یاران و شاگردان امام رضا(ع)
حسن بن علی بن زیاد الوشاء
نجاشی می گوید: این شخص نوه الیاس صیرفی از شیوخ اصحاب حضرت صادق علیه السلام بوده و از بهترین اصحاب امام رضا علیه السلام محسوب می شده است. حسن بن علی از جد خود الیاس صیرفی روایتی را نقل می کند که در وقت احتضارش گفت: شاهد باشید این ساعت وقت دروغ گفتن نیست از حضور امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند:
وَاللهِ لا یَمُوتُ عَبْد یُحِبُّ اللهَ وَ رَسُولَهُ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه و سلم
وَ یَتَولیَّ الاَئِمَّهَ فَتَمسَّهُ النّارَ، ثُمَّ أعادَ الثّانیَهَ وَ الثالِثَهَ مِن غَیْرِ اَنْ اَسْألُهُ.
سوگند به پروردگار در هنگام مرگ و بعد از آن کسی که خدا و رسول(ص) و ائمه (ع) را دوست بدارد آتش را لمس نخواهد کرد. و این کلام را دوبار و سه بار بدون اینکه از ایشان سؤال کنند تکرار فرمودند. احمد بن محمد قمی می گوید: برای طلب و دریافت عازم کوفه شدم و در آنجا با حسن بن علی وشاء ملاقات کردم و از او تقاضا نمودم که کتاب علاء بن رزین و أبان بن عثمان را برایم بیاورد. کتابها را به من داد و گفت عجله مکن هر چه می خواهی از روی آنها بنویس و بعد گفت اگر می دانستم مثل تو اینچنین طالب حدیث وجود دارد احادیث بیشتری حفظ می کردم زیرا که من در این مسجد نهصد هزار را درک کردم که همگی از بزرگان بودند و می گفتند: "حدثنی جعفر بن محمد(ع)". یک بار طوماری از مسائل مختلف تهیه کرد تا از حضور امام رضا علیه السلام سؤال کند. می گوید هنگام صبح به طرف منزل امام علیه السلام حرکت کردم. جمعیت زیادی را به درب خانه آن حضرت مشاهده کردم در این حال خادمی را دیدم که می پرسید حسن بن علی وشاء پسر دختر الیاس بغدادی کیست؟ گفتم: ای غلام آنکس را که جستجو می کنی منم، آنگاه نوشته ای به من داد و گفت این است جواب مسائلی که با خود همراه داری![1]
حسن بن علی بن فضّال
او از کسانی است که امام کاظم علیه السلام را درک کرده بود و از راویان امام رضا علیه السلام بود و اختصاص تمام به آن حضرت داشت. درباره اش گفته اند: بسیار جلیل القدر، زاهد و صاحب ورع و ثقه بوده است. وقتی به صحرا می رفت چنان به عبادت و سجده های طولانی می پرداخت که مرغان صحرا اطراف او جمع می شدند و او آنچنان از خود بی خود می شد که بر زمین می افتاد و از دور گمان می بردند جامه ای است روی زمین افتاده!
از جمله تألیفات و مصنفات او را اینگونه بر شمرده اند: کتاب زیارات، بشارات، نوادر، رد برغلات، کتاب الشواهد و کتاب در متعه و در ناسخ و منسوخ و کتاب ملاحم و کتاب صلاه و رجال و کتابی هم که قمیون از پدرش علی نقل کرده اند.[2]
حسن بن محبوب
او از ارکان اربعه زمان خویش محسوب می شده و از اصحاب اجماع است، او غیر از آنکه احادیثی از امام رضا علیه السلام نقل کرده، از حدود شصت نفر از اصحاب حضرت صادق علیه السلام نیز احادیثی نقل نموده است. پدرش جهت تشویق و ترغیب او برای جمع آوری احادیث می گفت: پسرم برای هر حدیثی که از علی بن رئاب گوش دهی و بنویسی یک درهم به تو خواهم داد و علی بن رئاب از ثقات و بزرگان علماء شیعه در کوفه بود. ناگفته نماند که جد حسن بن محبوب به کمک حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام آزاد شد و پس از آزادی خدمتگزار حضرت مولا علی علیه السلام بود. تألیفاتی از او نقل شده درباره حدود و دیات و واجبات و نکاح و طلاق و کتاب نوادر که در هزار ورق بوده و کتابی در تفسیر قرآن که همگی را از امام رضا علیه السلام نقل نموده است. او درسال دویست و بیست و چهارم هجری در سن شصت و پنج سالگی بدرود حیات گفت.[3]
زکریا بن آدم
او اهل قم، ثقه و جلیل القدر و نزد امام رضا علیه السلام صاحب منزلت و مقام خاص بود. کشّی در رجال خود می نویسد که ذکریا بن آدم خدمت حضرت رضا علیه السلام عرض کرد که من تصمیم دارم که از میان اهل بیت و فامیل خویش بیرون آمده و جدا شوم زیرا که سفیهان در میانشان زیاد شده اند. امام علیه السلام فرمودند:
"لا تَفْعَل فَاِنَّ اَهْلَ بَیْتِکَ یَدْفَعُ عَنْهُم بِکَ یَدْفَعُ عَنْ اَهْلِ بَغْدادٍ بِأبِی الْحَسَنِ الْکاظٍم عَلَیْهِ السَّلامُ"
این کار را مکن زیرا خداوند تبارک و تعالی به خاطر تو اهل بیت ترا از بلایا حفظ خواهد کرد همانطور که مردم بغداد را از برکت امام کاظم علیه السلام از بلایا حفظ می فرماید.
علی بن مسیب همدانی که از ثقات اصحاب امام رضا علیه السلام است می گوید خدمت امام علیه السلام عرض کردم که راه من دور است و همه وقت نمی توانم به محضر شما شرفیاب شوم. می فرمایید احکام دینم را از چه کسی بپرسم؟ امام علیه السلام فرمودند:
"مِنْ ذکِریَّا بْنِ اَدَمِ الْقُمِّی المأمُونَ عَلَی الدِّین وَ الدُنْیا."
از ذکریا بن آدم قمی بپرس که امین دین و دنیاست، علی بن مسیب می گوید: پس از مرخص شدن از محضر امام علیه السلام نزد ذکریا بن آدم رفتم و از هر چه نیاز داشتم سؤال نمودم. یکی از توفیقات ذکریا این بود که یک سال از مدینه تا مکه و در اعمال حج همسفر، مصاحب و در خدمت امام رضا علیه السلام بود.
شیخ کشّی به سند معتبر روایت می کند که ذکریا بن آدم گفت یک شب تا طلوع فجر که امام برخاستند و نماز فجر خواندند با امام علیه السلام مذاکره علوم و اسرار داشتم.[4]
محمد بن اسماعیل بن بزیع
او از صلحای جامعه شیعه و از ثقات و از اصحاب امام رضا علیه السلام است و مقداری از عمر خود را در خدمت حضرت جواد علیه السلام نیز بوده است. دو کتاب تألیف نموده به نامهای کتاب ثواب الحج و کتاب الحج. یک بار محمد بن اسماعیل از خدمت حضرت جواد(ع) جهت کفن خویش پیراهنی را درخواست کرد. امام علیه السلام پیراهن خویش را برایش فرستادند و فرمودند تکمه های آن را بردار، او در محلی بین راه مکه وفات یافت. یکی از دوستانش بر سر مزار او آمد و گفت: از صاحب این قبر شنیدم که امام رضا علیه السلام فرمودند:
"مَنْ زارَ قَبْرَ اَخیهِ الْمومِنِ فَجِلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَ اسْتَقْبَلَ القِبْلَهَ وَوَضَعَ یَدَهُ عَلیَ الْقَبْرِ وَقَرأ
اِنّا اَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ سَبْعَ مَراّتٍ آمِنَ مِنَ الْفَزَع الْاَکْبَر."
هر که قبر برادر مؤمن خود را زیارت کند و در کنار قبر بنشیند در حالیکه روی به قبله باشد و دست بر قبر گذارد و هفت بار سوره مبارکه "اِنّا اَنْزَلْناه" را بخواند از ترس بزرگ روز قیامت در امان خواهد بود.
حسین بن خالد الصیرفی می گوید با جمعی خدمت امام رضا علیه السلام نشسته بودیم ناگهان صحبت محمد بن اسماعیل بزیع به میان آمد.
فَقالَ عَلَیْهِ السَّلامُ وَدَدْتُ اَنَّ فیکُم مِثْلُهُ.
امام علیه السلام فرمودند: دوست داشتم که مثل او نیز در میان شما وجود داشته باشد.[5]
ریّان بن صلت
نجاشی در رجال خویش می نویسد که او راوی روایاتی از امام رضا علیه السلام است، او ثقه و صدوق بوده و کتابی را که مجموعه کلمات امام علیه السلام درباره فرق بین آل و امت است تألیف نموده است. معمر بن خلا می گوید: فضل بن سهل به من برای خراسان مأموریتی داد. در این بین ریان بن صلت به من گفت: دوست دارم وقتی به خراسان رسیدی سلام مرا خدمت امام رضا علیه السلام برسانی و از حضور حضرت بخواهی که یکی از پیراهنهای خویش را با درهمهایی که به نام ایشان ضرب شده به من تفضل نمایند. معمر می گوید: همینکه به محضر امام علیه السلام شرفیاب شدم بی مقدمه فرمودند:
اَیْنَ رَیّانَ اَیُحِبُ اَنْ یَدْخُلَ عَلَیْنا فَأکسُوهُ مِنْ ثِیابِی و اُعْطیه مِنْ دَراهمِی.
ریان کجاست آیا دوست دارد که با ما ملاقات کند و ما از پیراهن خود او را بپوشانیم و از دراهم خویش به او بدهیم؟! معمر می گوید: گفتم سبحان الله قسم به خدا که من هنوز سؤالم را مطرح نکرده بودم. امام علیه السلام فرمودند: ای معمر، مؤمن صاحب توفیق است، برو به ریان بگو نزد ما بیاید. ریان به محضر امام علیه السلام شرفیاب شد پیراهنی از پیراهنهای حضرت را گرفت وقتی از خانه خارج شد از او پرسیدم چه در دست داری گفت: سی درهم.[6] ریان بن صلت می گوید: خدمت امام علیه السلام عرض کردم که هشام بن ابراهیم عباسی ادعا می کند که شما شنیدن غناء را اجازه فرمودید؟
حضرت رضا علیه السلام فرمودند: آن زندیق دروغ می گوید، از من درباره شنیدن غناء پرسید به او پاسخ دادم که مردی از امام باقر علیه السلام همین سؤال را کرد آن حضرت فرمودند: اگر خداوند تبارک و تعالی جمع بین حق و باطل را بنماید غناء باکدام یک از آنهاست؟ آن مرد گفت: با باطل؟ امام باقر علیه السلام فرمودند: همین پاسخ توست خود بر علیه خویش حکم کردی. سپس امام رضا علیه السلام فرمودند: حکم من نیز همین است.[7]
نصر بن قاموس
شیخ مفید او را از اصحاب خاص حضرت رضا علیه السلام و از ثقات شمرده و او را از اهل علم و ورع و فقیه شیعه می داند.
نصر بن قاموس می گوید: در منزل امام کاظم علیه السلام بودم. آن بزرگوار دست مرا گرفتند و بر در اتاقی از خانه خویش بردند سپس در را گشودند، ناگاه پسرشان علی علیه السلام را مشاهده کردم که در دست مبارکشان کتابی بود و مطالعه می فرمودند، امام کاظم علیه السلام به من فرمودند: ایشان را می شناسی؟ عرض کردم آری ایشان فرزند شما هستند. فرمودند: ای نصر می دانی این چه کتابی است که در آن نظر می کنند؟ گفت: نه، فرمودند: این جفری است که نظر نمی کند در آن مگر پیغمبر یا وصی پیغمبر!
------------------------------------------------------------------
[1] . معجم رجال الحدیث، ج5، ص35 و مناقب، ج4، ص335.
[2] . معجم رجال الحدیث، ج5، ص48.
[3] . منتهی الآمال، ج2، ص361.
[4] . معجم رجال الحدیث، ج5، ص270.
[5] . معجم رجال الحدیث، ج15، ص95.
[6] . معجم رجال الحدیث، ج7، ص209.
[7] . بحار، ج49، ص263.
یاران و شاگردان امام رضا(ع)
بخش ب
1. حسن بن علی بن زیاد الوشاء: یکی از اصحاب بزرگوار امام رضا علیه السّلام و ملقب به بزیع می باشد. وی از افراد برجسته و برگزیده و شایسته امامیه محسوب می شود[1]، که ابتدا واقفی بود، اما وقتی معجزاتی از خدمت امام رضا علیه السّلام دید که دلالت بر صحت امامت ایشان داشت، برگشت و معتقد به امامت آن حضرت و امامان بعدی شد و تا زمان امام هادی علیه السّلام را درک کرد.[2] شیخ طوسی ایشان را دارای اثر مکتوب دانسته.[3]
2. دعبل بن علی بن رزین: دعبل خزاعی شاعر مشهور اهلبیت (ع) که کتاب طبقات الشعرا یکی از تصنیفات وی می باشد. شیخ طوسی می نویسد. حال او در ایمان و علو شأن مشهور است. وی قصیده ای خدمت امام رضا علیه السّلام خواند و آن حضرت لباسی از خز به او عنایت فرمودند که در آن لباس 600 دینار حضرت برای وی گذاشته بودند[4] ابن شهر آشوب نیز در مناقب وی را از شعرای اهل بیت (ع) و از اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهما السّلام شمرده است.[5] عبد السلام هروی (ابوالصلت) از دعبل خزاعی نقل می کند که گفت: وقتی قصیده ام را خدمت امام رضا علیه السّلام خواندم و به ابیات آخر رسیدم، امام علیه السّلام گریه شدیدی کردند و سپس فرمودند: یا خزاعی روح القدس بر زبانت این دو بیت را جاری کرد...[6] دعبل خزاعی در سال 245 هـ.ق در ایام متوکل وفات کرد. وی زمان امام جواد علیه السّلام را نیز درک کرده بود[7]
3. زکریا بن آدم: زکریا بن آدم بن عبدالله بن سعد اشعری قمی از اصحاب ثقه، بزرگوار و جلیل القدر امام رضا علیه السّلام می باشد.[8] وی در نزد امام رضا علیه السّلام از منزلت خاصی برخوردار بود.[9] آیت الله خوئی به نقل از شیخ طوسی وی را از اصحاب امام صادق، امام رضا و امام جواد علیهم السّلام دانسته است.[10] در حدیثی که کشی آن را نقل کرده، آمده است:
امام جواد علیه السّلام فرمودند: خداوند به صفوان بن یحیی و محمد بن سنان و زکریا بن آدم بهترین پاداشها را بدهد، آنها نسبت به من وفادار بودند[11] در نامه ای که امام جواد علیه السّلام آن را برای محمد بن اسحاق نوشته است زکریا بن آدم را فردی عارف به حق معرفی کرده است.[12] مرقد شریف وی در قبرستان شیخان قم می باشد.
4. صفوان بن یحیی: وی یکی از افراد مورد وثوق امامیه و از اصحاب امام رضا و امام جواد علیهما السّلام بوده است. شیخ طوسی وی را موثق ترین افراد زمان خویش در حدیث و عابدترین آنها معرفی کرده است [13] شیخ طوسی در شدت زهد و عبادت وی می نویسد: او هر روز 150 رکعت نماز می گذارد و هر سالی سه ماه روزه می گرفت زکات مالش را هر سالی سه مرتبه پرداخت می کرد. او و عبدالله بن جندب و علی بن نعمان در بیت الله الحرام با یکدیگر عهد کردند که هر کدام زودتر بمیرند، و هر کسی زنده ماند برای او نماز بخوانند، روزه بگیرند، حج انجام دهند و... آن دو نفر مردند. و صفوان زنده ماند پس به عهد خویش در مورد آن دو نفر وفا کرد... و هر کار نیکی که می توانست برای خودش انجام دهد برای آنها نیز انجام داد.[14]
در حدیثی از امام جواد علیه السّلام آمده است:
خداوند از صفوان بن یحیی و محمد بن سنان راضی و خشنود گردد زیرا آنها با من و پدرم هرگز مخالفت نکردند.[15]
وفات صفوان بن یحیی در مدینه بوده است. امام جواد علیه السّلام حنوط و کفن برایش فرستادند[16] وی کتابهای زیادی نوشته که از جمله آنها می توان به الشراء، البیع، الفرائض اشاره کرد.[17]
5. محمد بن اسماعیل بن بزیع: شیخ طوسی وی را فردی شایسته، موثق و کثیر العمل معرفی کرده است[18] وی از اصحاب امام رضا علیه السّلام می باشد که افتخار شاگردی امام موسی کاظم علیه السّلام و امام جواد علیه السّلام را نیز داشته است.[19] شیخ طوسی کتابهایی برای او ذکر کرده است که از جمله آنها می توان به کتاب الحج اشاره کرد.[20]
6. حسن بن علی بن فضال: از صحابه جلیل القدر امام رضا علیه السّلام می باشد. وی از امام رضا علیه السّلام روایت نقل کرده است. وی فردی با ورع و ثقه و زاهد معرفی شده است[21] شیخ طوسی می نویسد. وی ابتدا فطحی مذهب و قائل به امامت عبدالله بن جعفر بود. سپس به امامت ابی الحسن علیه السّلام برگشت.[22] آیت الله خوئی روایتی را به نقل از فضل بن شاذان آورده است که دلالت بر عبادت و سجده های طولانی ایشان دارد.[23] این عالم شیعی که کتابهایی نیز به او نسبت داده شده است از جمله کتاب الصلاه و کتاب الدیات[24] وی در سال 224 هـ.ق فوت کرده است.[25]
از دیگر اصحاب امام رضا علیه السّلام می توان به حسن بن محبوب، عبد السلام هروی (اباصلت)، احمد بن ابی نصر بزنطی و... اشاره کرد.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ راویان امام رضا علیه السّلام در مسند الرضا(ع): عزیزالله عطاردی.
2ـ منتهی الامال: شیخ عباس قمی.
3ـ معجم الرجال: آیت الله خوئی (ره).
________________________________________
[1] . محمد بن حسن طوسی، الفهرست، مشهد، دانشگاه مشهد، 1351ش، ص54.
[2] . نجفی، محمد مهدی، الجامع لرواه و اصحاب الامام الرضا(ع)، مشهد، الموتمر العالمی للامام الرضا(ع)، 1407ق، ج1، ص195.
[3] . الفهرست، همان، ص54.
[4] . محمد بن حسن طوسی، رجال طوسی، نجف، منشورات المکتبه و المطبعه الحیدریه، 1380ق. ص376.
[5] . موسوی خوئی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بی جا، مرکز نشر الثقافه الاسلامیه، 1403ق، ج8، ص149.
[6] . همان، ج8، ص150.
[7] . محمد بن حسن طوسی، همان، ص376.
[8] . محمد بن حسن طوسی، الفهرست، همان، ص297.
[9] . معجم رجال الحدیث، همان، ج8، ص282.
[10] . همان.
[11] . همان به نقل از کشی.
[12] . قزوینی، سید محمد کاظم، الامام الجواد(ع) من المهد الی الحد. قم، مؤسسه الرساله، 1414ق، ص189.
[13] . محمد بن حسن طوسی، همان، ص171.
[14] . همان.
[15] . معجم رجال الحدیث، همان، ج17، ص162.
[16] . الامام الجواد(ع) من المهد الی الحد. همان، ص197.
[17] . همان، ص172.
[18] . همان ص227.
[19] . شیخ مفید، جوابات اهل الموصل، بی جا، الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، بی تا، ص21.
[20] . محمد بن حسن طوسی رجال طوسی، همان، ص386 و 360.
[21] . محمد بن حسن طوسی، الفهرست، همان، ص94-93.
[22] . همان.
[23] . سید ابوالقاسم موسوی خوئی، همان، ج 6، ص 51.
[24] . محمد بن حسن طوسی، همان، ص94-93.
[25] . اسماعیل باشا البغدادی ـ ایضاح المکنون، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا، ج2، ص278.
_________________________________________________________________________
ابراهیم بن ابى البلاد
وى از ثقات راویان و از قرّاء قرآن و ادباى زمان خویش است. حضرت رضا(ع) بر او ثنا فرمودهاند و رساله اى به وى مرقوم داشته اند.
احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى کوفى
وى از ثقات راویان حدیث و صاحب «کتاب الجامع » است که به «جامع بزنطى» معروف است. بزنطى از محضر حضرت موسى بن جعفر(ع) نیز کسب فیض نموده و نزد حضرت رضا(ع) مرتبه و منزلتى داشته و پس از آن حضرت، به فرزند ایشان جوادالائمه(ع) نیز اختصاص داشته است. بزنطى از کسانى است که متقدمان شیعه، احادیث منقول از وى را گرچه مرسلاً نقل کرده باشد موصوف به صحّت شمرده و به فقه و فضل وى اقرار داشته اند. وفات وى به سال 221 هجرى (یعنى 18 سال پس از درگذشت حضرت رضا علیه السلام) اتفاق افتاد. بزنطى منسوب به بیزانطیه، یکى از مستعمرات یونانى است که توسط قسطنطین کبیر در سده هفتم پیش از میلاد تجدید بنا شده و پایتخت امپراتورى روم شرقى (دولت بیزانس) بود و به همین دلیل نام قسطنطنیه را بر آن نهادند. بعید نیست که خود بزنطى یا پدران او، در جنگهاى بین مسلمانان و روم شرقى اسیر شده و به دیار اسلامى انتقال یافته، یا به خواسته خویش به بلاد بین النهرین مهاجرت نموده و در کوفه سکونت گزیده باشند. از آن جا که علاّمه در رجال خود از او به عنوان مولى السکونى یاد کرده، احتمال اسارت وى تقویت مى شود، زیرا به احتمال قوى ، معنى مولى در این جا (آزاد کرده) است که معلوم مى شود وى نخست غلام سکونى بوده که خود از اصحاب حضرت صادق(ع) به شمار مى رفته و قضاوت بصره را بر عهده داشته و مردى موجّه شمرده مى شده است. احتمال دیگرى نیز موجود است و آن این که مولى به معنى حلیف و هم پیمان باشد، این نیز احتمال اسارت یا مهاجرت بزنطى را تأیید مى کند، زیرا معمولاً افراد غیرعرب خود را به شخصیتها یا قبایل معروف منتسب مى کردند و با آنان پیمان مى بستند. بزنطى از کسانى است که متقدمان شیعه، تمامى احادیث منقول از وى را موصوف به صحّت شمرده اند و اقرار به فقه و فضل وى داشته اند.
احمد بن محمد بن عیسى اشعرى قمى
وى شیخ قمیین و فقیه بلامنازع و رئیس آن دیار بوده و پس از حضرت رضا(ع) از حضرت جواد(ع) و حضرت هادى (ع) نیز روایت نموده است. جدّ بزرگش سائب بن مالک، جزو وافدین بر پیغمبر(ص) بوده است که پس از مدتى به کوفه مهاجرت نمود. سعد بن مالک بن احوص بن سائب اول کس از اشعریان است که به قم مهاجرت نمود. علامه در شأن وى مى نویسد: از موجّهین شیعه و از خاندان جلیل و بزرگى بوده است که در کوفه مى زیستند.
بکر بن محمد ازدى
وى از خاندان آل نعیم و از ثقات اهل کوفه است که عمرى دراز نمود. پیشتر، از محضر حضرت امام صادق(ع) و امام موسى بن جعفر(ع) نیز درک فیض کرده بود.
جعفر بن بشیر وشاء بجلى
وى از زهّاد و عبّاد شیعه و در عین حال از ثقات راویان است. مسجد بجیله در کوفه منسوب به اوست. وشاء ظاهراً به فروش پارچه هاى ابریشمى الوان اشتغال داشته است. از آثار وى «کتاب المشیخه» (که مانند کتاب مشیخه ابن محبوب، معروف بوده است)، «کتاب الصلوه »، «کتاب الصید» و «کتاب الذبائح» است. وى به جرم تشیّع دستگیر و شکنجه شد.
حمّاد بن عثمان
وى از ثقات اصحاب حضرت صادق(ع)، حضرت کاظم(ع) و حضرت رضا علیه السلام است و در کتابهاى رجال با لقبهاى (ناب) به معنى خالص و (رواسى) منسوب به تیره اى از قبیله قیس عیلان، یاد شده است. شیخ طوسى وى را در کتاب «الفهرست» به وثاقت و جلالت قدر، ستوده و تألیف کتابى را به او نسبت داده است. حمّاد از کسانى است که به گفته کشّى، اصحاب ما بر صحت احادیث وى اتفاق نظر دارند. کشّى وفات او را به سال 190 هجرى در کوفه نوشته است.
حسن بن على بن فضال کوفى
وى حضرت موسى بن جعفر(ع) را درک نموده و خود از خواص اصحاب حضرت رضا(ع) بوده است. خاندان فضال از بیوت علمى شیعه بوده اند، امّا پس از حضرت صادق(ع) به امامت فرزندایشان عبدالله افطح قائل شدند. کشّى امّا در رجال خویش، و قاضى نورالله در مجالس المؤمنین مى نویسند که حسن در بیمارى خود که به مرگ انجامید، از مذهب فطحیه برگشته و به امامت حضرت موسى بن جعفر(ع) اعتراف نمود. شیخ انصارى در رسائل نوشته است: جمعى خدمت امام عرض کردند: خانه هاى ما از کتب بنى فضال پر است، تکلیف ما نسبت به آنها چیست؟ امام فرمودند: به روایات آنها عمل کنید، امّا باورهاى آنان را کنار بگذارید.
بارى، حسن از جهت زهد و وثاقت، در مرتبه والایى قرار داشته و کشى وى را از کسانى که شیعه اجماع بر صحت روایاتشان نموده اند، ذکر کرده است. از تألیفات وى این کتب را نام برده اند: «الزیارات، البشارات، النوادر، الردّ على الغالیه، الشواهد من کتاب الله، المتعه، الناسخ و المنسوخ، الملاحم، الصلوات». ابن فضال به سال 224 هجرى درگذشت.
حسن بن سعید اهوازى
وى از اصحاب بزرگوار امام رضا(ع) است که محضر حضرت جواد(ع) را نیز درک کرده و با همیارى برادرش حسین که وى نیز از مقرّبان امام همام بوده، حدود سى کتاب نوشته است که تعداد یاد شده توسط مؤلفان پس از وى، نمودار استقصاء تصنیف در زمینه هاى مختلف گردید. حَسن، واسطه معرّفى على بن مهزیار اهوازى به محضر امام بوده است.
حسین بن سعید اهوازى
برادر حسن بن سعید است که نامش گذشت. وى نیز محضر امام جواد(ع) را درک نموده است. این دو برادر اصلاً اهل کوفه بودند که به اهواز منتقل شدند و سپس حسین به قم مهاجرت نموده و در آن دیار رحل اقامت افکند و سرانجام نیز در بلده طیبه قم درگذشت.
حسن بن على بن یقطین
وى و برادرش حسین، فرزندان على بن یقطین، صحابى مورد اعتماد امام موسى بن جعفر(ع) و وزیر دارایى هارون الرشید، بوده اند. حسن از متکلمان شیعه است و از محضر حضرت رضا(ع) و پدر بزرگوارشان استفاده نمود و کتابى در «مسائل ابى الحسن موسى بن جعفر علیه السلام» نوشت. حسین نیز از ثقات راویان امام رضا(ع) است.
حسن بن محبوب سرّاد
وى از ثقات اصحاب حضرت رضا(ع) و پدرایشان موسى بن جعفر(ع) بوده است. حسن را از ارکان اربعه عصر خویش شمرده اند.
سرّاد از هفتاد تن از اصحاب حضرت صادق(ع) روایت کرده است، و کتب زیادى نوشته و در وثاقت، مرتبه اى دارد که امامیه بر صحّت مرویات وى اجماع نموده اند. حسن بن محبوب در سن هفتاد و پنج سالگى به سال 224 هجرى در کوفه درگذشت.
حسین بن مهران سکونى
حسین سکونى از بزرگان واقفه بوده، ولى از حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا علیهما السلام نیز روایت کرده است. وى کتابى در مسائل نوشته و علامه حلّى کتابى از موسى بن جعفر(ع) را به وى نسبت داده است. جدّش ابونصر با این که مذهب اهل سنّت داشته، از اصحاب حضرت صادق(ع) بوده است و روایات بسیارى از آن جناب بازگفته است.
ابوهاشم جعفرى
نام ابوهاشم، داود است که فرزند قاسم بن اسحاق بن عبدالله بن حعفر بن ابى طالب مى باشد. وى از ثقات راویان شیعه است که نزد ائمه(ع) منزلتى والا داشته، پدرش قاسم، از حضرت صادق(ع) روایت مى کرده و خود علاوه بر صحابت حضرت رضا(ع)، محضر امام جواد(ع) و امام هادى (ع) را نیز درک نموده و حتّى به قولى، تا زمان حضرت ولى عصر(عج) زنده بوده است. ابوهاشم در بغداد مى زیسته و نزد ارباب دولت موجّه بوده است. وى ذوق ادبى نیز داشت و شعر هم مى سرود.
دعبل خزاعى
وى فرزند على بن رزین و از شاعران نامى زمان خویش بود. قصیده تائیه اش را که در مدح اهل بیت(ع) سروده بود، براى حضرت رضا(ع) خواند و آن جناب جامه اى از خز به وى بخشیدند. دعبل به سال 245 هجرى در ایام حکمرانى متوکل، درگذشت.
ریان بن صلت اشعرى
ریّان از ثقات اصحاب حضرت رضا(ع) است که خدمت حضرت هادى(ع) را نیز درک نموده و کتابى در فرق بین آل و امت، که مطالب آن را از حضرت رضا(ع) استفاده نموده، نوشته است. شیخ طوسى وى را با نسبت بغدادى و خراسانى آورده که حاکى از اقامت در بغداد و خراسان، یا سفر وى به این دو سرزمین بوده است.
زکریا بن آدم قمى
فرزند عبدالله اشعرى است که از ثقات و اجلاّء روات امامیه و مؤلف کتاب «المسائل للرضا(ع)» است. على بن مسیب که خود از اصحاب حضرت رضا(ع) است مى گوید: خدمت آن حضرت عرض کردم: موطن من از شما دور است، و نمى توانم همه وقت خدمت شما برسم، معالم دینم را از چه کسى فرا گیرم؟ فرمودند: از زکریا بن آدم که مأمون بر دین و دنیاست.
سهل بن یسع قمى
جدّش عبدالله اشعرى قمى است و خود علاوه بر صحابت حضرت رضا(ع) از اصحاب حضرت موسى بن جعفر(ع) نیز بوده است. وى از ثقات اصحاب و راویان امام رضا(ع) است که کتابى نیز دارد.
صفوان بن یحیى کوفى بجلى
وى پارچه فروش بود و از همین رو، لقب (بیّاع السابرى) داشت. با این حال، از روایان موثق بود و به سمت وکالت حضرت رضا(ع) نیر افتخار داشت. کشى وى را از اصحاب حضرت موسى بن جعفر(ع) برشمرده است. شیخ طوسى وى را اهل زمان خویش مى شمارد و مى گوید: وى در ورع و عبادت به مرتبه اى بوده که در طبقه خود همتا نداشته است. صفوان را تألیفات متعددى است که آنها را سى کتاب نوشته اند. از رجال شیخ چنین مستفاد مى شود که وى محضر امام جواد(ع) را نیز درک نموده است. صفوان از کسانى است که شیعه بر صحّت مرویّات وى و مرتبه فقاهت او اتفاق نظر داشته اند.
عبدالرحمن بن ابى نجران کوفى
وى از قبیله تمیم و از ثقات و اصحاب حضرت رضا(ع) و امام جواد(ع) است و پدرش ابونجران از کسانى است که از حضرت صادق(ع) روایت مى کند. شیخ نجاشى وى را به لفظ (ثقه ثقه) و به (متعهداً على ما یرویه) ستوده است. وى چندین کتاب نیز دارد.
على بن جعفر بن محمد
وى عموى حضرت رضا(ع) و از نیکان اهل بیت و ثقات و اجلاّء روات شیعه بوده است. ایشان به واسطه سکونت در عریض (از نواحى مدینه) به عریضى مشهور است. على بن جعفر را در احکام، سؤالاتى از حضور حضرت موسى بن جعفر(ع) بوده است که در ابواب مختلف شیعه، مذکور و مورد استناد فقهاست. به علاوه، وى کتابى در مناسک حج دارد که از برادر بزرگتر، امام موسى بن جعفر(ع) استفاده نموده است. این بزرگوار به استدعاى مردم قم بدین شهر انتقال یافت و در همان جا درگذشت.
عبدالله بن مغیره بجلى
وى از اصحاب حضرت موسى بن جعفر(ع) و حضرت رضا(ع) است. نجاشى وى را دوبار به وثاقت ستوده (ثقه ثقه) و فرموده است که در جلالت و دیندارى و ورع عدیل ندارد. عبدالله از کسانى است که سى کتاب نوشته و او را از راویانى شمرده اند که امامیه به مقام فقهى اش اذعان نموده و مرویاتش را به منزله صحیح شمرده اند.
عبدالله بن صلت
ابوطالب قمى از ثقات بوده و از محضر حضرت جواد(ع) نیز استفاده کرده و در تفسیر هم کتابى نوشته است.
عبدالسلام بن صالح
ابوالصلت هروى، از متکلمان و محدثان مشهور زمان خود بوده و نجاشى وى را به وثاقت ستوده است. وى در خراسان از محضر امام رضا(ع) استفاده نموده است. کشى او را شیعه مى داند و مى گوید کتابى هم در تفسیر نگاشته، ولى شیخ طوسى او را از اهل سنت مى شمارد. در «عیون اخبارالرضا»، روایات زیادى از او نقل شده که بعضى دلالت بر اختصاص وى به حضرت رضا(ع) دارد.
على بن اسباط مقرى کوفى
وى نخست به مذهب فطحیه بود که به ارشاد حضرت جواد(ع) به حق گروید. ولى کشى او را از فطحیه شمرده است. على بن اسباط از وثیق ترین مردم زمان خود بوده و کتبى هم نوشته است. شیخ در کتاب «فهرست»، تألیف یکى از اصول اربعمائه را به او نسبت مى دهد. چنان که از نام او پیداست، او را به مقرى ستوده اند، که حاکى از اطلاع وى از علم قرائت است.
على بن اسماعیل میثمى
وى از خاندان میثم تمّار، صحابى بزرگوار امام على(ع) بوده است و خود از متکلمان بزرگ شیعه در عصر خویش است که با ابوهذیل علاّف و نظّام مناظراتى داشته و کتابى به نام «الکامل»در امامت نوشته است. وى علاوه بر تخصص در کلام، از فقها و محدثان زمان خویش است که در بصره سکونت داشته و کتابهاى وى از این قرار است: «کتاب الطلاق، کتاب النکاح، کتاب مجالس هشام بن الحکم».
على بن مهزیار اهوازى
وى از ثقات و معتمدین بوده است و علاوه بر صحابت حضرت رضا(ع)، محضر امام جواد(ع) و امام هادى(ع) را نیز درک نموده و وکیل آن امامان بوده است. پدر على، نخست به دین مسیحى بوده که اسلام آورده و گفته اند که على نیز در کودکى به اسلام مشرّف شده است. شیخ طوسى وى را به جلالت ستوده و تعداد تألیفات او را سى اثر شمرده است.
فضاله بن ایوب ازدى
وى از اصحاب امام موسى بن جعفر(ع) و امام رضا(ع) است. فضاله از ثقات روات شیعه و جزو کسانى است که به نوشته کشى، روایتشان را گرچه به طور ارسال نقل کرده باشند، اصحاب ما در شمار صحاح به حساب آورده اند و به فقه و مرتبت علمى آنان اتفاق نظر دارند، منتهى بعضى به جاى فضاله، عثمان بن عیسى را جزو این کسان (یعنى اصحاب اجماع) نوشته اند. نجاشى از آثار او کتابهاى «الصلوه» و «النوادر» را نام برده است.
محمد بن خالد برقى
برقى منسوب به برقه رود قم است، که پدر و جدّش از کوفه به این محل مهاجرت کرده، سکنى گرفتند. محمد مردى ادیب و عالم به اخبار عرب و سایر علوم بوده است. نیز وى از ثقات راویان شیعه و از اجلاء اصحاب حضرت امام موسى بن جعفر و امام رضا و جوادالائمه علیهم السلام است. منتهى غضائرى فرموده که فضاله از ضعفا روایت مى کرده و نجاشى وى را ضعیف الحدیث شمرده است. از آثار برقى کتاب «النوادر» را گفته اند. فرزندش احمد بن محمد بن خالد نیز از معاریف راویان شیعه و صاحب کتاب «المحاسن» است.
محمد بن اسماعیل بزیع کوفى
وى از ثقات راویان شیعه و از اصحاب موسى بن جعفر(ع) و حضرت رضا(ع) است که حضرت جواد(ع) را نیز درک کرده است.
نجاشى وى را از موالى ابوجعفر منصور (دومین خلیفه عباسى) نوشته و افزوده است که بیت بزیع از بیوت معروف بوده که اسماعیل هم از همین خاندان است. به هر حال، وى و پدرش بزیع را در شمار وزرا آورده، وى را به وثاقت ستوده اند. از آثار او کتابى در حجّ است.
محمد بن سنان خزاعى کوفى
وى از اصحاب حضرت موسى بن جعفر، امام رضا و امام جواد علیهم السلام بوده است، ولى اقوال علما درباره او مختلف است. علامه در «خلاصه الاقوال» مرقوم داشته: شیخ مفید فرموده است که او ثقه است، امّا شیخ طوسى و نجاشى ابن غضائرى وى را تضعیف نموده و حتى ابن غضائرى گوید: وى ضعیف و عالى است و به روایاتش التفات نمى شود. پس علامه مى افزاید: موجّه نزد من، توقف در روایات اوست. فوت ابن سنان به سال 220 هجرى بوده است.
محمد بن ابى عمیر ازدى
وى از ثقات راویان و اصحاب امام کاظم، امام رضا و امام جواد علیهم السلام است که خانه اش محل رفت و آمد شیعه بوده. ابن ابى عمیر در بغداد مى زیسته و نزد موافق و مخالف احترام و منزلتى داشته است. هارون الرشید وى را براى نپذیرفتن قضاوت یا براى نشان ندادن محل شیعیان، به زندان افکند و شکنجه کرد. گویند چهار سال در حبس هارون بود. ابن ابى عمیر را تألیفات زیادى است چنان که کتابهاى وى را نود و چهار جلد نوشته اند و چون مدت حبس وى تمام شد، خواهرش از ترس، کتب وى را در محلّى مدفون ساخت که به سبب رطوبت یا آب باران تلف شد، لذا وى پس از آزادى چون اسناد و روایاتى را که با واسطه از ائمه(ع) نقل کرده، از یاد برده بود، احادیث مزبور را به حذف اسناد روایت مى نمود، ولى به واسطه وثاقت و جلالت شأن و این که از غیر ثقات نقل حدیث نمى کرده، اصحاب، روایات مرسله وى را تلقى به قبول نموده و به قول کشى اجماع بر صحت مراسیل وى دارند. فوت ابن ابى عمیر به سال 217 هجرى اتفاق افتاد.
موسى بن قاسم بجلى کوفى
جد موسى، معاویه بن واهب است که از ثقات راویان حضرت امام صادق و امام موسى بن جعفر علیهماالسلام بوده و موسى از اصحاب حضرت رضا و جوادالائمه علیهماالسلام است و خاندان مزبور از قبیله بجیله اند که از قبایل مشهور عرب است. شیخ در فهرست شماره تألیف وى را سى کتاب مرقوم داشته، به اضافه کتاب «الجامع».
معاویه بن سعید کندى کوفى
وى را شیخ طوسى در جایى از اصحاب حضرت صادق(ع) شمرده و در جاى دیگر از اصحاب حضرت رضا(ع) و از این که برادرش محمد بن سعید را نیز در شمار اصحاب حضرت امام صادق(ع) آورده، معلوم مى شود که معاویه نیز شرف صحبت حضرت صادق(ع) را درک کرده و تا زمان امام رضا(ع) نیز مى زیسته که به صحابت آن حضرت نیز مشرّف شده است و شاهد این معنى، حکایت اردبیلى است که محمد بن سنان را از راویان حضرت رضا(ع) مى شمارد.
به هر حال، انتساب معاویه به کندى حاکى است که وى از قبیله کِنده که از اعراب یمانى است که حارث پادشاه حیره و حجر پدر امرؤالقیس، شاعر معروف از همین قبیله اند. نجاشى از تألیفات وى کتاب «مسائل الرضا(ع)» را نام برده است.
معاویه بن حُکَیم
جدّش معاویه بن عمار دهنى است که از وجوه اصحاب حضرت صادق(ع) بوده است و این معاویه نیز از ثقات و اجلاء اصحاب حضرت رضا(ع) است که کتبى تألیف نموده که از آن جمله است: «کتاب الطلاق، کتاب الحیض، کتاب الفرائض». کشى وى را با چند تن دیگر نام مى برد و مى نویسد: اینان با این که تماماً فطحى مذهب بوده اند ولى از اجلاء علما و فقها و عدول رواتند و اتفاقاً همه از اهل کوفه اند. ممقانى پس از نقل عبارت کشى مى نویسد: نامبردگان تماماً امامى مذهب بوده اند و ممدوح به علم و فقه، و اطلاق فطحى بر اینان به اعتبار گرایش نامبردگان در آغاز به مذهب مزبور بوده ولى چون عبدالله افطح پس از حضرت صادق(ع) هفتاد روز بیشتر زنده نماند، اصحابش به حضرت موسى بن جعفر(ع) گراییده و از مذهب فطحیه عدول نمودند.
محمد بن یونس بن عبدالرحمان
وى از اصحاب حضرت رضا و جوادالائمه علیهماالسلام است، ولى شیخ که وى را در شمار اصحاب این دو بزرگوار آورده، ضمن برشمردن اصحاب امام موسى بن جعفر(ع) او را از ثقات اصحاب آن حضرت دانسته، لذا ابوعلى حائرى ، محمد بن یونس را نامى براى دو نفر قلمداد کرده است. ولى به استظهار استرآبادى و ممقانى، محمد بن یونس نام یک نفر بیش نبوده است و هم اوست که هنگام تازیانه خوردن ابن عمیر توسط عمال خلیفه که اسامى شیعیان را برشمارد، حضور داشته و وى را به ثبات و عزم و عدم افشاى نام شیعه تشجیع مى نموده و این خود حکایت از جلالت قدر او دارد.
یحیى بن یحیى تمیمى
وى گرچه از عامه است ولى مورد توثیق بوده است. ابن حجر در «تقریب التهذیب» وى را به عنوان (ثقه، ثَبَت، امام) مى ستاید و فوتش را در سال 224 مى نویسد.
یونس بن عبدالرحمان
وى از ثقات اصحاب امام موسى بن جعفر و حضرت رضا علیهماالسلام است. او از وجوه شیعه و صاحب منزلتى عظیم بوده است که در ایام هشام بن عبدالملک متولد شده و حضرت صادق(ع) را بین صفا و مروه دیدار کرده ولى از حضرت موسى بن جعفر(ع) و حضرت رضا(ع) روایت نموده است و حضرت رضا(ع) بعضى از اصحاب را در علم و فتوى به او ارجاع داده اند. نوشته اند که واقفه حاضر شدند اموال فراوانى به وى بپردازند تا از قول به امامت حضرت رضا(ع) منصرف گردد و او قبول نکرد و بر حق ثابت ماند.
تفریشى از کتاب «مصابیح الانوار» شیخ مفید نقل مى کند که ابوهاشم جعفرى کتاب «یوم و لیله» یونس را خدمت حضرت عسکرى(ع) عرضه داشت، حضرت فرمودند: تصنیف کیست؟ عرض کرد: نوشته یونس مولى آل یقطین است. امام فرمودند: خداوند در روز رستاخیز در برابر هر حرف آن نورى به وى عطا فرماید. عبدالعزیز بن مهتدى قمى که سمت وکالت حضرت رضا(ع) را داشته به خدمت آن حضرت عرض کرد: من همه وقت موفق به زیارت شما نمى شوم، بفرمائید معالم دین را از چه کسى بگیرم؟ فرمودند: از یونس بن عبدالرحمان. نقل شده است که حضرت رضا(ع) سه بار بهشت را براى یونس ضمانت فرمودند. یونس از کسانى است که شیعه بر فقاهت و مقام علمى آنان و صحت احادیث منقوله از ایشان اجماع دارند. ابن ندیم وى را علامه زمان خود شمرده است. یونس داراى تألیفات بسیارى است که به قول شیخ در فهرست، بیش از سى کتاب است که نام آنها را در فهرست مزبور و رجال نجاشى مى توان دید.
یونس بن یعقوب
وى از ثقات اصحاب حضرت صادق(ع) و کاظم(ع) بوده و وکالت حضرت موسى بن جعفر(ع) را داشته و خدمت ضرت رضا(ع) را نیز درک نموده است. کشى وى را فطحى مذهب شمرده، ولى نجاشى مى نویسد: وى نخست فطحى مذهب بود، ولى از این اعتقاد رجوع نمود. با این حال، چون در سفر مدینه درگذشت، حضرت رضا(ع) حنوط و کفن و سایر ملزومات کفن و دفن وى را از مال خویش فرستادند و به موالى خود و پدر و جدّش توصیه کرد که به جنازه اش حاضر شوند و حتى تهدید فرمودند که اگر مباشرین قبرستان بقیع به دلیل این که او کوفى است و از مردم مدینه نیست، با دفن وى مخالفت کردند، بگویید: وى از موالى حضرت صادق(ع) بوده است. مادر یونس، خواهر معاویه بن عمار است که از خواص اصحاب حضرت صادق(ع) بود. نجاشى از تألیفات وى کتاب «الحجّ» را یاد کرده است.
یعقوب بن یزید انبارى
وى از ثقات اصحاب حضرت رضا(ع) است. یعقوب را به لقب (کاتب، انبارى و سلمى) در کتب رجال ستوده اند. که حاکى از پیشه کتابت وى است که منشى منتصر عباسى بوده است و نسبت انبارى حاکى از تولد یا توطن وى در شهر انبار است که شهرى در کنار دجله و در غرب بغداد بوده است، که در زمان ساسانیان انبار غلات عراق محسوب مى شده است و نسبت سلمى به مناسبت انتساب وى به این دیار است. یعقوب کتبى مرقوم داشته که در فهرست شیخ طوسى و رجال نجاشى یاد شده است.
--------------------------------------------------------------
منبع: khorshidehashtom.parsiblog.com
نسخه چاپی





