح کرده است که مأمون دستور داده بود حضرت رضا در راه خود به خراسان، از کوفه و قم عبور نکنند. عبارت صدوق در آن باره چنین است:
«مأمون به رضا (ع)نوشت که از راه کوفه و قم نیایند، بنابراین از راه بصره و اهواز و فارس به مرو رسیدند.»
ظاهراً مقصود مأمون این بوده که على بن موسى الرضا (ع) از کوفه و قم - یعنى دو مرکز عمده شیعه و دوستداران اهل بیت - عبور نکنند.
حضرت از کوفه عبور نکردند و به همین جهت، بنابر نوشته ابن طاووس به زیارت امیرالمؤمنین (ع) نایل نشدند. ولى آیا طبق دستور مأمون به قم هم نیامدند یا رجاء بن ضحاک که مأمور بردن آن حضرت از مدینه به مرو بود، نگذاشت که از قم عبور کنند ؟ گویا در این باره سندى دردست نباشد.
به احتمال قوى مدرسه مزبور همین مدرسه رضویه فعلى است.
این مدرسه در بازار کهنه قم و خیابان آذر،جنب محله شاه خراسان واقع و منسوب به حضرت رضا علیه السلام است . تاریخ تاسیس این مدرسه مشخص نیست، اما با حروف ابجد روی سنگی که پشت درب مدرسه قرار دارد تعمیر آن به چهارصد و پنجاه سال قبل در زمان صفویان برمی گردد. این مدرسه بسیار بزرگتر از حال حاضر بوده که با ایجاد خیابان در این محل، قسمت عظیمی از آن تبدیل به خیابان شده است.
حضرت رضا (ع) ضمن تشریف فرمایی به قم و استقرار یک شبه در مکانی در این شهر ،از چاه آن مکان نیز آب برداشتهاند و هنوز آن چاه موجود می باشد. پس از تشریف بردن حضرت در این مکان، مسجد و مدرسه ساختند و معروف شد به رضویه و مأموریه و از مؤیدات آن حدود هم معروف است به محله شاه خراسان .مرحوم حاج سید حسن صابونی، در اوایل دولت ناصرالدین شاه آن را تعمیر و آبانباری مقابل آن بنیاد نهاد و در عصر مرحوم آیةالله بروجردی مدتها بود به صورت مخروبه در آمده و چندان قابل سکونت نبود؛ تا این که در سال 1376ق از طرف مرحوم آیة الله بروجردی تعمیر و مرمت شده است. در این مدرسه بزرگانی همچون آیت الله بهاءالدینی و آیت الله مشکینی پرورش یافته اند.
هم اکنون مدرسه علمیه رضویه در شش پایه تحصیلی با 220 طلبه و 35 استاد یکی از بهترین مدارس علمیه قم است که از این طلاب تعداد 100 نفر در خوابگاه حضور دارند و بقیه آنها یا متأهل هستند و یا در قم ساکن هستند.
شک نیست که تعیین خط مسیر دقیق سفر امام رضا از یزد تا خراسان به واسطه گزارشهای متعدد و گاه متناقض منابع دشوار است. تنها نقطه روشن که در این مسیر از منابع اولیه به دست می آید اشاره ایی است که شیخ صدوق و سایر منابع معتبر به مسیر راه کویر و ورود آن حضرت به نیشابور کرده اند.
برخی معتقدند که امام از رباط پشت بادام به دامغان سپس به نیشابور رفته اند و برخی منابع معتقدند که امام با گذر از جناح شرقی کویر لوت به نیشابور وارد شده اند. دامغان به لحاظ جغرافیایی در خط سیر حرکت حضرت رضا واقع شده، گذر آن حضرت از این منطقه محتمل به نظر می رسد.
مهمترین و معتبرترین گزارشی که از توقف حضرت رضا(ع) در نیشابور ضبط شده، روایت عبدالسلام بن صالح، ابوصلت هروی است که حدیث مشهور و معروف سلسله الذهب را از امام رضا(ع) در نیشابور نقل میکند.
قدمگاه نیشابور:
نیشابور شهری است که در سال ۲۳ هجری قمری، معاصر خلیفه دوم توسط ارتش اسلام فتح شد. البته بعضی نیز، فتح آن را رخدادی در سال ۳۱ هجری قمری میدانند. نویسنده «معجم البلدان» مینویسد: «نیشابور شهری بزرگ و دارای فضایل بسیاری است. زیرا این شهر خاستگاه فضلا و مرکز علماست و در میان شهرهایی که من گردش کردهام، چونان نیشابور ندیدهام».
نیشابور شهری است که در روزگار قدیم مرکز فرهنگی و علمی بزرگی محسوب میشد و بزرگانی از نقاط مختلف دور و نزدیک در آنجا اقامت داشته و به امور علمی و تحقیقاتی مشغول بودند. همچنین حاکم نیشابوری(متولد ۴۰۵ هجری قمری) در کتاب تاریخ خود حتی از دانشمندان غیرایرانی که در نیشابور اقامت داشتهاند، نام برده است و در کتابش از بعضی صحابه و تابعینی یاد کرده که در نیشابور زندگی میکردند و به نشر معارف دین میپرداختند.
ورود امام رضا(ع):
امام رضا(ع) در میان استقبال با شکوه و بى نظیر مردم وارد نیشابور شدند و در ناحیه اى به نام بلاش آباد یا پلاس آباد منزل گزیدند. و در منزل خانمى که به نام پسنده یا پسندیده (بحار الانوار، آثار باستانى خراسان) معروف گردیده است، اقامت گزیدند. حضرت رضا(ع) در کنار این خانه یک دانه بادام کاشتند و هنوز یکسال نشده بود که درختى بزرگ شد و میوه داد، مردم از این درخت با خبر شدند، لذا مىآمدند و از بادامهاى آن براى شفاى دردهاى خود مىبردند، هر کس از بادام آن مىخورد بیماریش شفا مىیافت. حضرت چند روزى در نیشابور ماندند و در یکى از روزها به زیارت آرامگاه امامزاده محمد محروق که از نوادگان امام سجاد(ع)است، رفته اند.حاکم نیشابورى مى نویسد: «حضرت رضا(ع) فرمودند یکى از خاندان ما این جا مدفون است، به زیارت ایشان مى رویم و آنگاه حضرت به روضه سلطان محمد محروق در «تلاجرد» تشریف بردند و آن روضه مقدسه را زیارت کردند.» حضرت رضا(ع) در نیشابور حمامى مىرفتند که امروز آنرا «گرمابه رضا» مى نامند. آب این حمام از چشمه اى تأمین مىشد، ولى مدتها بود آب آن چشمه کم شده بود. حضرت دستورى دادند، آب آن چشمه زیاد شد، سپس ، حوضى به امر حضرت ساختند و حضرت در آن غسل کردند و در پشت حوض نماز گزاردند و و مردم هم مىآمدند و براى برکت در آن حوض غسل مىکردند و سپس نماز مىخواندند و دعا مىکردند، خداوند هم دعاى آنها را مستجاب مىکرد . پس از چند روز اقامت در نیشابور، امام على بن موسى(ع) در میان بدرقه بى سابقه مردم، نیشابور را به مقصد «مرو» ترک کردند. در میان بدرقه کنندگان بسیارى از علما و دانشمندان حضور داشتند. امام(ع) در آن اجتماع عظیم مردم نیشابور به بیان حدیثى از اجداد خود پرداختند که به حدیث سلسلة الذهب موسوم گردید. این حدیث از جمله احادیثى است که در کتابهاى حدیثى نقل شده و از نظر سند تمام است. هر چند از نظر متن، نقل هاى مختلفى از آن در متون حدیثى به چشم مىخورد، اما تعدد نقل ها به گونهاى است که از تواتر آن نمىکاهد. پس از آن که امام(ع) نیشابور را ترک گفتند ، از موضعى به نام«عین کهلان» در قریة الحمراء عبور کردند که اکنون به نام «قدمگاه» شهرت یافته است.
شهر قدمگاه هم اکنون مرکز بخش زبرخان شهرستان نیشابور میباشد که در 24 کیلومتری شرق نیشابور قرار دارد . و در کنار بزرگراه آسیایی نیشابور – مشهد واقع شده است. این باغ در دامنه جنوبی کوهستان "بینالود" در میان کاسه ای که از پیوستن دو تپه به وجود آمده و رو به دشت نیشابور قرار گرفته است. این مکان، به عنوان جایگاهی مقدس از سابقه طولانی برخوردار است و منشا آن به دوران پیش از اسلام بازمی گردد. گر چه عملکرد آغازین این مکان هنوز مشخص نشده است. این باغ را زمانی منسوب به شاهپور کسری سپس حضرت علی(ع) و سپس امام رضا (ع) دانسته اند. یاقوت حموی سفرنامه نویس معروف از این مکان با نام قریه ی حمراء نام میبرد و همچنین شیخ صدوق از آن با عنوان سرخک یاد می کند. اگر به بالای تپه های مجاور قدمگاه برویم علت را متوجه میشویم. چون خاک عمده ی این منطقه از جنس رس میباشد که سرخ رنگ است و خاکی مناسب برای سفالگری. در بسیاری از متون هم از این منطقه با نام اسپریس یاد شده است که به خاطر جاری بودن مجموعه قنات های اسپریس بوده است و همواره در مسیر شاهراه ارتباطی بین نیشابور و مرو اولین منزلگاه مسافرین بوده است. وجه تسمیه قدمگاه، با توجه به سنگی سیاه است که جای دو پا بر روی آن نقش بسته است. صاحب «تحفه رضویه» مینویسد: هنگامی که امام رضا(ع) از نیشاپور خارج شدند در راه به چشمه آبی رسیدند و در کنار آن چشمه سنگی بود. امام رضا(ع) بر روی آن سنگ ایستادند و مشغول نماز شدند. نقش قدم امام رضا(ع) بر آن سنگ ظاهر شده و در حال حاضر آن قسمت از سنگ را که اثر پای مبارک امام بر آن است بریده و بر دیوار نصب کردهاند و بقعهای برای آن ساختهاند و من آن محل را زیارت کردهام و نظیر همان سنگ و همان نقش را در مقبرهی امامزاده محمد محروق در خارج از نیشاپور دیدهام و ممکن است چنین اتفاقی در آن منطقه هم روی داده باشد و بعدها آن سنگ را به مقبره امامزاده آورده و بر دیوار نصب کردهاند.
نویسنده تاریخ نائین معتقد است که این قدمگاه و نظایر آن، نقشی است که به عنوان یادبود آن توسط هنرمندان عاشق آن حضرت بر روی سنگ حک شده است.
به احتمال زیاد، اثر پای امام رضا(ع) بر روی سنگ توسط سنگ تراش صورت گرفته باشد و هدف این بود که یادگاری از امام در میان مردم باشد و مردم با آن امام را یاد بکنند.
در «عیون اخبار الرضا(ع)» ،«اثبات الهداه» «منتهیالآمال» و «عیون المعجزات»، اشارهای به فرو رفتن پای امام رضا(ع) نشده است و اگر امام رضا(ع) تصمیم به اظهار معجزه و کرامتی میگرفتند، میبایستی در این مأخذ میآمد در حالی که در این مأخذ که به طور تفصیلی درباره ی معجزات و کرامات امام رضا(ع) بحث کردهاند، اشارهای به این مطلب نشده است و این نشان میدهد که امام در فکر اظهار چنین معجزه و کرامتی نبودهاند. در بحارالانوار، ج49 هم دربارهی قدمگاه چیزی ندیدم.
می گویند سال( 200 ه.ق.) امام رضا که از مدینه عازم مرو بوده اند، در این محل توقف کردند و چون خواستند با خاک تیمم کنند، آبی جاری پدید آمد. این چشمه از آن زمان به نام چشمه حضرت معروف است که زائرین آب چشمه را از کرامات آن حضرت می دانند و علاوه بر شرب ، جهت ترک بلا و امراض مورد استفاده قرار می گیرد.
باید توجه داشت که نیشابور در آن زمان از شهرهای آباد و بزرگ خراسان بوده و ابر شهر نامیده می شد لذا بعید نیست مکان فعلی قدمگاه نیشابور که اینک در جاده نیشابور به مشهد واقع شده است ، آن زمان در خود شهر نیشابور و یا در حومه آن بوده باشد.
باغ قدمگاه در زمان شاه عباس اول صفوی احداث شده است و به دستور وی 28 درخت کاج نیز در آن زمان در آن کاشته شده است . که البته کتابخانه ی آستان قدس سالها بعد یعنی در زمان اوایل پهلوی به خدمت این درختان رسید و با چوب درختان قفسه های کتابخانه ی آستان قدس رضوی را ساخت. و پایان ساختمان بقعه ی قدمگاه و حمام و رباط جدول کشی باغ مربوط به شاه سلیمان صفوی بسال 1091 هجری قمری است. این باغ در زمان صفویان جزو باغ های معتبر و زیبای ایران بوده است که در دوره ی قاجاریه و پهلوی به صورت جدی دچار آسیب دیدگی و بعضا غارت های شدید قرار گرفته است و باغ آن آبادانی گذشته را ندارد ولی هنوز هم از صفای آن کاسته نشده است. در زمان ساخت این بقعه توسط شاه عباس اول سیستم آبرسانی خاصی در نظر گرفته نمی شود زیرا نهرهای فراوانی آنرا آبیاری میکرده اند و نیازی به آبیاری مصنوعی نبوده است و در دهه های اخیر است که این محل نیاز به آبیاری از منابع دیگر را پیدا کرده است. رود درود و مجموعه قنات های اسپریس در گذشته وظیفه ی آبیاری اشجار آن را بر عهده داشته اند. که به مرور رود اول بسیار کم آب شده و قنات ها هم در حال حاضر خشکیده اند.
این بنا به همراه امامزاده محروق از معدود بناهایی در نیشابور هستند که میتوان هنر گره چینی را در پنجره های آن دید ( گره چینی پنجره ی مشبکی است از جنس چوب که در آن حتی یک میخ و یک قطره چسب به کار نرفته است و اجزای پنجره به صورت گوه در هم فرو میروند و از لحاظ هنری یکی از جلوه های هنر اصیل ایرانی است که متاسفانه در ایران رو به نابودی است .) دور تا دور بقعه هم با کاشیکاری معرق و بخش های تازه تر با کاشی کاری هفت رنگ تزیین شده است. در داخل بقعه هم آیه هایی از سوره ی مبارک فتح و احادیثی از پیامبر در مورد زیارت امام رضا ( ع ) آورد شده است و نهایتا حدیث سلسلة الذهب که از مفاخر نیشابور در تمام دوران است.
سقف و دیواره های داخلی بنا هم که با نقاشی ها و زرکوب های زیبا تزیین شده و به تازگی بر روی قسمتی از دیوار که سنگ بنای قدمگاه در آنجا نصب شده ضریحی قرار داده اند و مردم از پشت ضریح به زیارت جای پای مبارک امام رضا ( ع ) میپردازند. تا 30 سال پیش در این بقعه آتشدانی برنجی بوده که در آن 6 ردیف 3 تایی شمع قرار میگرفته و مربوط به زمان صفویه بوده است که بخوبی میشده سیستم نوررسانی زمان صفویه را در آن مشاهده کرد.. این بنا، دارای گنبد زیبای نیلگون با کاشیکاری نقوش الوان هندسی و گیاهی و متنوع و کتیبهای به قلم زیبای ثلث، شامل سورۀ مبارکۀ «فتح» و در ادامه: نام بانی بنا (سلطان سلیمان) و سال اتمام آن است.
در داخل بقعه، کتیبۀ زیبایی به خط ثلث جلی با آب طلا، شامل سورۀ مبارکۀ «جمعه» و نیز احادیثی از پیامبر(ص) و امام محمّد تقی (جواد)(ع)، در فضیلت زیارت امام رضا، نقش بسته است.
ایوان ورودی بقعه بسیار پر کار و مزیّن به مقرنس کاری زیبا و نمای بیرونی آن، کاشیکاریهای هفترنگ با نقوش اسلیمی زرد رنگ است. در گذشته ایوان شمالی هم ( که اکنون وجود ندارد ) دارای این مقرنس کاری بوده است که با نادانی مسوولین وقت اداره ی اوقاف نیشابور در جریان مرمت بنا در دهه ی 40 آسیب میبیند و از بین میرود. نمای داخلی بنا دارای نقّاشی دیواری و کاشیکاری متعلّق به عصر صفوی (و بعضاً کاشیکاری دورۀ قاجار) است..
از دیگر بناهای قدمگاه:
کاروانسرا و رباط قدمگاه : با اهداف تجاری و امنیتی دوران صفویه که بعد ها بیشتر نقش زائر سرا را به خود میگیرد.
حمام : که از گذشته با توجه به قرار گرفتن در سر راه نیشابور به مرو وجود داشته است و از زمان ساخت بقعه به بعد نقش آن پررنگ تر شده است.
آب انبار : که نیاز های اهالی و مجاورین را برآورده میکرده است.
قلعه ی قدمگاه ( اسپریس ) : که هم اکنون در محله ی گلستان شهر قدمگاه قرار دارد و بر روی تپه ای قرار داشته و هم اکنون فقط دیواره هایی از آن باقی مانده است. از درون باغ هم میتوان خرابه های آن را بر فراز کوه دید.
امام رضا پس از نیشابور به طوس، ده سرخ و کوه سنگی سفر کرده اند داستان های مشهور بین مردم این ناحیه خود گویای حضور امام در این منطقه است.
در ده سرخ امام به منظور دستیابی به آب جهت وضو زمین را به دست خویش اندکی حفر کرده اند، چشمه ای می جوشد که تاکنون موجود است.
در کوه سنگی، امام برکت سنگهای این ناحیه را که از آن دیگ ها و ظروف سنگی می تراشیدند طلب می کنند که تا امروز نیز همچنان این شغل در این ناحیه برجاست.
استقبال گرم مردم نیشابور از امام سبب می شود که مأمون به حبس امام در سرخس دستور دهد تا شاید از این طریق تماس امام با مردم را غیرممکن سازد.
سرخس آخرین شهر پیش از مرو و یا مقصد حرکت است چنان که:
رجاء بن ابی ضحاک روایت کرده است که : « مامون مرا فرستاد تا حضرت رضا (ع) را از مدینه به مرو آورم و مرا امر کرد که آن حضرت را از بصره و اهواز و فارس به سوی مرو حرکت دهم و از طریق کوفه و قم نبرم... »
همچنین،فضل ا... کمپانی در کتاب خویش آورده است : «دعوت مامون از امام در اواخر سال 200 هجری بوده و چون موسم حج نزدیک بود ، حضرت رضا (ع) ابتداء از مدینه به مکه رفته و پس از انجام مناسک حج در اوایل سال 201 هجری قمری خاک حجاز را به قصد مرو ترک نموده است ».
قدمگاه مرو:
مرو قدیم که یکی از کهن ترین و مهمترین شهرهای خراسان بزرگ در ازمنه قدیم بود، هم اکنون در فاصله 20 کیلومتری مرو جدید و 500 کیلومتری جنوب شرقی شهر عشق آباد قرار دارد. براساس مستندات تاریخی،مرو قدیم که امروز از آن به عنوان مرکز استانی به همین نام یاد می شود در محلی به نام مارگوش یا مارگیانیا قرار داشته است. این محل در منطقه کویری استان مرو قرار دارد.
شهر مرو قدیم از این جهت معروفیت تاریخی دارد که دو سال امام رضا(ع ) در آن اقامت داشته اند.در «مرو» به دستور مامون استقبالى شایان کردند و خود او نیز شرکت نمود. مامون، ابتدا، بظاهر خواست تا خلافت را به امام واگذار کند اما جوابى عالمانه شنید، لذا ولایتعهدى خود را پیشنهاد کرد، آن را هم نپذیرفتند.
همچنین در یکی از اعیاد مأمون از امام رضا علیه السلام درخواست کرد که ایشان نماز عید را اقامه بفرمایند .
آثاری از محل سکونت امام همام به نام قدمگاه در این منطقه وجود دارد. این مکان محلی برای زیارت مشتاقان حضرت امام رضا(ع ) در ترکمنستان به ویژه ترکمن ها تبدیل شده است. مکانی که زمانی درکنار آن کاخ باشکوه مامون خلیفه عباسی قرار داشت ولی مردم بدون توجه به این کاخ توجه خود را به منزل حقیرانه امام هشتم معطوف می داشتند.
تاریخ نویسان معتبر و خاورشناسان می گویند که مامون خلیفه عباسی در سال های 190 تا 202 هجری قمری در کاخ باشکوهی در مرو زندگی می کرده است. هم اکنون آثاری از این کاخ و شهر به جز دیوارهای از یک مکان که اکنون به قدمگاه (منزل امام ) معروف است، باقی نمانده است.
سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد یونسکو در سال 1999 میلادی آثار تاریخی مرو قدیم را در فهرست میراث فرهنگی سازمان یونسکو ثبت کرد.
امام رضا (ع) در شهر مرو با وجود سلطه آشکار مأمون مورد استقبال مردم و اهالی آن شهر قرار می گیرند و در همین شهر است که به ناچار ولایتعهدی مأمون را پذیرفتند و به زهرکین خاندان سیاه جامه و سیاه دل بنی عباس به شهادت می رسند.
نسخه چاپی





