تاریخچه مشهد
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا علیبن موسی الرضا
فهرست:
خلاصهای از تاریخچه مشهد
- باغ حمیدبنقحطبه به روایت شیخ صدوق
- اصطخری و ابنحوقل از مشهد در نوشتههایشان چنین یاد میکنند
- اندکاندک نام سناباد در پرتو نام مشهد فراموش میشود
- نگاهی به کاربرد واژه مشهد در زبان عربی
- درنگی در معنای مشهد در لغتنامه دهخدا
- و حرف آخر اینکه
شهر مشهد در یک نگاه
- موقعیت جغرافیایی
- ویژگیهای جمعیتی
- جاذبههای گردشگری نقشه مشهد مقدس
- وضعیت اقتصادی
- صنایع موجود در مشهد
- وضعیت صنعتی
- وضعیت فرهنگی
- مشاهیر
- دانشگاهها
- محلههای قدیمی شهرمشهد
- محلات بزرگ
- محلات کوچک
- شهرهای خواهر خوانده مشهد
زیارتگاهها
- گنبد و بارگاه حضرت رضاعلیهالسلام
- خواجه ربیع
- مقبره شیخ بهایى
- مقبره شیخ طبرسى و غسلگاه و قتلگاه مشهد
- قبر پیر پالاندوز
- قبر سبز
- گنبد خشتی
اماکن تاریخی
- گنبد سبز
- قبر طهماسب صفوی
- مقبره بابر
- بقعه هارونى ( مقبره هارون الرشید)
- گنبد الله وردى خان
- آرامگاه نادرشاه افشار
- مقبره امیر شاه ملک"(مسجد شاه)
- خلاصهای از تاریخچه مشهد
در خصوص وجه تسمیهی مشهد،دلایل این نامگذاری و چگونگی پیدایش آن همان گونه که میدانید باید گفت که در فاصله میان نوغان و سناباد، باغى از آن حمیدبن قحطبه بوده؛ وی فرزند یکى از سرداران سپاه ابومسلم بود که حکومت توس را در دست گرفت و در این بوستان سکنى گزید.
اما درخصوص پیشینه بناى کاخ یاد شده، نیز دیدگاههاى گوناگونى وجود دارد؛ برخى آن را به اسکندر، گاه به سلاطین حمیر و گاه به دوران ساسانیان نسبت میدهند. حتى برخى بر این باورند که این بنا، به فرمان مامون و پس از دفن پدرش هارون در باغ حمید و به منظور پاسداشت یاد و نام وى ساخته شده است.
به هر رو،این باغ به لحاظ موقعیت مکانى همچنین دربرداشتن امکانات آسایشى در آن دوره، کانون همه تحولات سیاسى توس بوده است. امام رضا علیه السلام نیز در سفر خود از مدینه و پیش از رسیدن به مرو و گرفتن حکم ولایتعهدى، در آن اقامت کردهاند.
باغ حمیدبنقحطبه به روایت شیخ صدوق
شیخ صدوق در کتاب (عیون اخبار الرضا علیه السلام) از ورود حضرت به باغ حمیدبنقحطبه گزارش مى دهد که:
وقتى امام رضا (ع) نزد قبر هارون رفت، با دست خود خطى بر یک طرف قبر کشید و فرمود: این جا تربت من است و من در همین جا دفن خواهم شد و خداوند بزودى این مکان را محل آمد و شد شیعیان و دوستان من قرار خواهد داد. به خدا سوگند! اگر شیعه اى مرا زیارت کند و بر من درود فرستد، شفاعت ما اهل بیت و غفران خداوند بر او واجب مى شود. پس نماز گزارد و دعا کرد و سپس سر بر سحده اى طولانى نهاد... و حدود دو سال پس از آن تاریخ، پیکر مطهر امام، پس از شهادت به دست مامون عباسی در همان باغ به خاک سپرده شد.
اصطخری و ابن حوقل نیز در نوشتههایشان چنین مینویسند؛
نخستین کسی که نام مشهد را در کتاب خود آورده،جغرافیدان و شهرپژوه سدهی چهارم، یعنی «اصطخری» است که در کتاب «المسالک و الممالک» خود، بهصراحت از حرم امام با عنوان «مشهد» نام برده و اشاره کرده است که مشهد «علی بن موسی الرضا» رضوان الله علیهما.. آن جا است؛ یعنی در چهارفرسنگی توس.
پس از او، ابن حوقل در کتاب «صورهالارض»، چنین مینویسد:
مقبرهی علی بن موسی الرضا(ع) در خارج شهر نوغان، در دهکدهای به نام سناباد، در مشهدی نیکو بنیاد شده است.
و اندکاندک نام «سناباد» در پرتو نام «مشهد» فراموش میشود ...
اینک سخن در این است که چرا این خطه را «مشهد» نام دادهاند و این اسم پرآوازه که از دوازده قرن پیش بدین سو، شهرتی روزافزون یافته؛ به حدی که اینک حتی بدون هیچ افزودهای بر شهری که گرد مزار و بارگاه امام رضا علیهالسلام واقع شده، اطلاق میشود؛ به چه معنی است؟ همان گونه که بیشتر نویسندگان و پژوهندگان تاریخ مشهد، بهویژه مشهدپژوهان معاصر، گفتهاند چون پیکر مطهر امام رضا علیه السلام در این شهر مدفون است؛ بنابراین، اینجا «محل شهادت امام رضا» و «مشهد» است و با همین اشارهی کوتاه از کنار آن گذشتهاند؛ چنانچه بدون پیشداوری به متون بالا بنگریم، خواهیم دید که در هیچ کدام از نوشتههای نویسندگان، نشانهای مبنی بر این که مشهد به عنوان محل شهادت به کار رفته باشد، به چشم نمیخورد.
نگاهی به کاربرد واژه مشهد در زبان عربی
مشهد از ریشهی «شهــد یشهد» است. وقتی گفته میشود شهِد فلان علی کذا یعنی فلانی در بارهی آن چیز گواهی داد و زمانی که گفته میشود: شهد فلان هذا الامر یعنی فلان کس ناظر این کار بود. در آیات قرآن نیز همین معنی آمده است: مَا شَهِدنا مَهلکَ اهلِه ؛ یعنی قتل خانوادهی او را ندیدیم. در این میان، هر گاه این ناظر بودن به امری زمانی تعلق گیرد، معادل فارسی آن درک کردن و وارد شدن است، یعنی وقتی گفته میشود: شهـِد یومَ الجمعة، به این معنی است که روز جمعه را درک کرده است، اما اگر گفته شود شهد صلاة الجمعة یعنی در نماز جمعه حاضر شده است. حال به کلمهی مشهد میرسیم که بدون هیچ تردیدی، اسم مکان از همین خانواده است، یعنی جایی برای شهادت. همهی سخنهایی که تا اینجا گفتیم و شواهدی که ذکر کردیم، برای این است که بگوییم؛ گرچه مشهد به هیچ معنایی جز «محل شهادت» نیست، اما این شهادت تنها و تنها به معنای کشته شدن در راه خدا نیست و میتواند برابرنهادهای همچون «محل حضور»، «محل شهود» و «محل گواهی» هم داشته باشد؛ و کاربرد آن در میان عربزبانها هم همین است.
درنگی در معنای مشهد در لغت نامه دهخدا
علامهی دهخدا نیز در لغتنامه، علاوه بر مشهد امام رضا علیهالسلام و مشهد امام حسین علیهالسلام، 15 منطقهی دیگر را در نقاط مختلف سرزمین ایران برمیشمرد. بنابراین، واژهی مشهد به صورت عموم برای اطلاق بر مزار و مقبره و بارگاه یا جایی که به نحوی مربوط و متعلق به بزرگان باشد، به کار میرود.
و حرف آخر اینکه مسجد، مشهد، زاویه و روضه را به یک معنا دانستهاند که در گذر روزگاران و با اختلاف سبکهای معماری، گونههای مختلفی پیدا کرده است؛ گو این که همهی اینها به معنای جایی مقدس است که برای عبادت و برکت جستن بدان روی میآورند. با این تفاسیر میتوان نتیجهگرفت که برابرنهادهی مشهد، بهویژه آن گاه که به نام فردی افزوده میشود؛ کلمات «محضر»، «آستان» و «بارگاه» است و مشهد امام رضا یا مشهد مقدس یا مشهد رضوی، یا نفس کلمهی مشهد که اینک بهتنهایی بر شهر مشهد دلالت دارد، به معنی آستان مقدس امام رضا است و جایی که امام در آنجا حاضر است که ما در پیشگاه او و در برابر دیدگان بیدار او ایستادهایم و برای وارد شدن به آستانش اجازه میطلبیم:
اشهد انک تشهد مقامیو ترد سلامی... و این است معنی مشهد، نامیزنده و پویا، نمادی از زیستن و شهود و حضور...
شهر مشهد در یک نگاه
موقعیت جغرافیایی
شهر مشهد، مرکز استان خراسان رضوی با ۲۰0 کیلومتر مربع مساحت، در شمال شرق ایران و در طول جغرافیایی ۵۹ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۶۰ درجه و ۳۶ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۸ دقیقه و در حوضه آبریز کشف رود، بین رشته کوههای بینالود و هزار مسجد واقع است. ارتفاع شهر از سطح دریا ۹۸00 متر و فاصله آن از تهران ۹45 کیلومتر است.
ویژگیهای جمعیتی
همچنین مشهد، در سده اخیر از رشد جمعیت بالایی برخوردار بوده است ؛به ژونه ای که در نخستین سرشماری رسمیایران که در سال ۱۳۳۵ انجام گرفت؛ این شهر با ۲۴۱٬۹۸۹ نفر جمعیت پس از شهرهای تهران، تبریز و اصفهان، چهارمین شهر پرجمعیت ایران بود، در سرشماری بعدی و در سال ۱۳۴۵، این شهر پس از تهران و اصفهان، جایگاه سوم را در بین شهرهای ایران داشت. در سرشماری سال ۱۳۵۵، مشهد، پس از تهران، دومین شهر پرجمعیت ایران بود و تا آخرین سرشماری در سال ۱۳۸۵، همین جایگاه را داشتهاست.
براساس سرشماری عمومینفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعیت شهر مشهد در این سال، بالغ بر ۲٬۴۱۰٬۸۰۰ نفر بودهاست.
جاذبههای گردشگری
پیشینهٔ بیشتر آثار تاریخی در این شهر به پس از قرن ۸ هجری میرسد که از آنجمله میتوان به مسجد گوهر شاد،میل اخنگان،مسجد ملاحیدر،مسجد هفتاد و دو تن،گنبد خشتی و مصلای طرق اشاره کرد.
از شهر تاریخی توس نیز بناهایی مانند «گنبد هارونیه» برجای ماندهاست. «بازه هور» نیز از قدیمیترین بناهای موجود در محدوده شهر است که زمان ساختهشدنش را قرن سوم میلادی تخمین میزنند. آرامگاه افرادی چون نادرشاه و فردوسی و نیز مدارسی چون عباسقلی خان از دیگر آثار تاریخی موجود در این شهر است.
ییلاقات اطراف مشهد، به خصوص شاندیز و طرقبه، زشک، نغدر، جاغرق، کوهسنگی،پارک جنگلی وکیل آباد و بوستان ملت و آبشار اخملد نیز از جمله مکانهای تفریحی مورد توجه گردشگران هستند.
وضعیت اقتصادی
مشهد به جهت دامپروری و صنعت از اهمیت زیادی برخوردار است. در زمینه کشاورزی، دشت مشهد دارای اراضی مزروعی گسترده است و زراعت اصلی آنها گندم، جو، چغندر قند، پنبه، علوفه و... است و باغات میوه نیز از وسعت قابل ملاحظهای برخوردار است. محصولات عمده مشهد سیب، گلابی، هلو، گوجه فرنگی، گیلاس، آلبالو و... است. مراتع مشهد نیز اکثرا ییلاقی است و مستعد داشتن گونههای علوفهای، دارویی و صنعتی میباشد. مساحت مراتع مشهد، حدود 1866000 هکتار است که مراتع مصنوعی به مساحت 2000 هکتار و مساحت جنگلها حدود 22500 هکتار است که 15000 هکتار آن شامل جنگلهای پسته و 7500 هکتار شامل جنگلهای ارس است. درختان موجود در جنگلها، زبان گنجشک، اقاقیا، افرا، بید، کاج، سرو خمرهای و سرو نقرهای است. مشهد از نظر پرورش دام و طیور نیز از اهمیت برخوردار است.
صنایع موجود در مشهد
صنایع غذایی، نساجی، شیمیایی، کانی غیرفلزی، صنایع قطعه سازی وفولاد کشاورزی از عمدهترین صنایع مشهد محسوب میشوند همچنین مشهد دومین قطب تولید خودرو در ایران است.
وضعیت صنعتی
مشهد به دلیل وجود منابع معدنی مختلف و تمرکز مراکز تولیدی و صنایع خوراکی، نساجی، برق، الکترونیک، شیمیایی، دارویی، سلولزی و صنایع دیگر فلزی و غیر فلزی، بویژه صنایع دستی دارای اهمیت است و صنایع دستی مهم آن از جمله فرش بافی (قالیچه و گلیم)، نمدمالی، پوستین دوزی، سنگ تراشی، قلمزنی روی سنگ، سفالگری، سبد و حصیربافی، فرآوردههای چوبی، فلزی و نقاشی روی چرم، مورد توجه زایران و مسافران است. در شهر مشهد به عنوان صنعتیترین قسمت استان خراسان؛ بیشترین فعالیتهای اقتصادی در بخش کشاورزی، صنایع غذایی، صنایع ساختمانی، نساجی و پوشاک انجام میشود. صنایع غذایی فعالیت اساسی را در بخش صنعت مشهد تشکیل میدهند و مشهد در صنعت قند کشور، مقام برجستهای دارد و یکی از صادرات عمده مشهد به خارج از منطقه است.
همچنین در این بخش، در بیش از پانصد واحد تولیدی و کارخانه، انواع رشتههای صنایع غذایی شامل قند، شیر پاستوریزه و مواد لبنی، آرد، کمپوت، نوشابههای غیر الکلی، آبمیوه و دیگر مواد غذایی فعال است. در بخش صنایع نساجی، ریسندگی، پشم بافی، نخ تابی، بافندگی و نساجی تریکو تولیدات مختلف و متنوعی به بازار فروش عرضه میشود و در بخش صنایع فلزی تولیدات مختلف اعم از در و پنجره، کابل، سیمهای برق، الکتروموتور و تراش فلزات انجام میشود و مهمترین تولیدات در بخش صنایع کانی غیر فلزی، آجرماشینی، آجرفشاری، پانل و فرآورده های عایق سنگی میباشد. در بخش صنایع دستی نیز تولیدات مختلف در رشتههای دستباف، فیروزه، سنگ و محصولات تولیدی کارگاههای پوستین دوزی، قلمکاری، قلابدوزی و قالیبافی برای فروش به بازارهای مشهد عرضه میشود.
در زمینه موقعیت صنعتی نیز شهر مشهد از گذشته به عنوان یک شهر زیارتی و سیاحتی مطرح بوده و در حال حاضر علاوه بر اهمیت زیارتی و سیاحتی از جهت فرهنگی، علمیو سیاسی و اقتصادی اهمیت یافته است، به طوری که به دلایل مختلف، از جمله حضور بیش از 12 میلیون مسافر و زایر در هر سال و قرارداشتن در مسیر بزرگراه آسیایی، از امکانات اقتصادی و تجاری ویژهای برخوردار شده است، چنان که هم اکنون مرکز اداری یکی از مهمترین گمرگات ایران در مشهد قرار دارد. زایران و مسافران عامل اصلی رونق و اهمیت بازرگانی در مشهد بودهاند و عامل دیگر قرار داشتن مشهد در مسیر بزرگراه آسیایی است که بازارهای متعدد در این شهر ایجاد شده است.
تعداد زیادی کارگاههای خاص تولیدات کالاهای مورد نیاز زایران در مشهد وجود دارد که سوغاتیهای مشهد از جمله: زعفران، زیره، خشکبار، نبات، مهر و تسبیح و دیگر محصولات را بستهبندی نموده، در معرض فروش قرار میدهند از مراکز بزرگ تجاری این شهر میتوان به زیستخاور، الماس شرق، پروما، تابان، کیان و بازار رضا اشاره کرد.
علاوه بر اهمیت صنایع در مشهد، صنعت جهانگردی نیز در این شهر از اعتبار و اهمیتی ویژه برخوردار است و به دلیل وجود جایگاه زیارتی و امکانات سیاحتی و گردشگری، مشهد به عنوان یکی از مهمترین قطبهای گردشگری در جهان اسلام و ایران اسلامیمطرح است، به طوری که سالانه بین 12 تا 14 میلیون زایر و مسافر در ایام مختلف سال بویژه نوروز و تابستان و ایام مذهبی و اعیاد به مشهد سفر میکنند تا ضمن برخورداری از فیوضات معنوی سفر و زیارت بارگاه ثامن الحجج(ع) از جاذبههای توریستی این شهر نیز دیدن کنند.
وضعیت فرهنگی
شهر مشهد به میمنت وجود مرقد مبارک ثامن الحجج (ع) از گذشتههای دور از قطبهای مهم مذهبی و علمیمحسوب میشود؛ به گونهای که در حال حاضر، مشهد به دلیل وجود امکانات مختلف فرهنگی از قبیل حوزههای علمیه، مراکز دانشگاهی، پژوهشی و تحقیقاتی متعدد و مراکز مختلف تحصیلات پیشدانشگاهی، انجمنهای مذهبی، علمی، ادبی، هنری، جلسات سخنرانی و وجود نشریات و روزنامه های مختلف، یکی از مراکز مهم فعالیتهای فرهنگی کشور به شمار میآید.
از دیگر امکانات فرهنگی در شهر مشهد، مجموعه های ورزشی و موزهها میباشد که شامل 11 موزه آستان قدس رضوی، موزه نادری، موزه فردوسی و موزه تاریخ طبیعی خراسان و همچنین مراکز پژوهشی، و کتابخانهها ست.
از جمله مهم ترین نشریات مشهد نیز میتوان از روزنامه خراسان و روزنامه قدس که در سطح کشوری منتشر میشوند همچنین هفتهنامه «شهرآرا» که مخصوص شهر مشهد است یاد کرد.
مشاهیر
و از جمله مشاهیر برخاسته از این خطه نیز میتوان از:
رهبر فقید انقلاب حضرت آیتالله سید علی خامنهای،ملک الشعراء بهار،مهدی اخوان ثالث، عماد خراسانی، محمدرضا شجریان، شیخ محمود حلبی، حسین ملک، سید محمد حسین حسینی طهرانی،آیتالله سید علی سیستانی،آیتالله سید حسن طباطبایی قمی، آیتالله میلانی، آیتالله خزعلی، آیتالله علی فلسفی،آیتالله حسین وحید خراسانی، آیتالله مروارید، آیتالله حسین نخودکی و آیتالله مومن نام برد.
دانشگاهها
از جمله مراکز آموزش عالی این شهر میتوان به دانشگاه فردوسی مشهد،دانشگاه علوم پزشکی مشهد،دانشگاه خیام مشهد،دانشگاه خاوران،دانشگاه آزاد اسلامیمشهد،دانشگاه آزاد اسلامیمشهد - دانشکده فنی سما،دانشگاه پیامنور مشهد،موسسه آموزش عالی سجاد مشهد،موسسه آموزش عالی بهار،موسسه آموزش عالی توس مشهد،دانشکده فنی شهید منتظری،دانشگاه امام رضا،مدرسه علمیه آیتاللهالعظمیخویی اشاره کرد.
محله های قدیمی شهر مشهد
هسته اولیه شهر مشهد به تدریج از به هم پیوستن سه کانون یعنی شهرک نوقان، قریه سناباد و مجموعه حرم مطهر حضرت رضا(ع) به وجود آمده است . حرم مطهر در میانه دو کانون دیگر با فاصله تقریبی 5/1 کیلومتر قرار داشتهاست، شهرک نوقان نیز در ابتدای شکل گیری هسته اولیه شهر نسبت به دو کانون دیگر از اعتبار بیشتری برخوردار بوده و در شمال حرم مطهر قرارداشته است.
کانونهای عمده سکونتی دو قریه سناباد و شهرک نوقان بودند که در مراحل اولیه شکل گیری شهر به تدریج مسیر این کانونهای جمعیتی تا حرم مطهر به شکل طولی به کاربری مسکونی تبدیل شدهاست، به ویژه مسیر سناباد به حرم که علاوه بر راه زیارتی کانال آبیاری اراضی پیرامون نیز محسوب میشد. همزمان با رشد تدریجی شهر مسیر کاروانی منتهی به حرم به ویژه مسیر دروازه قوچان در شمال غربی و پایین خیابان در شرق نیز اشغال شد و در نتیجه پتانسیل کانونهای نوقان و سناباد در مقایسه با هسته زیارتی کاهش و رشد فیزیکی شهر تحت تاثیر کانون مذهبی آن قرارگرفت.
خیابان بالاخیابان (حرم تا دروازه قوچان) و پایین خیابان (حرم تا پنجراه ته خیابان) تعریض گردیدند و به تدریج محلات شهر در پیرامون کانونهای اولیه (نوقان و سناباد)،دروازه های شهر و مسیرهای ارتباطی شکل گرفت البته علاوه بر عوامل مذکور مسایل قومی، زبانی، منشاء سکونت اولیه و مذهب در شکل دهی محلات شهر نقش عمده ای را ایفا کردند.
تعداد محلات مشهد در آینه تاریخ
گرچه برخی اختلافات بین مفسران بر سر تعداد محلات مشهد وجود دارد اما «فریزر» تاجر انگلیسی در سال 1821میلادی تعداد محلات شهر مشهد را 32 و «صنیع الدوله» در مطلع الشمس به سال 1302 تعداد محلات بزرگ را 9 و کوچک را10 مورد ذکر میکنند .«زین العابدین ابن محمدولی میرزا» نیز که در زمان ناصر الدین شاه قاجار و حکمرانی رکن الدوله به مشهد آمده و سکنه مشهد رضوی را سرشماری کرده از 6 محله به اسم سراب،سرشور،عیدگاه،پایین خیابان،نوقان،بالاخیابان نام برده است.
اما امروز خیابان علیا(بالا خیابان )، خیابان سفلی (پایین خیابان )، سراب، چهارباغ، عیدگاه و نوقان را به عنوان محلات بزرگ و پاچنار، ارگ، سرسوق، سرحوضان، جدیدها، سرویها، تپالمحله،غیرشمارها(سیاهان)،کشمیریها،چاهنو را محلات کوچک میشمارند.
شهر های خواهر خوانده مشهد
همچنین سانتیاگو دکومیوستلا در اسپانیا و کوالالامپور در مالزی و لاهور پاکستان به عنوان شهرهای خواهرخوانده مشهد شناخته شده اند.
زیارتگاهها
گنبد و بارگاه حضرت رضاعلیهالسلام
درباره سابقه تاریخی حرم مطهر، مورخان و نویسندگان اقوال بسیار نقل کردهاند، برخی از تاریخنویسان بر این عقیدهاند که بقعه مبارکه حضرت رضاعلیهالسلام پس از وقایع و حوادث مهم خراسان که در طول قرنها به وجود آمد، در معرض تحولاتی قرار گرفت و به واسطه تاخت و تاز اقوام مختلف و لشکرکشیها به سرزمین خراسان همچون تهاجم سبکتکین و غزهای ترکمان و مغولها بارها بهکلی ویران و سپس بازسازی شده است.
نویسندگان دیگر بر این نظرند که خرابیهای وارده از تهاجمها به گونهای نبوده است که بنای بقعه را بهکلی ویران کند، بلکه برخی حملات، خرابیهایی در قسمت فوقانی ایجاد کردهاند و به قسمت تحتانی دیوارها آسیبی نرسیده است،البته پایههای بقعه همان بنای اولیه است که ابتدا شالوده اصلی آن را با گل چینه ساختهاند و به دفعات قسمتهایی از دیوارهای آن مرمتشده و تزیین یافته است.
بنابراین، سوابق و ادله قاطع و قراین موجود در بنا نشان میدهد که حرم و بقعه مبارکه از قدیمترین بناهای مشهدالرضا است البته گنبد مطهر در طول زمان بر اثر حوادث طبیعی و تهاجم وحشیانه ویرانیهای مکرر را از سر گذرانده است.
مقبره شیخ بهایى
مقبره عالم بزرگ شیعى عصر صفوى،« بهاء الدین محمد عامِلى» معروف به «شیخ بهایى»، رواقى مستقل را در مجموعه حرم حضرت رضا علیه السلام تشکیل داده است.
«شیخ بهایى» در سال 953 هجرى در بعلبک لبنان ولادت یافته و در سن هفت سالگى به همراه پدر خویش به ایران هجرت کرده است. او عمده عمر خود را در زمان سلطنت شاه عباس اول صفوى ( 996 ـ 1035 ق ) در ایران، خصوصا شهر اصفهان، سپرى کرده است. از آنجا که وى زمانى در مشهد به تدریس اشتغال داشته پس از مرگ،جسدش را به مشهد منتقل و در جوار مدرس پیشینش مدفون کردهاند. مقبره وى در گوشه جنوب غربى صحن نو ( آزادى ) و شرق حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام واقع است. بناى فعلى مقبره در سالهاى 4 ـ 1323 خورشیدى احداث شده و شرح حال نسبتا مفصل شیخ بر روى سنگ قبر نفیس و دیوارهاى مقبره تحریر و حک شده است. ابعاد مقبره 10 در 30/10 متر و دیوارهاى آن آیینه کارى است.
خواجه ربیع
ربیع ابن خثَیم، مشهور به خواجه ربیع، از طایفه بنی اسد و ساکن کوفه، از زمره زهاد هشتگانه صدر اسلام و تابعین ( کسانى که صحابه پیامبر را درک کرده اند ) همچنین از یاران و سرداران حضرت على علیه السلام بوده است. وى ضمن ارادت به حضرت على علیه السلام ظاهرا از خویشان معاویه بن ابوسفیان هم بوده است، بنابراین در سالهاى پایانى خلافت حضرت على علیه السلام و بروز اختلاف میان ایشان و معاویه، به قصد انزوا و دورى از نزاع طرفین، عراق را به قصد ایران و خراسان ترک کرده است. او در سالهاى پایانى عمر ساکن شهر نوغان ( مرکز ولایت توس در آن زمان ) شده، و بالاخره در سال 63 قمرى یا به روایتى ضعیف در سال 61 درگذشته و در یک فرسنگى شمال نوغان - که اینک مزار اوست - مدفون شده است. با توجه به زمان درگذشت خواجه، وى از زمره قدیمیترین رجال مدفون در پیرامون شهر کنونى مشهد است. مدفن او طى چهارده قرن گذشته همواره محلى شناخته شده و زیارتگاه عموم مسلمانان، اعم از شیعه و سنى بوده است. مشهور است که حضرت رضا علیه السلام هنگام سفر به خراسان در سالهاى 200 تا 203 قمرى قبر خواجه را زیارت کرده است. در سال 915 قمرى هم که «شیبک خانِ ازبک» ( سنى مذهب ) پس از برانداختن تیموریان و تصرف هرات عازم مشهد شد؛ مزار خواجه را که « بر یک فرسخى مشهد مقدس » قرار داشت زیارت کرد. اساس بناى فعلى مقبره خواجه ربیع همان است که در سالهاى 1026 تا 1031 قمرى به امر شاه عباس و با سرپرستى یکى از سادات رضوى مشهد به نام « میرزا الغ » احداث شده است. دو کتیبه زیبا با تاریخهاى 1026 و 1031 قمرى در داخل گنبد و ساقه خارجى آن به خط علیرضا عباسى سالهاى احداث و تزیین بنا را مینمایاند. مقبره خواجه ربیع بناى با شکوه و زیبایى واقع در باغى وسیع و مصفا بر کناره راست کشف رود در حاشیه شمالى شهر مشهد است. مقبره داراى گنبدى به ارتفاع 18 متر با ساقه اى بلند بر روى بنایى چهار ایوانى است که در بیرون هشت ضلعى مینماید. گنبد بنا پوشیده از کاشیهاى زیباى فیروزه اى است ودرون آن نیز مزین به نقاشیهاى طلایى رنگ و اخرایى چشم نواز است. مقبره خواجه که به « خواجه ربیع » شهرت دارد در انتهاى خیابانى به همین نام واقع و پس از حرم حضرت رضا علیه السلام از زمره پر زایر ترین زیارتگاهاى شهر مشهد است. روستایى که باغ آرامگاه خواجه در آن واقع شده « حسین آباد خواجه ربیع » نام دارد و از جمله موقوفات مزار خواجه میباشد. اداره باغ و مزار خواجه ربیع در قرن اخیر بر عهده آستان قدس رضوى است، در حالى که پیش از آن متولى خاص داشته است. در وقف نامه قابل تاملى که از مدرسه «پریزاد» مشهد با تاریخ 823 قمرى باقى است، بانى آن مدرسه ( پریزاد خانم ) از اعقاب خواجه ربیع معرفى شده است. همچنین باغ خواجه ربیع یکى از قبرستانهاى مهم شهر مشهد است به گونه ای که جد قاجارها ( فتحعلى خان ) نیز که در سال 1139 قمرى توسط «نادرقلى افشار» در همان باغ کشته شده؛ در زیر گنبد مقبره خواجه مدفون است، بدین سبب در دوره قاجاریه توجه ویژه اى به این مزار میشده است.
مقبره شیخ طبرسى و غسلگاه و قتلگاه مشهد
«ابوعلى فضل بن حسن طبرسی» ملقب به «امین الاسلام» و مشهور به «شیخ طَبرسى» از علماى بزرگ شیعه و مفسر قرآن در سده هاى پنجم و ششم قمرى است. وى در سال 470 هجرى قمرى در شهر طَبرس ( بین کاشان و اصفهان ) یا تفرش زاده شده در حالی که عمده عمرش را در مشهد گذرانده است. «شیخ طبرسى» صاحب چند تفسیر بر قرآن کریم است که از آن میان تفسیر «مجمع البیان» وى شهرت بیشترى دارد. شیخ در سال 523 قمرى از مشهد به سبزوار رفته و در سال 548 که معاصر فتنه قوم ترکمانِ غز در خراسان بوده در گذشته است، یا به دست آن قوم مهاجم کشته شده است، بدین سبب در بعضى منابع از وى با عنوان شهید هم یاد شده است. گویا جسد شیخ را در همان زمانِ درگذشت به مشهد منتقل کرده و در یکى از گورستانهاى محترم مجاور حرم حضرت رضا، مشهور به « قتلگاه » و « مغتسل الرضا » یا « غسلگاه » دفن کرده اند. این محل در قرون بعدتر تنها به قتلگاه شهرت یافته و پس از احداث فلکه پیرامون حرم ( 1308 ـ 1312 ش ) و خیابان طبرسى، قبرستان مزبور تسطیح شده و بعدا در بخشى از آن صحنى به نام رضوان احداث شده که در مشهد به باغ رضوان شهرت یافته است. نوشته اند که زمین غسلگاه مشهد را حضرت رضا علیه السلام از محل اجرت کتابت قرآن کریم خریده و وقف بر قبور مومنین و مومنات کرده است. ظاهرا همین گورستان پس از قتل عام مردم مشهد توسط لشکریان عبد المومن خان ازبک در سال 997 قمرى و دفن اجساد ایشان در محل غسلگاه، به قتلگاه شهرت یافته است. با توجه به وجود مدفن شیخ در قبرستان قتلگاه، پس از احداث خیابان شمالى حرم ( در زمان رضا شاه پهلوى ) خیابان مزبور به نام « طبرسى » نامگذارى شده که یکى از خیابانهاى مهم و مرکز شهر مشهد است. گرچه باغ رضوان ضمن توسعه حریم حرم در سال 1370 تخریب شده؛ اما گور شیخ با تزریق بتون بر اطراف آن جا به جا و بناى جدیدى براى آن ساخته شده است. اینک مقبره شیخ طبرسى در فضاى شمالى حرم واقع در ابتداى خیابان طبرسى بر جا و محترم است.
قبر پیر پالاندوز
مقبره یکى از عرفاى شیعه مذهبِ « ذهبیه » به نام شیخ «محمد المقتدى کارندهى» ( منسوب به قریه کارده مشهد ) مشهور به «پیر پالاندوز»، از زمره قدیمیترین زیارتگاههاى عرفانى این شهر است. این بنا در حاشیه کوچه شور در اوایل پایین خیابان قرار داشته و پس از انقلاب اسلامى به مناسبت توسعه حریم حرم تخریب و مجددا بازسازى شده است. بناى اولیه در زمان سلطنت پدر شاه عباس ( سلطان محمد خدابنده ) به سال 985 قمرى ساخته شده است.وی ششمین قطب سلسله ذهبیه پس از سید عبدالله برزش آبادى بوده است که به اعتقاد مردم مشهد، از طریق پالان دوزى یا پاره دوزى امرار معاش میکرده و داراى کراماتى بوده است.
قبر سبز
مقبره یکى از اعقاب امام سجاد علیه السلام به نام «سید فخرالدین»، مشهور به قبر سبز، واقع در شمال حرم حضرت رضا علیه السلام از زمره قدیمیترین مقابر ساداتِ شهر مشهد است. این مقبره اصلا در قبرستان قدیمى غسلگاه پیشین و قتلگاه بعدى قرار داشته و پس از تسطیح قبرستان قتلگاه و تبدیل بخشى از آن به « باغ رضوان » در ضلع شمالى این باغ واقع شده است. ضمن توسعه حریم حرم حضرت رضا در سالهاى پس از انقلاب اسلامى که باغ رضوان تخریب شده، مقبره سید فخرالدین باقى مانده و بناى جدیدى بر روى آن احداث گردیده که اکنون در حاشیه بازارچه «حاج آقاجان» قرار دارد و زیارتگاه عموم زایرانى است که در آن حدود سکنى یا رفت و آمد دارند. این مقبره سنگ قبر سبزرنگ اصیلى ( به ابعاد تقریبى 3 متر طول، 70 سانتیمتر عرض و 40 سانتیمتر ارتفاع ) دارد که زمان درگذشت و نام و نسب وى تا حضرت سجاد علیه السلام بر روى آن حک شده است. بنابر متن سنگ قبر، نسب وى با هجده واسطه به امام زین العابدین علیه السلام میرسد و در سال 671 قمرى درگذشته است. مقبره «سید فخرالدین» در زمان افشاریه به « مزار میر » هم شهرت داشته و محلى شناخته شده و محترم براى اهالى مشهد بوده است. بدین سبب علیشاه افشار ( برادر زاده و جانشین نادرشاه ) در زمان سلطنت کوتاه مدت خود ( 1160 ـ 1162 ق ) در جوار آن براى خویش مقبره اى معتبر ساخته و املاک مهمى را وقف بر نگهدارى بناى قبر خود کرده است.
گنبد خشتی
این بنا مقبره اى است متعلق به یکى از نقَباى سادات موسوى شهر مشهد و از اعقاب امام موسى بن جعفر علیه السلام به نام « امیر سلطان غیاث الدین محمد بن امیر طاهر موسوى » که در فاصله تقریبا پانصد مترى شمال حرم حضرت رضا علیه السلام واقع است و از زیارتگاههاى مهم این شهر به شمار میرود. این بنا که ظاهرا در آغاز داراى گنبدى خشت پوش بوده، به « گنبد خشتى » شهرت یافته است. گنبد خشتى در کوچه اى با همین نام در ابتداى خیابان طبرسى واقع است . از آنجا که نام اجداد غیاث الدین محمد در منابع تاریخى معتبر نیز ذکر شده، در صحّت نسبِ وى تردید نیست. نیاکان او از قرن ششم تا نهم قمرى اداره کننده اصلى حرم حضرت رضا علیه السلام بوده و در آبادانى آن کوشیده اند. اخلاف خاندان ایشان نیز تا زمان صفویه ( قرون دهم و یازدهم قمرى ) از زمره نقباى سادات و بزرگان شهر مشهد بوده اند. مقبره مشهور به گنبد خشتى احتمالا همزمان با درگذشت سلطان محمد احداث شده و متعلق به دوره تیمورى است. بنا شامل یک سرداب، چهار طاقهیى، چهار ایوانه بر روى سرداب و یک گنبد ساقه دار بر فراز آن است که ارتفاع گنبد از کف زمین تا نوک آن 9/14 متر میباشد. کل بنا از آجر و گچ ساخته شده و گنبد آن دو پوششه است. داخل بنا مزین به مقَرنسهاى گچى بسیار زیباست. گرداگرد زیر گنبد و اطراف چهار ایوان هم مرین به آیاتى از سوره هاىملک و واقعه به خط زیباى محقق و ثلث است. در دوره قاجار به سبب دودگرفتگى داخل بنا آن را به نوعى دیگر تزیین کرده اند، اما در سال 1380 تزیینات مزبور بازپیرایى شد و نقوش و کتیبه هاى اصلى آن تثبیت و احیا شد.
اماکن تاریخی
گنبد سبز
گنبد سبز که نامش را از رنگِ گنبد خود گرفته، بنایى متعلق به دوره صفوى و مقبره یکى دیگر از عرفاى شیعه مذهب در شهر مشهد است. این بنا در حال حاضر در قلب شهر و مجاور ارگ سابق در خیابان آخوند خراسانى ( خاکى پیشین ) قرار دارد.در خصوص معماری آن نیز باید گفت که این بنا داراى گنبدى فیروزه اى رنگِ متمایل به سبز، چهار ایوان و هشت ضلع میباشد و در سالهاى اخیر مرمت شده است. در زیر گنبد بنا کتیبه اى به خط ثلث وجود دارد که در پایان آن تاریخ 1058 قمرى نوشته شده است.
بنابراین «گنبد سبز» در زمان شاه عباس دوم صفوى ( 1052 ـ 1077 ق ) ساخته و یا تکمیل و تزیین شده است. این بنا احتمالا در سال 1036 ساخته و در سالهاى 1055 تا 1058 تکمیل و تزیین شده است. در زمان قاجاریه بعضى از مردم مشهد اعتقاد داشته اند که فرد مدفون در «گنبد سبز»، « شیخ مومن » نام داشته و در سال 904 فوت کرده است.
گرچه در قرن حاضر بعضى وى را «محمد على موذن» از شیوخ ذهبیه دانسته اند، اما فرد مدفون در«گنبد سبز» را عموما به نام « شیخ محمد مومن عارف استرآبادى » میشناسند. این مقبره مورد توجه و زیارت مردم محلى مشهد، خصوصا پیروان تصوف و عرفان است.
قبر طهماسب صفوی
یکى از صفه هاى حرم حضرت رضا علیه السلام که در قسمت پشت سر حضرت ( در شمال بقعه مطهر ) قرار دارد، مشهور به « صفه شاه طهماسب » است و محل قبر آن شاه تلقى میشود. شاه «طهماسب» صفوى فرزند شاه «اسماعیل» و دومین سلطان این دودمان پس از 54 سال سلطنت، در ماه صفر سال 984 در قزوین در گذشت. جسد وى ابتدا به سبب نزاع جانشینانش در باغچه حرم دفن شد. کمى بعد آن را به «امامزاده حسین» قزوین منتقل کردند. یک سال بعد حاکم جدید مشهد مامور انتقال تابوت شاه به مشهد شد. جسد در سال 985 در یکى از رواقهاى حرم دفن شد، تا این که در سال 997 مشهد به تصرف ازبکان در آمد. ایشان همان سال درصدد برآمدند تا به قصد اهانت به شاهان صفوى اجساد کسانى از ایشان را که در مشهد و حرم رضوى مدفون بودند به بخارا ببرند. استخوانهایى منسوب به شاه طهماسب و فرزند و جانشین وى ( شاه اسماعیل دوم ) از گورهایشان در آورده و به بخارا منتقل شد. ازبکها که تا اواخر سال 1006 قمرى خراسان و مشهد را در تصرف داشتند، در سال 1005 شنیدند که جسد منسوب به شاه طهماسب به وى تعلق نداشته و مقبره او در جاى دیگرى از حرم بوده است. در نتیجه «عبدالمومن خان» یکى از معتمدان خویش را مامور نبش قبر جدید شاه طهماسب و انتقال استخوانهاى وى به بخارا کرد. آن مامور که « دوستم بهادر » نام داشت استخوانهایى را از حرم در آورد و عازم بخارا شد؛ اما در میانه راه یکى از ارادتمندان دولت صفوى وى را تطمیع و تشویق به بردن استخوانها به اصفهان کرد. او نیز پذیرفت و با رسیدن جسد به اصفهان، عامه اهالى و امراى قزلباش با احترام به تشییع جنازه منسوب به شاه طهماسب پرداختند و آن را در «امامزاده على» دفن کردند. به رغم آنچه گذشت، پس از آن که ازبکها توسط شاه عباس از خراسان بیرون رانده شدند، گروهى مدعى شدند که آن جسد دوم هم به شاه طهماسب تعلق نداشته و مدفن او جاى اَمن دیگرى در حرم رضوى است که همچنان مصون باقى مانده است. قبورى که توسط ازبکها به عنوان مقبره شاه طهماسب حفر شده بود در صفه پایین پاى حضرت رضا علیه السلام قرار داشت اما اکنون صفه بالاسر حضرت، محل قبر شاه طهماسب شناخته میشود.
مقبره بابر
«ابوالقاسم بابر» فرزند «بایسنغر بن شاهرخ» که در سالهاى 852 تا 861 قمرى در مشهد و هرات سلطنت کرده و در سال 861 در مشهد درگذشته؛ اولین کسى است که مشهد را مرکز سلطنت خویش قرار داده است. مقبره وى که در مدرسه بالاسر قرار داشته به سبب تخریب مدرسه و تبدیل آن به رواق «دارالولایه» از حرم مطهر ( در آستانه انقلاب اسلامى ) محو و ناپیدا شده است. مورخان عهد تیمورى زمان وفات وى را روز 25 ربیع الثانى سال 861 پس از عشرت و کامرانى در « چهارباغ مشهد » و محل دفنش را زیر « گنبد مدرسه اى که ( شاهرخ ) در جوار مزار فایض الانوار «حضرت امام رضا» علیه السلام ساخته، یا مدرسه « شاهرخى » نوشته اند.
بقعه هارونى ( مقبره هارون الرشید)
بقعه هارونى، یعنى بناى قبر هارون الرشید، اصلا بقعه مطهرى است که اکنون ضریح حضرت رضا علیه السلام در میان آن قرار دارد. این بقعه که بنایى تقریبا ده متر در ده متر است پس از مرگ هارون الرشید در سال 193 قمرى (808 م) احداث شده که به « بقعه هارونى » شهرت یافته است. ده سال پس از مرگ خلیفه که حضرت رضا علیه السلام شهید و در کنار هارون در داخل بقعه هارونى به خاک سپرده شدند، بقعه مزبور به مرور به « مشهد الرضا » و « مشهد »، و سپس به « حرم حضرت رضا » یا « آستان قدس رضوى » تغییر نام داد. جسد هارون دقیقا در وسط بقعه قرار دارد و جسد حضرت رضا علیه السلام در بالا سر هارون، واقع در حاشیه غربى آن دفن شده است. بدین سبب پس از آن که بر روى قبر حضرت ضریحى بزرگ نصب شد، فاصله قسمت بالاسر ضریح تا دیوار غربى بقعه بسیار تنگ گردید و زایران هنگام عبور از آن قسمت باریک عموما دچار زحمت میشدند و بر هارون الرشید لعنت میفرستادند، تا این که در سده حاضر دیوار بقعه را از قسمت بالاسر توسعه دادند و این معضل تا حدودى مرتفع شد .قبر هارون الرشید دست کم تا اوایل سده هفتم قمرى داراى ضریحى مشخص در وسط بقعه مطهر بوده است. اما از آن پس ظاهرا به امر سربداران شیعه مذهب ضریح بر داشته شده است. در قرون بعد نام بقعه هارون به فراموشى سپرده شده تا این که در اوایل سده حاضر گروهى که در جستجوى مقبره هارون در ولایت توس بوده اند؛ بناى ناشناخته اى در شهر تابران توس ( واقع در 4 فرسنگى مشهد ) را همان مقبره هارون و حتى کاخ و زندان وى پنداشته و نام « هارونیه » یا « بقعه هارونى » را بر آن نهاده اند. این که قبر هارون الرشید همچنان در وسط بقعه مطهر حضرت رضا علیه السلام قرار دارد، دلالت بر این میکند که اساس این بقعه تغییرى نیافته و همان بقعه هارونى است.
گنبد الله وردى خان
بناى مشهور به گنبد «الله وردى خان» را سردار مشهور شاه عباس صفوى به عنوان مقبره خویش در شمال شرق گنبد حاتم خانى و شرق توحید خانه احداث کرده و از رواقهاى بسیار هنرى و ارزشمند حرم حضرت رضا علیه السلام است. ساختمان بنا در سال درگذشت «الله وردى خان» (1022 ق ) به پایان رسیده و خان در آن مدفون شده است. این رواق بنایى هشت گوشه با هشت صفه است که کمترین فاصله اضلاع رو به رو 57/8 و بیشترین آنها 30/12 است. ارتفاع گنبد از کف 9/16 متر میباشد. دیوارهاى گنبد الله وردى خان با کاشیهاى نفیس رنگارنگى پوشیده شده است. این رواق در سالهاى 1340 تا 1347 خورشیدى مرمت و رویه بیرونى آن با مس پوشانده شده است؛ به همین سبب ظاهرا کبوتران حرم از نشستن بر روى این گنبد پرهیز میکنند؛ در حالى که بر روى گنبد طلا مینشینند. از گنبد الله وردى خان در دوره صفوى و نادرى عموما به عنوان ضیافت خانه و محل صرف شربت ( به جاى دارالضیافه) استفاده میشده است .
آرامگاه نادرشاه افشار
نادرشاه افشار که براى اولین بار شهر مشهد را مرکز حکومت ایران قرار داد، اولین مقبره خویش را در این شهر میان سالهاى 1145 ـ 1143 قمرى احداث و رقباتى را وقف آن نمود. ضریح نفیس و گرانقدر یکى از مقابر او در شهر مشهد نیز در آغاز سلطنت چهل روزه «سید محمد متولى»، به عنوان جانشین شاهرخ ( نوه نادر ) در سال 1163 قمرى به حرم حضرت رضا علیه السلام منتقل شد. بدین سان نادرشاه تا مدتها در شهر مشهد داراى مقبره اى نبود تا این که«قوام السلطنه» در اواخر عهد قاجار ( 1296 خورشیدى ) در محل یکى از مقابر ویران شده نادرى، آرامگاه جدیدى براى وى ساخت و استخوانهاى او را از تهران به مقبره مزبور منتقل کردند. این بناى جدید که در محل فعلى آرامگاه وى قرار داشت مدتى بر پا بود تا این که انجمن آثار ملى ایران در سال 1335 خورشیدى درصدد بر آمد آرامگاهى براى وى در همان محل مقبره ساخته «قوام السلطنه» احداث نماید. این کار از سال 1336 شروع شد و در سال 1342 به پایان رسید. مقبره کنونى نادرشاه واقع در ضلع شمال غربى چهارراه شهدا ( نادرى سابق ) است که پس از حرم حضرت رضا علیه السلام مهمترین موضع توریستى ـ تاریخى شهر مشهد تلقى میشود.این بنا در باغى به مساحت 14400 متر مربع ساخته شده است. مقبره شامل سکویى دوازده پله اى، محل گور، پوششى خیمه مانند بر روى قبر، سکویى مرتفع در مجاور قبر با مجسمه نادرشاه سوار بر اسب و سه تن دیگر در پى او، یک غرفه فروش کتاب و دو تالار براى موزه است. مصالح مقبره عمدتا از سنگهاى خشن و سخت گرانیت کوهسنگى مشهد است. پوشش مقبره کاملا به مانند چادر عشایرى است، که نادر در آن زاده و هم کشته شده است. پوشش دیوارهاى داخلى مقبره نیز از سنگهاى مرمر اخرایى رنگ مراغه انتخاب شده تا قتل نادرشاه در داخل چادر را تداعى کند.
مقبره امیر شاه ملک (مسجد شاه)
این مقبره بنایى تاریخى از دوره تیمورى است که تا پیش از انقلاب اسلامى به مسجد شاه شهرت داشت و بعد به نام مسجد «هفتاد و دو تن» خوانده شد.این بنا مقبره یکى از امراى شاهرخ تیمورى به نام امیر شاه ملک ( یا ملک شاه ) است. این مقبره در محل چهار سوق و تلاقى دو بازار بزرگ و فرش فروشها در کنار میدانى قدیمى به نام « سرِ سنگ » احداث شده و پس از توسعه حریم حرم در مجاورت ضلع جنوب غربى حرم قرار گرفته است. بنا شامل یک سرداب براى دفن جسد، قبه اى 5 در 5 مترى، گنبدى دو پوششه به ارتفاع 4/17 متر، ایوانى در جانب شمال به ارتفاع 4/9 متر، فضاهایى جانبى و دو گلدسته در طرفین ایوان میباشد. گرداگرد ایوان کتیبه اى داشته که تنها قسمت پایانى آن بر روى پایه سمت چپ باقى مانده و این جملات به وضوح در آن قابل خواندن است: « الامیر ملکشاه اعرج الله معارج دولته فى رجب سنة خمس و خمسین و ثمانمایة للهجرة » در سال 809 قمرى که «شاهرخ» ولایت خراسان را با مرکزیت توس و مشهد به فرزند جوان خویش «الغ بیک» بخشید؛ شاه ملک را هم به امیر الامرایى وى منصوب کرد. وى تا سال 811 که مامور فتح و تصرف ماوراء النهر شد، در خراسان مستقر بود. در سال 812 که حکومت ماوراء النهر به «الغ بیک» داده شد، امیرشاه ملک هم همراه او گردید. این دو ظاهرا تا سال 817 حکومت خراسان را داشتند، اما از آن زمان به بعد فرزند دیگر شاهرخ یعنى «بایسنغر میرزا» والى خراسان ( با مرکزیت توس ) شد. بنابراین امیرشاه ملک در سالهاى 809 تا 817 قمرى حاکم اصلى خراسان، یا دست کم بزرگترین امیر این خطه بوده است تا این که در سال مزبور در خوارزم درگذشت و جسدش به مشهد حمل و در بنایى که خود وى براى این منظور ساخته بود، مدفون شد. اصل مقبره امیرشاه ملک بین سالهاى 809 تا 829 قمرى احداث شده اما تکمیل و تزیین آن تا سال 855 طول کشیده است. این بنا که در زمان شاه سلطان حسین صفوى ( 1119 ق ) و هم نادرشاه افشار ( 1155 ق ) مرمت گردیده، داراى گنبد فیروزه اى رنگ و دو گلدسته زیباست. این بنا هر چند به عنوان زیارتگاه شناخته نمیشود، اما کاربرد فرهنگى ـ توریستى دارد. این بنا که عنوان « مسجد شاه » را از نام « شاه ملک » یا بناى مجاور خود به نام « حمام شاه » گرفته باشد، نمیتوانسته مسجد باشد؛زیرا قبله آن با قبله مشهد انطباق ندارد و در سرداب آن هم چند جسد دفن شده است.
تفرجگاهها
تفرجگاه های فرح بخشی در اطراف مشهد وجود دارد. آبشار زیبای «اخلمد» از مناطق کهن و ییلاقی اطراف مشهد بسیار دیدنی است. فهرست تفرجگاه های مشهد را به همراه توصیف هر یک در زیر می بینید:
• روستای اخلمد
• بخش طرقبه
• شاندیز
• زشک
• جاغرق
• کنگ
• بند گلستان
• نغندر
• چشمه گیلاس
• روستا های حصار و گلستان
• چشمه آب گرم گرماب
• چشمه سبز سوزسو
• سد طرق
• سد کارده
• دره کارده
• غار مغان
• غار زری
• غار کارده
• دریاچه بزنگان
جاذبههای طبیعی
چشمه گراب
به فاصله یک کیلومتری جنوب جاده مشهد به نیشابور در 49 کیلومتری مشهد واقع شده است. آب این چشمه از دسته آبهای کلروره سدیک آهن دار و هیپوترمال با باقی مانده خشک زیاد و اسیدیته زیاد می باشد .ازدیاد ترشحات بزاق , معده , صفرا و لوزالمعده از خواص درمانی این آب است . همچنین این آب در درمان بیماریهای مفصلی سودمند است .
تفرجگاه اخلمد
این تفرجگاه در 84 کیلومتری جنوب غربی شهرمشهد قرار گرفته است .در فاصله 3 کیلومتری جنوب روستای اخلومه آبشاری به ارتفاع 23 متر جریان دارد که از مناظر بسیار دیدنی این تفرجگاه محسوب می شود . تفرجگاه اخلومه مجموعه ای زیبا و دلفریب برای دوستداران طبیعت است که می خواهند به دور از هیاهوی شهر , تن به آرامش و زیبایی های طبیعی بسپارند .
تـفرجگاه طرقبه
تفرجگاه طرقبه از غرب به کوه های بینالود , و از شمال به کوه تخت رستم محدود می شود و دردامنه کوه های بینالود واقع شده است . این منطقه به علت وجود چشمه سارها و درختان فراوان از مناطق خوش آب و هوای مشهد محسوب می شود.
منابع
www.anobanini.ir
www.mums.ac.ir
www.farhangsara.com
www.imamreza.net
www.sazemanefarhangi.com
www.tooscom.com
www.gardeshgar.com
www.shereno.com
www.hamshahrionline.ir
www.aqrazavi.org
www.yagharib.ir (توضیح؛ این سایت چند روزی فعال نبوده است.)
www.shiasearch.com
نسخه چاپی





